احادیث و سخنان, سیره عملی و رفتاری

احتجاج حضرت رضا با علی بن محمد بن جهم

۴ – ابوالصلت هروی گوید: مامون اهل مقالات از مسلمانان را با پیشوایان سایر ادیان جمع کرد تا با حضرت رضا (ع) گفتگو کنند، در آن میان علی بن محمد ابن جهم برخاست و گفت: یابن رسول الله شما به عصمت انبیاء اعتقاد دارید؟
فرمود آری، گفت: پس آیه شریفه «و عصی آدم ربه فغوی» و یا آیه «و ذاالنون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر علیه» و یا آیه «و لقد همت به و هم بها» ، و یا آیه «و ظن داود انها فتناه» و یا آیه شریفه «و تخفی فی نفسک ما الله مبدیه و تخشی الناس و الله احق ان تخشاه» چه معنی دارد؟
حضرت رضا (ع) فرمود: وای بر تو ای علی از خداوند بترس و به پیامبران خداوند نسبتهای زشت نده، و کتاب خداوند را با رای خود تفسیر نکن، زیرا خداوند متعال میفرماید: تاویل قرآن را جز خداوند و راسخین در علم کسی نمیداند.
[صفحه ۶۱۶]
معنی «و عصی آدم ربه فغوی» این است، که خداوند او را در زمین حجت و خلیفه خود قرار داد، و او را برای بهشت خلق نکرده بود، و معصیت آدم در بهشت بود نه در زمین، و نافرمانی او برای این بود که قضاء و قدر خداوند جریان پیدا کند.
پس از اینکه آدم به زمین فرود آمد، و حجت و خلیفه خداوند قرار گرفت از خطا و لغزش مصون شد و خداوند میفرماید: «ان الله اصطفی آدم و نوحا و آل ابراهیم و آل عمران علی العالمین».
و اما تفسیر آیه «و ذاالنون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر» ، این است که وی دانست خداوند روزی را بر او تنگ نخواهد کرد، و اگر معنی آن بود که وی میدانست خداوند قدرت ندارد روزی او را بدهد کافر میشد.
در قرآن مجید کلمه «قدر» به معنی ضعیف آمده و در آیه شریفه است که «و اما اذا ما ابتله فقدر علیه رزقه» یعنی روزی را بر او تنگ کرد.
اما در قضیه حضرت یوسف معنی آن این است که زلیخا همت گماشت بر معصیت و یوسف همت گماشت بر کشتن او، و یوسف در نظر داشت اگر وی را به فحشاء و ارتکاب معصیت و حرام مجبور کند وی را بکشد، و لیکن خداوند او را هم از فحشاء و هم از قتل نگهداری کرد.
خداوند متعال میفرماید «و کذلک لنصرف عنه السوء – یعنی کشتن – و الفحشاء» یعنی زنا و اما داود نظر پیشینیان شما در این باره چیست؟
علی بن جهم گفت: میگویند داود در محراب خود نماز میخواند، شیطان به صورت یک پرنده زیبایی خود را به او نشان داد، داود نماز خود را قطع کرد و خواست آن پرنده را بگیرد، پرنده از اطاق به حیات پرید، داود، به حیات آمد.
[صفحه ۶۱۷]
پرنده از وسط حیات به روی بام پرید، داود برای گرفتن او بالای بام رفت پرنده از بالای بام به حیات اوریاء بن حنان پرید، داود بار دیگر دنبال پرنده روان شد.
در این هنگام چشم داود بر زن اوریاء افتاد و او در وسط منزل غسل میکرد، داود با دیدن زن اوریاء شیفته جمال او شد، اوریاء در این وقت در شهر نبود و با گروهی از لشکریان با دشمن جنگ میکردند، داود برای فرمانده لشکر نوشت که اوریاء را در صف اول قرار دهد تا وی در جنگ کشته گردد و او بتواند با زن او ازدواج کند.
فرمانده لشکر طبق فرمان داود اوریاء را جلو دشمن فرستاد و او پیروز شد و داود از این جهت ناراحت گردید، بار دیگر دستور داد او را جلو تابوت قرار بده، و در این بار اوریاء کشته شد و داود زن او را گرفت.
حضرت رضا (ع) پس از شنیدن این سخن ناراحت شد و دست خود را بر پیشانیش زد، و فرمود شما یکی از پیامبران خداوند را به خوار داشتن نماز و سهلانگاری نسبت دادید.
پیغمبری نماز خود را قطع میکند، و عاشق زنی میشود، و بعد با نقشه و فریب شوهرش را میکشد و زن او را تصرف میکند.
راوی گوید: علی بن جهم عرض کرد: یابن رسول الله پس تقصیر داود چه بود؟
امام رضا (ع) فرمود: داود گمان میکرد که در روی زمین کسی از وی داناتر نیست، خداوند متعال دو فرشته را فرستاد و آنها را از بالای دیوار محراب نزد او رفتند، و گفتند: ما با هم در موردی نزاع داریم، اکنون بین ما با حق و عدالت حکم کن و از راه راست منحرف نشوید.
[صفحه ۶۱۸]
داود در حکم خود عجله کرد و گفت: آنکه گوسفند بسیار دارد ظلم کرده است و بدون شاهد و بینه فورا حکم کرد و نگذاشت مدعی علیه حرف بزند.
این بود خطائی که از وی سر زد نه آنکه شما گفتید، مگر نشنیدهای که خداوند متعال فرموده: «یا داود انا جعلناک خلیفه فی الارض فاحکم بین الناس بالحق».
گوید: عرض کردم: پس داستان او با اوریاء چیست؟
فرمود: در زمان داود هر گاه مردی میمرد و یا کشته میشد زنش هرگز شوهر نمیکرد، نخستین زنی که بعد از کشتن شوهرش با مرد دیگری ازدواجش مباح شد زنی بود که با داود ازدواج کرد، و این موضوع بر اوریا بسیار گران آمد.
اما در مورد حضرت رسول (ص) که فرمود: «و تخفی فی نفسک ما الله مبدیه و تخشی الناس و الله احق ان تخشاه» تفسیرش این است که خداوند متعال: نامهای زوجات حضرت رسول (ص) را برای آن جناب فاش کرده بود، یکی از آنها زینب بنت جحش بود که در آن روز زوجه زید بن حارثه بود.
حضرت رسول نام او را در نزد خود مخفی کرده بود و برای کسی نقل نکرده بود، برای اینکه منافقین نگویند وی به یک زنی که در منزل شوهرش زندگی میکند چشم دارد، و از منافقین میترسید از این رو خداوند فرمود تو نباید از مردم بترسی و باید از خداوند ترس داشته باشی، خداوند هیچ زنی را به مردی تزویج نکرد، مگر تزویج حواء به آدم، و تزویج زینب به حضرت رسول، و تزویج زهراء به علی.
در این هنگام علی بن جهم گریه کرد و گفت یابن رسول الله من از گفتههای خود توبه کردم و دیگر دربارهی پیغمبران از این گونه سخنان نخواهم گفت.
[صفحه ۶۱۹]
برگرفته از کتاب اخبار و آثار حضرت امام رضا علیه السلام نوشته: عزیزالله عطاردی قوچانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *