احادیث تفسیری

دیدگاه امام رضا (ع) – نمونه هایی از معارف غیبی انکار شده

اکنون نمونه هایی از معارف غیبی قرآن را می آوریم که ملحدان به انکار آن ها پرداخته اند و از آن ها شگفت زده شده اند و
بیزاری جسته اند و از آن معارف غیبی به اسطوره یاد کرده اند . زیرا این گمان بر اوهام شان چیره شده که موجود فقط شی ء
محسوس است و هر چه را که حس به ذات و جوهر آن نمی رسد، فرض وجودش محال است ، و نیز هر چیزی که مانند جسم ذاتا
یا به سبب چیزی که در آن است ، مانند احوال جسم ، اختصاص به مکان یا وضعیتی نیابد، بهره ای از وجود ندارد . این ملحدان می
گویند : و ما یهلکنا الا الدهر ( ۱۶۳ ) و نیز می گویند : لن نؤ من لک . . . اءو تاءتی بالله و الملئکۀ قبیلا ( ۱۶۴ ) خدا را بیاوری تا ما او
را رویاروی ، همچون ماده ببینیم و نیز ملائکه را بیاوری تا آن ها را در مقابل خود بنگریم . روشن است کسی که نهایت درجه ی
علمش این مقدار اندک است که موجود را در محسوسات منحصر می سازد، چگونه او خدا را می تواند درک کند ؟ خدایی که لا
تدرکه الاءبصار و هو یدرک الاءبصار و هو اللطیف الخبیر ( ۱۶۵ ) و نیز چگونه شدنی است چنین کسی نشئه ی نهایی را بشناسد که
ملائکه دیده نمی شوند، مگر این که در همان نشئه باشد یا اگر هنوز به آن عالم نرفته ، در آن حالت ویژه باشد، چنان که خدای
متعالی می فرماید : یوم یرون الملئکۀ لا بشری یومئذ للمجرمین و یقولون حجرا محجورا . ( ۱۶۶ ) آنان نیز می گفتند : لو لا نزل هذا
القران علی رجل من القریتین عظیم . ( ۱۶۷ ) زیرا آن ها به زمین متمایل بوده ، گمان کرده اند که اصالت برای ماده است و هر که
مالک تجملات و زینت آن باشد . او بزرگ است و نبوت هم مقام مادی بسیار بزرگی است که ناگزیر از آن بزرگ مادی است .
روشن است که محدوده ی علمش این اندازه ناچیز است ، چگونه می تواند درک کند که نبوت یک شاءن الاهی و دارای عظمت
معنوی است و فقط صاحب خلق عظیم و ملکات نفسانی عظیمی چون عصمت ، به آن دست می یابد . از این رو، با بی خردی می
گوید : لن نؤ من حتی نؤ تی مثل ما اءوتی رسل الله . ( ۱۶۸ ) چنان که خداوند از آنان حکایت می کند : بل یرید کل امری منهم اءن
یؤ تی صحفا منشره ( ۱۶۹ )، و نیز می گفتند : ان هی الا حیاتنا الدنیا و ما نحن بمبعوثین ( ۱۷۰ ) و ءاذا متنا و مکنا ترابا ذلک رجع
بعید؛ ( ۱۷۱ ) یعنی از حد امکان و از فهم عقلی ما دور است که انسان ها پس از مرگ دوباره زنده و برانگیخته شویم . از این جهت
چنین افرادی از معاد وحشت داشته ، از آن تعجب می کنند و می گویند : هل ندلکم علی رجل ینبئکم اذا مزفتم کل ممزق انکم
لفی خلق جدید . ( ۱۷۲ ) آری کسی که حوزه ی علمش این اندازه تنگ باشد، چگونه می تواند درک کند که انسان با مردن نیست
می شود، بلکه متوفی می گردد و در زمین گم نمی شود، بلکه از خانه ای به خانه دیگر می رود . موارد فوق نمونه هایی است که به
مبداء و معاد و وحی و نبوت مربوط می شود و مبنای همه ی آن ها عدم انحصار معیار شناخت در حس ، و موجود در محسوس
است . از این رو، ملحدانی که گمان می کنند هر چه حس به آن نمی رسد، ممتنع الوجود است و هرگز پدید نمی آید، در برابر
( معارف غیبی چنین می گویند : ان هذا الا اءساطیر الاءولین . ( ۱۷۳
برگرفته از کتاب قرآن کریم از منظر امام رضا علیه السلام نوشته: آیت الله العظمی جوادی آملی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *