از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر شهادت امام رضا (ع) – ز اشک خود شسته ام حجره در بسته را اجل تماشا کند حال من خسته را

ز اشک خود شسته ام حجره در بسته را اجل تماشا کند حال من خسته را
من که می سوزد از سر تا به پایم

ماه زهرا علی موسی الرضایم
من غریبم من غریبم من غریبم

بیا مسیحای من این نفس آخر است ماه من از در ، در آ که دیده ام بر در است
ای قرص ماهم بیا ای جوادم

دیده براهم بیا ای جوادم
من غریبم من غریبم من غریبم

میان حجره به خود ز بسکه پیچیده ام بیا تماشا ببین چون گل خشکیده ام
بیا در حجره ای دار و ندارم

تا روی دامانت سر بگذارم
من غریبم من غریبم من غریبم

ز بسکه نالیده ام خسته تر از خسته ام بیا جوادم ببین بار سفر بسته ام
من رضایم دلم در شور و شین است

ذکر لبهای من حسین حسین است
من غریبم من غریبم من غریبم

از نفس افتادم و نباشدم زمزمه دیده براهم بود مادر من فاطمه
امشب می بینم من شمع وجودش

امشب من می بوسم روی کبودش
من غریبم من غریبم من غریبم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *