آثار, از دیدگاه شعرا, خاندان, زندگینامه, مولودی، مدایح و مراثی

شعر وفات حضرت معصومه (س) – ألا تجلّی نامت در اوج زیبایی

ألا تجلّی نامت در اوج زیبایی
به عصمت و شرف و قدر و جاه والایی

رضا چو دید به قنداقه مصحف رویت
تو را بِدید ولی با جمال زهرایی

خوش آن کسی که بگردد گدای سفره ی تو
و بهره مند شود از عطای سفره ی تو

فقط نه مردم قم ریزه خوارتان هستند
تمام خلق نشسته به پای سفره ی تو

ای گنبد تو داده به شمس و قمر ضِیا
معصومه ی کریمه،تجلّی هل اَتی

بر رشته های چادر تو می برم پناه
ای خواهر امام رئوف،إشفعی لَنا

عالم ز تو دستورالعمل بگرفته
از شهد لبت رضا عسل بگرفته

تا اینکه تو را گرفت در آغوشش
انگار که زهراست بغل بگرفته

آن روز که بر دلم نمودی تو نگاه
زائل ز وجود من شد آن لحظه گناه

زآنجا که برادرت خدای دلهاست
یا فاطمه إشفعی لَنا عند الله

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *