احادیث و سخنان

احادیث فقهی امام رضا در مورد محمد (ص)

متن حدیث
مقام رسول الله صلّی الله علیه و آله و ذکر أوصیائه الصدوق قال : حدّثنا الحسن بن محمّد بن سعید الهاشمی قال : حدّثنا فرات بن إبراهیم بن فرات الکوفی قال : حدّثنا محمّد بن أحمد بن علیّ الهمدانی قال : حدّثنی أبوالفضل العبّاس بن عبدالله البخاری قال : حدّثنا محمّد بن القاسم بن إبراهیم بن محمّد بن عبدالله بن القاسم بن محمّد بن أبی بکر ، قال : حدّثنا عبدالسلام بن صالح الهروی عن علیّ بن موسی الرضا علیه السلام عن أبیه موسی بن جعفر عن أبیه
جعفر بن محمّد عن أبیه محمّد بن علیّ عن أبیه علیّ بن الحسین عن أبیه الحسین بن علیّ عن أبیه علیّ بن أبی طالب علیهم السلام قال : قال رسول الله صلّی الله علیه و آله : ما خلق الله خلقاً أفضل منّی و لاأکرم علیه منّی . قال علیّ علیه السلام : فقلت : یا رسول الله فأنت أفضل أم جبرئیل ؟ فقال : یا علیّ إنّ الله تبارک و تعالی فضّل أنبیائه المرسلین علی ملائکته المقرّبین و فضّلنی علی جمیع النبیّین و المرسلین . و الفضل بعدی لک یا علیّ و للأئمّه من بعدک ، و إنّ الملائکه لخدّامنا و خدّام محبّینا ، یا علیّ الذین یحملون العرش و من حوله یسبّحون بحمد ربّهم و یستغفرون للّذین آمنوا بولایتنا ، یا علی لولا نحن ما خلق الله آدم و لاحواء و لاالجنّه و لاالنار و لاالسماء و لاالأرض ، فکیف لانکون أفضل من الملائکه و قدسبقناهم إلی معرفه ربّنا و تسبیحه و تهلیله و تقدیسه لأنّ أوّل ما خلق الله عزّوجلّ خلق أرواحنا فأنطقنا بتوحیده و تحمیده ، ثمّ خلق الملائکه فلمّا شاهدوا أرواحنا نوراً واحداً استعظموا أمرنا فسبّحنا لتعلم الملائکه أنّا خلق مخلوقون و أنه منزّه عن صفاتنا فسبّحت الملائکه بتسبیحنا و نزّهته عن صفاتنا ، فلمّا شاهدوا عظم شأننا ، هلّلنا لتعلم الملائکه أن لاإله إلّا الله و أنّا عبید و لسنا بآلهه یجب أن نعبد معه أو دونه ، فقالوا : لا إله إلّا الله ، فلمّا شاهدوا کِبَر محلّنا ، کبّرنا لتعلم الملائکه أنّ الله أکبر من أن ینال عظم المحلّّ إلّا به ، فلما شاهدوا ماجعله الله لنا
من العزّ و القوّه ، قلنا : لاحول لنا و لاقوه إلّا بالله لتعلم الملائکه أن لاحول و لاقوه إلّا بالله . فلما شاهدوا ما أنعم الله به علینا و أوجبه لنا من فرض الطاعه قلنا : الحمد للّه ، لتعلم الملائکه ما یحقّ للّه تعالی ذکره علینا من الحمد علی نعمه ، فقالت الملائکه : الحمد للّه فبنا اهتدوا إلی معرفه توحید الله عزّوجلّ و تسبیحه و تهلیله و تحمیده و تمجیده ، ثمّ إنّ الله تبارک و تعالی خلق آدم فأودعنا صلبه و أمر الملائکه بالسجود له تعظیماً لنا و إکراماً و کان سجودهم للّه عزّوجلّ عبودیّه و لآدم إکراماً و طاعه لکوننا فی صلبه فکیف لانکون أفضل من الملائکه و قد سجدوا لآدم کلّهم أجمعون ؟ و إنّه لمّا عرج بی إلی السماء أذّن جبرئیل مثنی مثنی و أقام مثنی مثنی ، ثمّ قال لی : تقدّم یا محمّد ، فقلت له : یا جبرئیل أتقدّم علیک ؟ فقال : نعم لأنّ الله تبارک و تعالی فضّل أنبیاءه علی ملائکته أجمعین و فضّلک خاصّه ، فتقدّمت فصلّیت بهم و لافخر ، فلمّا انتهیت إلی حجب النور قال لی جبرئیل : تقدّم یا محمّد و تخلّف عنّی : فقلت : یا جبرئیل فی مثل هذا الموضع تفارقنی ؟ فقال : یا محمّد إنّ انتهاء حدّی الّذی وضعنی الله عزّوجلّ فیه إلی هذا المکان ، فإن تجاوزته احترقت أجنحتّی بتعدّی حدود ربّی جلّ جلاله ، فزجّ بی فی النورزجّه حتّی انتهیت إلی حیث ما شاء الله من علوّ ملکه ، فنودیت : یا محمّد ! فقلت : لبّیک ربّی و سعدیک و تبارکت و
تعالیت . فنودیت : یا محمّد أنت عبدی و أنا ربّک فإیّای فاعبد و علیّ فتوکّل ، فإنّک نوری فی عبادی و رسولی إلی خلقی و حجتّی علی بریّتی ، لک و لمن اتبعک خلقت جنّتی و لمن خالفک خلقت ناری و لأوصیائک أوجبت کرامتی و لشیعتهم أوجبت ثوابی ، فقلت : یا ربّ و من أوصیائی ؟ فنودیت : یا محمّد أوصیاؤک المکتوبون علی ساق عرشی فنظرت و أنا بین یدی ربّی جلّ جلاله إلی ساق العرش فرأیت اثنی عشر نوراً فی کلّ نور سطر أخضر علیه اسم وصیّ من أوصیائی أوّلهم علیّ بن أبی طالب و آخرهم مهدی اُمّتی ، فقلت : یا ربّ هؤلاء أوصیائی من بعدی ؟ فنودیت : یا محمّد هؤلاء أولیائی و أحبّائی و أصفیائی و حججی بعدک علی بریّتی و هم أصیاؤک و خلفاؤک و خیر خلقی بعدک و عزّتی و جلالی لأظهرنّ بهم دینی و لأعلینّ بهم کلمتی و لأطهرنّ الأرض بآخرهم من أعدائی و لأمکننه مشارق الأرض و مغاربها و لأسخرنّ له الریاح و لأذلّلنّ له السحاب الصعاب و لأرقینّه فی الأسباب و لأنصرنّه بجندی و لأمدّنّه بملائکتی حتّی تعلو دعوتی و یجتمع الخلق علی توحیدی ، ثمّ لأدیمنّ ملکه و لأداولنّ الأیّام بین أولیائی إلی یوم القیامه .
منزلت پیامبر خدا محمّد (ص) و یاد اوصیای حضرتش صدوق گوید : حسن بن محمد بن سعید هاشمی ما را گفت : فرات بن ابراهیم بن فرات کوفی گفت : محمد بن احمد بن علی همدانی مرا حدیث کرد که ابوالفضل عباس بن عبدالله بخاری ما را حدیث کرد که محمد بن قاسم بن ابراهیم
بن محمد بن عبدالله بن قاسم بن محمد بن ابی بکر گفت : عبدالسلام بن صالح هروی از علی بن موسی الرضا ، از پدرش موسی بن جعفر از پدرش جعفر بن محمد ، از پدرش محمد بن علی ، از پدرش علی بن حسین ، از پدرش حسین بن علی ، از پدرش علی بن ابی طالب ما را حدیث کرد که فرمود : پیامبر (ص) فرموده است : خداوند انسانی برتر از من و گرامی تر از من نزد خود نیافریده است . علی (ع) گوید : به پیامبر خدا (ص) عرض کردم : ای پیامبر خدا تو برتری یا جبرئیل ؟ فرمود : ای علی خداوند تبارک و تعالی پیامبران مرسل خود را بر فرشتگان مقربش فضیلت داد و مرا بر همه پیامبران و رسولان ، و این فضل ( برتری ) پس از من از آن توست ای علی و همچنین برای امامان پس از تو ، فرشتگان خادمان ما و خادمان دوست داران مایند ، ای علی فرشتگانی که عرش را حمل می کنند و آنهایی که پیرامون آن به حمد و ستایش پروردگارشان مشغول اند ، برای مؤمنان به ولایت ما طلب آمرزش می کنند . ای علی اگر ما نبودیم خداوند آدم و حواء و بهشت و دوزخ و آسمان و زمین را نمی آفرید ، چگونه برتر از فرشتگان نباشیم که در شناخت پروردگارمان و تسبیح و تهلیل و تقدیس او بر آنها پیشی گرفته ایم زیرا نخست چیزی که خداوند عزّوجلّ آفرید ارواح ما بود و او ما را به
توحید و ستایش خود به سخن آورد . سپس فرشتگان را آفرید و چون همه روح های ما را یک نور دیدند ، ما را بزرگ شمردند و ما تسبیح گفتیم تا فرشتگان بدانند ما مخلوق [ بنده ] آفریده شده ایم و او پیراسته از صفات ماست و فرشتگان به تسبیح ما تسبیح گفتند ، و او را از صفات ما تنزیه کردند و چون بزرگی منزلت ما را دیدند لا إله إلا الله گفتیم تا فرشتگان بدانند هیچ معبودی جز او نیست و ما بندگان او هستیم ، و خدا نیستیم که همراه او پرستیده شویم و آنگاه بود که گفتند : لا إله إلا الله و چون بزرگی جایگاهمان مشاهده کردند تکبیر زدیم تا فرشتگان بدانند الله برتر از آن است که رسیدن به منزلتی رفیع جز بدو میسور گردد ، و چون آنچه از عزّت و مکنت که برای ما نهاده بود دیدند ، گفتیم : لاحول و لاقوّه إلا بالله تا فرشتگان بدانند لاحول و لاقوه إلا بالله و چون نعمت خدا بر ما را دیدند ، واجب بودن اطاعت ما را مشاهده کردند ، گفتیم : الحمد لله تا فرشتگان بدانند حق خدای متعال بر ما از حمد نعمت هایش چیست پس فرشتگان گفتند : الحمد لله ، بنابر این فرشتگان به سبب ما به شناخت توحید خدای عزّوجلّ و تسبیح و تهلیل و تحمید و تمجید او راه یافتند ، از آن پس خداوند تبارک و تعالی آدم را آفرید و ما را در صلب او قرار داد ، و فرشتگان را به بزرگداشت و تکریم ما به
سجده او فرمان داد در حالی که سجده شان از سر بندگی برای خدای عزّوجلّ و برای آدم ، بزرگداشت و اطاعت از ما که در صلب او بودیم ، واقع شد بنابر این چگونه ما برتر از فرشتگان نباشیم که آنها همگی در برابر آدم به سجده افتادند ، از سویی چون به آسمان عروج کردم جبرئیل دو بار اذان و اقامه گفت ، سپس به من گفت : پیش آی محمد ، به او گفتم : بر تو مقدم شوم ای جبرئیل ؟ و او گفت : آری که خداوند تبارک و تعالی پیامبران خود را بر همه فرشتگان و به طور خاصّ تو را برتری داده است ، [ پس پیامبر (ص) ] گفت : جلو ایستادم و برایشان نماز گزاردم و این مایه غرورم نیست ، و چون به حجاب های نور رسیدم ، جبرئیل گفت : پیش آی محمد ، و خود پشت سر من قرار گرفت ، گفتم : در مانند چنین جایی تنهایم می گذاری ؟ گفت : محمد ، منتهای مرزی که خداوند عزّوجلّ برای من قرار داده ، این جاست که اگر از آن برتر پرم ، بالهایم به سبب تعدّی به حدود پروردگارم عزّوجلّ خواهد سوخت و مرا به درون آن نور راند و تا آن جا از ملکوت والایی که خداوند خواست پیش رفتم پس خوانده شدم : ای محمد ! گفتم : لبیک ربّی و سعدیک و تبارکت و تعالیت ( پروردگارا : دعوتت را اجابت کردم و این منتهای سعادت است و تو برتر و متعالی ) . آنگاه چنین
خوانده شدم : ای محمد تو بنده من و من پروردگار توام ، تنها مرا بپرست و تنها بر من کار سپار که تو نور من در میان بندگان منی و فرستاده ام به سوی خلقم و حجّتم بر مردم ، بهشت من از آن تو و پیروان توست و دوزخم را برای آن که مخالفت تو کند ، آفریده ام . برای اوصیای تو کرامت خویش واجب ساخته ام و برای شیعیان ایشان ثوابم را ، گفتم : پروردگارا ! اوصیای من کیانند ؟ خطاب شدم : ای محمد اوصیای تو بر ساق عرش نوشته شده اند نگریستم ، در حالی که پیشاپیش پروردگارم ، جلّ جلاله ، به سوی ساق عرش می رفتم ، دیدم دوازده نور که در هر نور سطری سبز رنگ بود ، نام وصیی از اوصیای من بر آن بود که نخستین علی بن ابی طالب و آخرین شان مهدی امّتم بود . گفتم : پروردگارا اینان اوصیای من پس از من هستند ؟ ندا شدم : ای محمد اینان أولیا ، دوستان برگزیدگان و حجّت های من پس از تو بر خلق من اند ، آنان اوصیای تو و جانشینانت و بهترین خلق من پس از تواند ، و به عزّت و جلالم سوگند که دین خود به ایشان آشکار کنم و فرمان خود را به سبب ایشان برتری دهم ، با آخرین ایشان زمین را از دشمنانم پاک کرده و او را بر شرق و غرب زمین قدرت دهم ، بادها را به تسخیر او در آورم و ابرهای پربار را رام او گردانم ، او را
در اسباب ( طبقات ) آسمان بالا برم و با سپاه خود پیروزش کنم ، و فرشتگانم را به یاری اش برانگیزم تا دعوت مرا آشکار کرده ، مردم بر توحید من جمع شوند ، آن گاه سلطنت او را دوام داده ، تا روز قیامت روزگار را میان اولیای خود به گردش آورم۱ .
منبع حدیث
۱- علل الشرائع ۱/ ۵ .
برگرفته از کتاب دانستنی های امام رضا علیه السلام دانستنی های رضوی۲

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *