اخلاق و فضائل

عبادت امام رضا (ع)

عبادت امام رضا (ع)

براى آنان که بودن را مفهومى جز بنده بودن ندانند، پرستش نه یک «تکلیف»، بلکه معناى زندگى و راز جاودانگى است. در نگاه آنان خدا پرستیدن نه یک واجب است که باید از سر گذراند و برائت ذمّه حاصل کرد، بلکه شهد شیرینى است که باید چشید و در آن روح بودن و ماندن را یافت. از این روى ، اگر درباره خداپرستى این گونه کسان که امام پیشاپیش همه آنان است سخنى گفته شود سخن از «اندازه عبادت» نیست، بلکه سخن از «چگونگى » است. آنان بنده بودن را مایه افتخار، بندگى کردن را مایه سربلندى ، و سر فرود آوردن در برابر خواست آشکار و پنهان خداوند را اساس سرافرازى شمرند. این معناى سخن هشتمین امام است که گوید: «به بندگى خدا افتخار مى کنم». همین حقیقت است که بدخواهان او را ناخواسته بر آن مى دارد که اعتراف کنند او پرستشگرترین همه زمینیان است. و در میان همه فرزندان عبّاس و على علیه السّلام بافضیلت تر، پرهیزگارتر، دیندارتر و شایسته تر از او ندیده اند. در پرتو توجّه به چنین برداشتى از مفهوم عبادت در نظر امام است که مى توان براى خواندن هزار رکعت نماز در شبانه روز، سجده هاى طولانى پس از نماز صبح، روزه هاى مکرّر، شب زنده داریهاى پر رمز و راز و همدمى همیشگى با قرآن تفسیرى شایسته یافت،یا به درک حقیقت این سخن نایل آمد که کسى درباره آن حضرت مى گوید: «به خداوند سوگند مردى ندیدم که بیش از او از خدا پروا کند، بیش از او در همه اوقات به یاد خدا باشد، و بیش از او از خدا بترسد».گوینده این سخن نه کسى از شاگردان او، بلکه فرستاده دستگاه خلافت؛ رجاء بن ابى ضحّاک است که به عنوان گماشته مأمون به مدینه رفته است تا امام را زیرنظر گیرد و با خود به مرو برد. او در ادامه سخن خود مى گوید: «شب هنگام که به بستر مى رفت بسیار قرآن تلاوت مى کرد، و چون بر آیه اى که در آن یادى از بهشت یا دوزخ بود مى گذشت مى گریست و از خداوند بهشت مى خواست و از آتش به او پناه مى جست… چون ثلث آخر شب فرامى رسید از بستر برمى خاست و به تسبیح و تحمید و تهلیل و استغفار مى پرداخت. پس از آن مسواک مى کرد و سپس به نماز شب مى ایستاد. او نماز جعفر طیّار را چهار رکعت به جاى مى آورد و این رکعتها را در شمار رکعتهاى نماز شب مى آورد». امام براساس همین برداشت هماره با قرآن همدم بود و به گفته ابراهیم بن عباس حتى سخن او، پاسخهایى که مى داد و مثلهایى که مى آورد همه برگرفته از قرآن بود و کتاب الهى را هر سه روز یک بار ختم مى کرد. او خود در این باره فرمود: «اگر مى خواستم قرآن را در کمتر از سه روز ختم مى کردم. امّا من به هر آیه اى که مى رسم در آن مى اندیشم و در این امر درنگ مى نمایم که درباره چه و به چه هنگام نازل شده و بدین سبب است که آن را در سه روز ختم مى کنم.» هم بر این اساس است که امام هر برتریى را به تقوا مى داند و حتى به دیگران نیز حق مى دهد که اگر بتوانند بیش از او از تقوا بهره مند شوند از او برتر باشند، چونان که در پاسخ مردى که سوگند یاد کرد او بهترین مردم است، فرمود: «اى مرد! سوگند مخور، برتر از من کسى است که بیشتر تقواى خدا داشته و در برابر او فرمانبردارتر باشد. به خدا سوگند هنوز این آیه نسخ نشده است که برترین شما پرهیزگارترین شماست.» همو در جایى دیگر نیز فرمود: «اى زید، از خدا بترس که آنچه بدان رسیده ایم تنها به کمک تقوا میسّر شده است.» او همین تقوا، خداترسى و فرمانبرى را معیار و نشان شیعه بودن نیز مى خواند و به یکى مى گوید: «هر کدام از پیروان ما که خدا را فرمان نبرد از ما نیست، و تو اگر از خدا فرمانبرى از ما خاندان هستى ».

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *