احادیث و سخنان

دیدگاه امام رضا در مورد احمد بن محمد بن ابینصر بزنطی

۳- عبدالله بن مهران گوید: بزنطی گفت: خدمت حضرت رضا علیه السلام رسیدم، صفوان بن یحیی و محمد بن سنان هم با من بودند، مدتی در خدمت آن جناب نشستیم، و بعد حرکت کردیم.
فرمود: ای احمد شما بنشین، من هم بار دیگر جلوس کردم، امام علیه السلام با من شروع به سخن کرد. من مسائلی از آن جناب پرسیدم و او پاسخ میداد، تا مدتی از شب گذشت.
هنگامی که تصمیم گرفتم از منزلش بیرون شوم، فرمود: ای احمد میروی و یا در اینجا میمانی، عرض کردم: قربانت گردم هر طور اراده فرمائی عمل خواهم کرد.
فرمود: در این جا باش اکنون همه مردم خوابیدهاند و پاسبانان در شهر گردش میکنند، حضرت برخاست و به اطاق دیگری رفت، من وقتی که دیدم امام از اطاق بیرون شدند سجده شکر به جای آوردم، و گفتم: حجت خداوند برای من ارزش قائل شد و مرا از میان دوستان انتخاب کرد و در منزل خود نگاه داشت.
هنوز در سجدهی شکر بودم که دیدم با پای خود مرا متوجه کرد و من برخاستم، دست مرا گرفت و فشار داد و سپس گفت: ای احمد علی علیه السلام به عیادت صعصعه بن صوحان رفت، هنگامی که از منزل او بیرون میشد فرمود: ای صعصعه به برادرانت افتخار نکن که من به عیادت شما آمدهام، اینک از خداوند بترس و متوجه
[صفحه ۷۸۲]
اعمالت باش.
برگرفته از کتاب اخبار و آثار حضرت امام رضا علیه السلام نوشته: عزیزالله عطاردی قوچانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *