امامت و رهبری، حاکمان زمان

اعتراف مأمون به اولویت خاندان علی

روزی مأمون در مقام آن برآمد که از امام اعتراف بگیرد به این که عباسیان و علویان در درجه خویشاوندی با پیغمبر با هم یکسانند ، تا به گمان خویش ثابت کند که خلافتش و خلافت پیشینیانش همه بر حق بوده است . اما می دانید که نتیجه این بحث چه شد ؟ به جای مأمون این امام بود که موفق گردید از او اعتراف بگیرد که علویان به پیامبر نزدیک تر می باشند . بنابر این طبق منطق و باورداشت مأمون واسلافش باید خلافت و رهبری هم در دست علویان باشد و اما عباسیان هم غاصب و هم متجاوزگر بوده اند .
داستان از این قرار بود که روزی مأمون و امام رضا (ع) با هم گردش می کردند . مأمون رو به او کرده گفت :
ای ابوالحسن ، من پیش خود اندیشه ای دارم که سرانجام به درست بودن آن پی برده ام . این آن که ما و شما در خویشاوندی با پیامبر یکسان هستیم و بنا بر این ، اختلاف شیعیان ما همه ناشی از تعصّب و سبک اندیشی است . . .
امام فرمود :
این سخن تو پاسخی دارد که اگر بخواهی می گویم وگرنه سکوت
بر می گزینم .
مأمون اصرار داشت که نه حتماً نطر خود را بگو ببینیم که تو در این باره چگونه می اندیشی ؟
امام از او پرسید :
بگو ببینم اگر هم اکنون خداوند پیامبرش محمد را بر ما ظاهر گرداند و او به خواستگاری دختر تو بیاید ، آیا موافقت می کنی ؟
مأمون پاسخ داد :
سبحان الله ، چرا موافقت نکنم مگر کسی از رسول خدا روی برمی گرداند !
آن گاه بی درنگ امام افزود :
حال بگو ببینم آیا رسول خدا می تواند از دختر من هم خواستگاری کند ؟
مأمون در دریایی از سکوت فرو رفت و سپس بی اختیار چنین اعتراف کرد :
آری به خدا سوگند که شما در خویشاوندی به مراتب به او نزدیک ترید تا ما . ( ۲۳ )
خلاصه آن که امام (ع) از هر فرصتی سود می جست تا کوشش های مکّارانه مأمون را خنثی کند و حقانیّت خویش را نسبت به امر خلافت به همه مردم بفهماند . مردم باید می دانستند که ولیعهدی تحفه ای نبود که مأمون در واگذاری آن به امام ، سپاسگذاری طلب کند .
برگرفته از کتاب دانستنی های امام رضا علیه السلام دانستنی های رضوی۲

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *