از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار میلاد امام رضا (ع) – مسافرم که به دل شوق یک حرم دارم

مسافرم که به دل شوق یک حرم دارم
هواییم که هوای تو در سرم دارم

همیشه عکس تو را از زمان کودکیم
ضریح دیده و در قاب باورم دارم

عنایتی است که در عشق هشت می گیرم
قبول فاطمه ام گرچه نمره کم دارم

میان صحن و سرایت بهشت می بینم
میان صحن و سرایت قدم قدم دارم …

کنار حضرت جبرئیل راه می روم و
نگاه خیس به آن سفره ی کرم دارم

به جرعه ای ز شراب حرم خرابم کن
که من همیشه غلام تو و علدارم

دلم گره به ضریح تو خورده محکم کن
بساط کرب و بلای مرا فراهم کن

دلیل معجزه ی کار صد مسیحا تو
تمامی برکت های کشور ما تو

کویر هستم و در آرزوی بارانم
ببار ابر کرم ای همیشه دریا تو

همیشه خاک قدم های تو شدن با من
همیشه با نظری زر نمودنش با تو

مرا بیا و چو آهوی خود ضمانت کن
امام عشقی و مأوای بینواها تو

به لقمه ی کمی از سفره اکتفا کردم
کنار سفره ی مهمان پذیرت اما تو …

غذای حضرتیت را به دست من دادی
ادامه ی برکتهای دوش مولا تو

ادامه ی برکتهای کیسه های علی
به دست توست نظر کن به این گدای علی

نشسته ام که بگریم به خشکسال خودم
به خشکسال خود از چشمه ی زلال خودم

تمام روشنی چشم هام مال شما
تلاطم دل دور از نگات مال خودم

بکش به بال و پرم دست خود که تا ببرم
هزار حور و ملک را به زیر بال خودم

تو ایستاده ای آقا کنار آهویی
کشیدم عکس تو را باز در خیال خودم

غریبه هستم و حالا پناه آوردم
اگر پناه منی تو خوشا به حال خودم

محرمی شده ام کربلای ایرانی
گرفتم اشک غمت را به دستمال خودم

کنار پنجره فولاد گریه ها دارم
هوائیه حرمم میل کربلا دارم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *