احادیث تفسیری

دیدگاه امام رضا (ع) – یادآوری های قرآن درباره ی جایگاه تفکر عقلی

( یکم . نهی از پیروی علم غیر یقینی ؛ و لا تقف ما لیس لک به علم ان السمع و البصر و الفؤ اد کل اءولئک کان عنه مسئولا . ( ۲۸۳
دوم . تفصیل نهی پیشین ؛ پرداختن به تصدیق و اثبات و نیز تکذیب و نفی چیزی که با برهان قطعی همراه نباشد . این در حقیقت
پیروی از چیزی است که به آن علم نداریم و قرآن از این عمل نهی کرده است . چنان که حضرت صادق علیه السلام فرمود :
خداوند بندگان را با دو آیه از کتاب خود در امان داشته است : نادانسته را نگویند و به انکار آن ها نپردازند؛ ان الله حسن عباده
بآیتین من کتابه ، اءن لا یقولوا حتی یعلموا و لا یردوا ما لم یعلموا، قال الله عز و جل : اءلم یؤ خذ علیهم میثاق الکتاب اءن لایقولوا
علی الله الا الحق ( ۲۸۴ ) و قال : بل کذبوا بما لم یحیطوا بعلمه و لما یاءتهم تاءویله . ( ۲۸۵ ) سوم . نهی از تقلید فرد هدایت نایافته و
غیر عاقل . زیرا تقلید بیکاری بدون جنبش است ، خداوند سبحان در مذمت اینان می فرماید : و اذا قیل لهم اتبعوا ما اءنزل الله قالوا
بل نتبع ما اءلفینا علیه اباءنا اءو لو کان اباؤ هم لا یعقلون شیئا و لا یهتدون . ( ۲۸۶ ) عمل باید به عقل و هدایت حقیقی بینجامد یا
بدون واسطه ، چون هنگامی که خود عمل کننده با عنایت الاهی ، عاقل و هدایت یافته باشد، مانند معصوم علیه السلام یا با واسطه ،
چنان که در غیر معصوم متکی به معصوم چنین است . از آن جا که پدران این تقلید کنندگان عاقل و هدایت یافته نبودند، وگرنه به
باطل نمی گرویدند و از راه حق به کژی و ناراستی نمی گراییدند، عمل پیروان آن ها نیز به عقل و هدایت نمی انجامد از این رو
خداوند سبحان در شاءن آنان می فرماید : ما لهم بذلک من علم ان هم الا یخرصون اءم اتیناهم کتابا من قبله فهم به مستمسکون
بل قالوا انا وجدنا ابائنا علی اءمۀ و انا علی اثارهم مهتدون ( ۲۸۷ ) یعنی هنگامی که سخنی به علم برهانی و وحی آسمانی مستند
نباشد، پنداری بیش نیست و تقلید صرفی است که سودی نمی دهد . چهارم . استقرار دین الاهی بر پایه ی علم ، که قرآن به آن
ترغیب می کند و استقرار دین شیطانی بر پایه ی جهل ، که قرآن از آن برحذر می دارد . آیات تشویق به علم بی شمار است ؛ . . .
و تلک الاءمثال نضربها للناس و ما یعقلها الا العالمون ( ۲۸۸ ) و انما یخشی الله من عباده العمؤ ا ( ۲۸۹ ) و و تلک حدود الله یبینها لقوم
یعلمون . ( ۲۹۰ ) آیات تحذیر از جهل مانند : فاستخف قومه فاءطاعوه انهم کانوا قوما فاسقین ( ۲۹۱ )؛ یعنی فرعون قوم خود را سبک
مغز کرد یا آن ها را به جهت نادانی شان بی اراده پنداشت . از این جهت مطیع او شدند . زیرا حق سنگین است ؛ انا سنلقی علیک
قولا ثقیلا . ( ۲۹۲ ) عمل صالح نیز ثقیل است . از این رو ترازوهای نیکوکاران سنگین می شود؛ فاءما من ثقلت موازینه فهو فی
عیشۀ راضیۀ و اءما من خفت موازینه فاءمه هاویۀ . ( ۲۹۳ ) نتیجه آن که دین شیطانی ، دینی که فرعون ، مردم را به آن هدایت و
از آن حمایت می کرد و از آن برای رسیدن به اهداف دنیوی خویش بهره می جست ؛ انی اءخاف اءن یبدل دینکم اءو اءن یظهر
فی الاءرض الفساد ( ۲۹۴ )؛ بر پایه ی جهل و سستی اراده بنا نهاده شده است . از این رو فرعون با ترویج این دو جهل و سستی اراده
از پوچی و بی هدفی و نیرنگ دفاع می کرد و هر که از طریق حکمت و موعظه ی نیکو مردم را به سوی خداوند فرا می خواند، او
را تهدید می کرد . از آن رو که دین جاهلی بر محور واداشتن انسان ها به جهل و سبک سری استوار است ، خداوند پیامبرش و
مسلمانان را از این امر برحذر داشت ؛ فاصبر ان وعد الله حق و لا یستخفنک الذین لا یؤ منون . ( ۲۹۵ ) بنابراین از طریق تشویق به
علمی که بنیان دین الاهی بر آن استوار و نیز برحذر داشتن از نادانی و سفاهتی که دین شیطان بر آن پایه ریزی شده است ، اجتماع
انسانی به سمت تفکر و تحرک ذهنی دگرگون می شود .
برگرفته از کتاب قرآن کریم از منظر امام رضا علیه السلام نوشته: آیت الله العظمی جوادی آملی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *