آثار, از دیدگاه شعرا, خاندان, زندگینامه, مولودی، مدایح و مراثی

شعر وفات حضرت معصومه (س) – تشریف زهر آلود دست ناکسانی

تشریف زهر آلود دست ناکسانی
کرده است باغ چهره ات را ارغوانی

رخت عزا بر قامت عمرت کشیده
یعنی همان از اولش هم در خزانی

دارد رضا از طوس می آید نه بانو؟
باید که هر طوری شده زنده بمانی

غارت شدی داغ برادر دیدی امروز
فردا برادر را به داغت می نشانی

از عمر کوتاهت ندیدی خیر، اما
زهراترین صاحب مزار این زمانی

ما پشت دستِ حیف بر دندان که یعنی
دیر آمدی و زود رفتی در جوانی

پای زیارت نامۀ مشتاقمان را
پشت غبار محمل خود می دوانی

با خود نگاه گریه دار تشنه ام را
تا چشمه سار روضه هایت می کشانی

محض عبور از کوچۀ پهلو گرفته
دادند از شهر شما نام ونشانی

این چند روزه با تو قم باغ بهشت و
نازل شده بی تو عذاب آسمانی

حالا که میل پر زدن از خاک داری
حالا که بیش از این نمی خواهی بمانی

دنیا نه جای تو نه جای عمه ات بود
نه جای دست بسته و قد کمانی

نه جای چوب خیزران و چشم زینب
یعنی اهانت بر لب شیرین بیانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *