از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار میلاد امام رضا (ع) – دوباره مادر احمد پیامبر زاده

دوباره مادر احمد پیامبر زاده
و یا که بنت اسد حیدری دگر زاده

و یا که فاطمه شبّیر یا شبر زاده
یم وسیع ولایت مگر گهر زاده

ستاره ی فلک موسوی قمر زاده
که نجمه بر پسر فاطمه پسر زاده

نگاهدار زهر چشم بد، خدایش باد
رضاست این! پدر و مادرم فدایش باد

دوباره زلف عروس سخن شکن شکن است
شب ولادت روح خرد به ملک تن است

وجود، غرق یم نور وجه نور وجه ذوالمن است
مه مبارک نجمه چراغ انجمن است

دهان چو درج وثنای رضا دُرِ سخن است
رضا که نام، علی کنیه اش ابوالحسن است

زهی جمال خدا لااله الاّ هو
سلام بر گُل رخسار ضامن آهو

سلام باد به نجمه درود بر قمرش
درود باد بر این مادر و بر این پسرش

فدای این پسر و جدّ و مادرش و پدرش
ستاره ای که بود آفتاب، خاک درش

زهی به عارض از آفتاب خوب ترش
گرفته همچو کتاب خدا پدر به برش

زبان گشوده و اوصاف او شماره کند
وضو گرفته که بر عارضش نظاره کند

الا که آینه ی کبریاست این مولود
برید سجده که روی خداست این مولود

تمام آینه ی مصطفاست این مولود
حقیقت علی مرتضاست این مولود

امام سلسله ی انبیاست ایم مولود
گل بهشت محمّد، رضاست این مولود

به نجمه و به گل سرخ دامنش صلوات
به سیّد رسل و پاره ی تنش صلوات

وجود بسته به یک گوشه ی نظاره ی او
فراتر از عدد، اوصاف بی شماره ی او

وجود، غرق یم رحمت هماره ی او
کشند شمس و قمر و منّت از ستاره ی او

صعود نور بر افلاک از مناره ی او
هزار معجزه پیدا به یک اشاره ی او

کسی به کشور بی مرز دل امیر شود
که با اشاره او شیرِ پرده شیر شود

موّحد است و کسی نیست مثل و مانندش
خدا یگان همگان دست بوس و پابندش

به چهره عارض نادیده ی خداوندش
هماره نور خدا می دمد ز لبخندش

جواد و جود، کنار همند فرزندش
گدا و شاه به هنگام جود خرسندش

پناه شیعه سه جا در صف معاد است این
رؤف آل محمّد ابوالجواد است این

سپهر مجد و کرامت! قمر مبارک باد
کلیم طور ولایت! شجر مبارک باد

شب امید! نسیم سحر مبارک باد
بهشت آل محمّد! ثمر مبارک باد

عروس فاطمه نور بصر مبارک باد
امام موسی کاظم پسر مبارک باد

میان سینه و دست تو یک جهان جان است
ببوس صورت او را که کلّ قرآن است

الا که قلب خراسان ما امام رضاست
بهار و باغ و گلستان ما امام رضاست

کمال مکتب ایمان ما امام رضاست
چراغ چشم و دل و جان ما امام رضاست

رئوف کل امامان ما امام رضاست
پناه کشور ایران ما امام رضاست

به زائر حرمش وعده داده و باید
سه جا به دیدنش از لطف و مرحمت آید

مزار بضعه ی پاک پیمبر است اینجا
فروغ دیده ی زهرای اطهر است اینجا

بهشت قرب خداوند اکبر است اینجا
چه ازدهام عجیبی است محشر است اینجا

قسم به کعبه که از کعبه بهتر است اینجا
حریم زاده ی موسی ابن جعفر است اینجا

به چشم زائر خود تا که محترم گردد
روا بود که حرم دور این حرم گردد

نوای دل، غزل ناب عاشقانه ی او
فرشته مرغ گرفتار دام و دانه ی او

دعای محفل قدّوسیان ترانه ی او
ستاده موسی عمران در آستانه ی او

مسیح محو صدای نقاره خوانه ی او
کرم ترشحی از بحر بی کرانه ی او

اگر چه شهر خراسان دیار غربت اوست
شفای چشم وطن از غبار تربت اوست

الا رئوف تر از ما به ما امام رضا
غریب با همه کس آشنا امام رضا

ابوالحسن خلف مرتضا امام رضا
گدا و شاه ز جودت رضا امام رضا

رفیق زائر بی دست و پا امام رضا
نگاه ماست به دست تو یا امام رضا

تو کیستی به چنین عزّت و جلال بگو
که همنشین گداییّ و ضامن آهو

کبوتر تو به مرغ بهشت ناز کند
به چار صحن تو هفت آسمان نماز کند

بهشت با حرمت روز و شب نیاز کند
به شوق زائرت آغوش خویش باز کند

کرم به دامن تو دست خود دراز کند
مرا گدایی کوی تو سرفراز کند

مگر به لطف تو ای شهریار تا هستم
رسد به پای سگ آستانه ات دستم

اگر چه در حرمت دست خالی آمده ام
ولی به درگه مولی الموالی آمده ام

ستاره ریخته قامت هلالی آمده ام
به کوی وصل تو از خردسالی آمده ام

در آستان تو با خسته حالی آمده ام
ولی به بارگاه ذوالجلالی آمده ام

تو که پناه به کویت دهی دو عالم را
قبول کن به غلامی خویش «میثم» را

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *