آثار, از دیدگاه شعرا, خاندان, زندگینامه, مولودی، مدایح و مراثی

شعر وفات حضرت معصومه (س) – علّامه ی مُخدّره ی عالم وجود

علّامه ی مُخدّره ی عالم وجود
چشمش به روی دست رئوف حرم گشود

مهتاب سر گذاشته بر دوش آفتاب
عاشق گرفته خانه در آغوش عشق ناب

خنده شکفته روی لب هفتمین امام
داده به او نجابت و عشق و یقین سلام

یک شعبه از سروش زلالیِّ کوثر است
آئینه ی حقایق زهرای اطهر است

یک زینبیِّ شیر صفت از تبار شیر
مسئولیّت موظبت از آیه و بشیر

همراه گاه شوق و غم ثامن الحجج
همپا مقام طوف قمش با بقیع و حج

بر سفره ی کرامت او آسمان نشست
در بارگاه رحمت او جانمان نشست

وا شد دوباره بال و پر یاکریم دل
شد راهیِّ مسافرتی تا حریم دل

وقتی نگاه من گره بر گنبدت زدند
روی لبم دو نام نکوساحت آمدند

اینبار سینه را پر از احساس دیده ام
انگار در مدینه ام و یاس دیده ام

فرمان رسید و اهل دم و زمزمه شدم
با یک سلام زائر دو فاطمه شدم

در صحن آسمانیّت آرام می شوم
من زائر شهیده ی گمنام می شوم

از هشت درب باغ اِرم سه از این حرم
وا کرده رب ُّو ساکن جنّات داورم

با حب ُّ و مِهرت عاقبتم نیک می کنم
دل را کمی به فاطمه نزدیک می کنم

در بزم مدح و وصف تو فریاد می کشم
پر چون کبوتری به گوهرشاد می کشم

وقتی سلام قم به سوی طوس می رود
حتما ً سلام برده به پابوس می رود

حالا که شد مسیر دلم مشهد الرّضا
می خوانم از شفیعه ی او در صف جزا

سلطان دعای زائر بی بیِّ قم نوشت
او گفته با شفاعتتان می روم بهشت

امّا بهشت نیست تسلّای قلب ما
تنها دوای درد دل ماست کربلا

آنجا که صد بهشت بر آن چشم رَشک داشت
کَفّین و تلِّ زینب و میدان مشک داشت

جز نینوای یار دلم را قرار نیست
رمزی برای عشق به جز انتظار نیست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *