احادیث و سخنان

عیون اخبار الرضا – باب ۲۰ سخنان حضرت رضا در باره صفت امام و فضل و رتبه امام

(۱) ۱- عبد العزیز بن مسلم گوید: در زمان علیّ بن موسی الرّضا علیهما السّلام در مرو بودیم، از آغاز ورود- روز جمعه- در مسجد جامع آن شهر گرد آمده بودیم و مردم در باره امامت و اختلافات زیاد مردم در آن مورد، بحث و گفتگو میکردند، من نزد آقا و سرورم حضرت رضا- علیه السّلام- رفتم و گفتگوهای
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۴۴۵
مردم را به عرض ایشان رساندم، (۱) حضرت تبسّمی کرده فرمودند: ای عبد العزیز! مردم اطّلاعی ندارند، از دین خود به نیرنگ گمراه شدهاند، خداوند تبارک و تعالی پیامبر خود را قبض روح نکرد مگر بعد از اینکه دین را برای او کامل گردانید و قرآن را که بیان همه چیز در آن است، بر او نازل فرمود، حلال و حرام، حدود و احکام و جمیع نیازمندیها را به طور تمام و کمال در آن بیان فرمود و گفت: «ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ» (در کتاب به هیچ وجه کوتاهی نکردهایم- انعام: ۳۸) مترجم گوید: «لازم به تذکّر است که «من» در «من شیء» زائده است و تقدیر آیه این میباشد: «ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ شیئا» و «شیئا» در این گونه جملهها جایگزین مفعول مطلق تأکیدی است، یعنی: «ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ تفریطا». مانند: «لا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْئاً». به عبارت دیگر «شیئا» در این گونه عبارات مفعول مطلق تأکیدی است نه مفعول به. پس معنی آیه همان است که در متن ذکر شد، نه اینکه «آنچه لازم بوده در کتاب آوردهایم و چیزی فروگذار نکردهایم … (رک: ما من به الرّحمن، ۲۴۱/ ۱) البتّه ممکن است مراد از عدم کوتاهی در کتاب، همین باشد که همه چیز را در کتاب آوردهایم و چیزی باقی نگذاردهایم.
نکته دیگر اینکه مراد از «کتاب» در آیه ممکن است «لوح محفوظ» باشد نه قرآن، و این احتمال با توجّه به قبل و بعد این جمله در آیه بیشتر تأیید میشود، آیه چنین است «وَ ما مِنْ دَابَّهٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ یَطِیرُ بِجَناحَیْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُکُمْ
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۴۴۶
ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ ثُمَّ إِلی رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ» (تمام جنبندههای زمین و پرندگان آسمان، امّتهایی مثل شما هستند، در کتاب کوتاهی نکردهایم، سپس به سوی پروردگار خود محشور میشوند).
(۱) و در حجّه الوداع که در آخر عمر حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله واقع شد این آیه را نازل فرمود: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً» (امروز دین شما را برایتان کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین، برای شما پسندیدم- مائده: ۳) و مسأله امامت، تمامکننده و کاملکننده دین است، و حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله قبل از وفات خود، دین را برای مردم توضیح داده، تبیین فرمود، و راه آن را برای آنان آشکار کرد، آنان را در مسیر حقّ قرار داد و علیّ علیه السّلام را بعنوان امام و راهنما برایشان تعیین فرمود، و تمام آنچه را که مردم به آن نیازمندند، بیان فرمود، هر کس گمان کند خداوند دین خود را کامل نکرده، در حقیقت کتاب خدا را ردّ کرده است، و هر کس کتاب خدا را ردّ کند کافر است، آیا مردم به قدر و ارزش امامت و موقعیّت آن در بین امّت آگاهند تا انتخابات آنان در آن مورد قابل قبول باشد؟! امامت، جلیل القدرتر، عظیم الشّأنتر، والاتر، منیعتر و عمیقتر از آن
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۴۴۷
است که مردم با عقول خود آن را درک کنند، (۱) یا با آراء و عقائد خویش آن را بفهمند یا بتوانند با انتخاب خود امامی برگزینند، امامت چیزی است که خداوند بعد از نبوّت و خلّت (مقام خلیل اللّهی) در مقام سوم، ابراهیم خلیل علیه السّلام را بدان اختصاص داده به آن فضیلت مشرّف فرمود، و نام او را بلند آوازه کرد، خداوند میفرماید: «إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً» (ای ابراهیم! تو را برای مردم، امام برگزیدم- بقره: ۱۲۴) و ابراهیم علیه السّلام از خوشحالی گفت: «وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی» (آیا از فرزندان و نسل من هم امام برگزیدهای؟ بقره: ۱۲۴) خداوند فرمود: «لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ» (عهد من به ظالمین نمیرسد- بقره: ۱۲۴) و این آیه امامت هر ظالمی را تا روز قیامت ابطال میکند. و بدین ترتیب امامت در خواصّ و پاکان قرار گرفت. سپس خداوند با قرار دادن امامت در خواصّ و پاکان از نسل او، وی را گرامی داشت و فرمود: «وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ نافِلَهً وَ کُلًّا جَعَلْنا صالِحِینَ وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاهِ وَ إِیتاءَ الزَّکاهِ وَ کانُوا لَنا عابِدِینَ» (اسحق و نیز یعقوب را- اضافه بر خواستهاش- به او بخشیدیم، و همگی آنان را از صالحین قرار دادیم، آنان را امامانی قرار دادیم که به دستور ما هدایت میکردند و انجام کارهای نیک
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۴۴۸
و اقامه نماز و پرداخت زکات را به آنان وحی کرده دستور دادیم، و ما را عبادت میکردند- انبیاء: ۷۳/ ۷۴). (۱) و امامت به همین ترتیب در نسل او باقی بود و یکی بعد از دیگری نسل به نسل آن را به ارث میبردند تا اینکه پیامبر اسلام صلی اللَّه علیه و آله وارث آن گردید.
خداوند میفرماید: «إِنَّ أَوْلَی النَّاسِ بِإِبْراهِیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِیُّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ اللَّهُ وَلِیُّ الْمُؤْمِنِینَ» (سزاوارترین و شایستهترین مردم در انتساب به ابراهیم کسانی هستند که او را پیروی نمودند و این پیامبر و نیز کسانی که ایمان آوردند. و خداوند ولیّ مؤمنین است- آل عمران: ۶۷) و این امامت خاصّ حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله بود که به امر خدا- به همان گونه که خداوند واجب فرموده بود- بعهده علیّ علیه السّلام قرار داد و سپس در آن دسته از نسل حضرت علیّ علیهم السّلام که برگزیده بودند، و خداوند علم و ایمان به ایشان داده، قرار گرفت. خداوند میفرماید: «وَ قالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْإِیمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِی کِتابِ اللَّهِ إِلی یَوْمِ الْبَعْثِ فَهذا یَوْمُ الْبَعْثِ» (کسانی که علم و ایمان به ایشان داده شده بود، [خطاب به مجرمینی که بعد از قیام قیامت میگفتند: بیش از اندک زمانی، در قبر نماندهاید] گفتند: شما در کتاب و علم خدا، تا روز قیامت در قبر ماندهاید و امروز همان روز قیامت است- روم: ۵۶) پس این امامت در اولاد علی علیه السّلام تا
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۴۴۹
روز قیامت خواهد بود، زیرا پیامبری بعد از محمّد صلی اللَّه علیه و آله نخواهد آمد. حال، چگونه این جاهلان میخواهند انتخاب کنند؟ (۱) امامت مقام انبیاء، و إرث اوصیاء است، امامت نمایندگی خداوند- عزّ و جلّ- و جانشینی پیامبر، و مقام امیر المؤمنین و میراث حسن و حسین علیهما السّلام است.
امامت زمام دین و باعث نظم مسلمین و صلاح دنیا و عزّت مؤمنین است.
امامت پایه بالنده اسلام و شاخه و نتیجه والای آن است، توسّط امام است که نماز و زکات و روزه و حجّ و جهاد به کمال خود میرسد، و فیء «۱» و صدقات وفور مییابد، و حدود و احکام جاری میگردد، و مرزها حفظ و حراست میشود، امام حلال خدا را حلال، و حرام خدا را حرام میکند، و حدود او را جاری مینماید و از دین خدا دفاع نموده، با حکمت و موعظه نیکو و دلیل قاطع، مردم را به راه پروردگارش فرا میخواند، امام همچون خورشید درخشان
______________________________
(۱)- فیء غنائمی را گویند که بدون جنگ و خونریزی بدست مسلمین میافتد.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۴۵۰
جهان است، خورشیدی که دور از دسترس دستها و چشمها در افق قرار دارد، (۱) امام، ماه نورانی، چراغ درخشان، نور ساطع و ستاره راهنما در دل تاریکیها و صحراهای خشک و بیآب و علف و موجهای وحشتناک دریاها است. امام همچون آب گوارا بر تشنگان است، راهنمای هدایت و منجی از هلاکت است.
امام همچون آتشی است در بلندیهای بیابانها، کسی که از سرما به آن آتش پناه برد، او را گرم میکند، و در مهلکهها راهنمائی میکند، هر کس از او دست بکشد هلاک خواهد شد.
امام ابر پر باران و باران پر برکت است، خورشید درخشان و زمین گسترده است، او چشمه جوشان و باغ و برکه است.
امام امینی است همراه، پدری است مهربان، او برادر تنی است، در مصائب پناه بندگان است.
امام امین خدا در زمین و حجّت او بر بندگان است، او خلیفه خدا در کشور اوست، امام دعوتکننده مردم بسوی خدا و مدافع حرمتهای الهی است.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۴۵۱
(۱) امام از گناهان پاک است و از عیوب مبرّی، علم به او اختصاص دارد، حلیم و بردبار است، مایه نظم دین و عزّت مسلمین است، باعث خشم منافقین و هلاکت کافرین است.
امام در دوران خود نظیر ندارد، کسی به او نزدیک نیست، هیچ دانشمندی با او همطراز نیست، بدل ندارد، مثل و مانند ندارد، بدون اینکه به دنبال فضیلت باشد و یا خود فضیلت بدست آورده باشد، فضیلت به او اختصاص یافته است و خداوند بخشاینده با فضیلت، فضل را به او اختصاص داده است.
پس کیست که بتواند امام را بشناسد یا او را انتخاب کند؟! نه، هرگز، هرگز، در وصف شأنی از شؤون او و فضیلتی از فضائل او عقول به گمراهی افتاده و حیران و سرگردان مانده است، و دیدگان درمانده و ناتوان گشته و بزرگان احساس کوچکی مینمایند، و حکماء حیرانند، عقل عقلاء کوتاه است، خطباء از خطابه باز ماندهاند و عقلاء و دانایان از درکش عاجز شدهاند، و شعراء از شعر گفتن ناتوان گشتهاند و ادباء عاجز گردیدهاند و بلغاء خسته و ناتوان شدهاند و همگی به عجز و ناتوانی (خود) معترفند، چگونه میتوان او را
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۴۵۲
وصف کرده و کنه او را بیان نمود، یا چیزی از کار او را فهمید یا کسی را یافت که جای او را بگیرد؟.
(۱) نه، چگونه ممکن است؟ و حال آنکه نسبت او و وصفکنندگانش همچون ستارهها و دست مردم است؟
پس انتخاب مردم کجا و این مقام کجا؟ عقول کجا و درک این منزلت کجا؟ اصلا کجا میتوان چنین شخصی یافت؟ گمان بردهاند که میتوان او را در غیر آل پیامبر صلی اللَّه علیه و آله یافت، بخدا قسم نفسشان به آنان دروغ گفته و اباطیل آنان را به آرزو انداخته است و در نتیجه به پرتگاهی بلند و مشکل و لغزنده پا گزاردهاند که پاهایشان از آن خواهد لرزید به پائین خواهند افتاد، با عقولی سرگردان، ناقص و بایر و عقائدی گمراهکننده در صدد نصب امام بر آمدهاند که جز دوری از مقصد نتیجهای نخواهند گرفت، خدا آنان را بکشد! به کجا برده شدهاند!؟ در صدد کاری بس مشکل برآمده و خلاف حقّ سخن گفتهاند و به گمراهی عمیقی دچار گشته و در سرگردانی افتادهاند، زیرا با آگاهی امام را ترک کردهاند، و شیطان اعمالشان را در نظرشان زینت بخشید و آنان را از راه
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۴۵۳
حقّ بازداشت، حال آنکه بینا و بصیر بودند «۱».
(۱) آنان انتخاب خدا و رسولش را کنار گذارده، انتخاب خود را در نظر گرفتند، در حالی که قرآن با صدائی بلند به آنان خطاب میکند: «وَ رَبُّکَ یَخْلُقُ ما یَشاءُ وَ یَخْتارُ ما کانَ لَهُمُ الْخِیَرَهُ سُبْحانَ اللَّهِ وَ تَعالی عَمَّا یُشْرِکُونَ» (و پروردگار تو آنچه را بخواهد میآفریند و بر میگزیند، آنان حقّ انتخاب ندارند و خداوند از شرک آنها، منزّه و برتر است- قصص: ۶۸) و نیز میفرماید: «وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَهٍ إِذا قَضَی اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَهُ مِنْ أَمْرِهِمْ» (آنگاه که خدا و رسولش به کاری دستور دادند، هیچ مرد و زن مؤمنی از پیش خود حقّ انتخاب نخواهد داشت- احزاب: ۳۶) و نیز میفرماید: «ما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ* أَمْ لَکُمْ کِتابٌ فِیهِ تَدْرُسُونَ* إِنَّ لَکُمْ فِیهِ لَما تَخَیَّرُونَ* أَمْ لَکُمْ أَیْمانٌ عَلَیْنا بالِغَهٌ إِلی یَوْمِ الْقِیامَهِ إِنَّ لَکُمْ لَما تَحْکُمُونَ* سَلْهُمْ أَیُّهُمْ بِذلِکَ زَعِیمٌ* أَمْ لَهُمْ شُرَکاءُ فَلْیَأْتُوا بِشُرَکائِهِمْ إِنْ کانُوا صادِقِینَ» (شما را چه میشود؟ چگونه حکم میکنید؟ آیا کتابی آسمانی دارید که در آن چنین میخوانید که آنچه خود بخواهید دارا خواهید بود؟ یا عهد و پیمانی- پایدار تا قیامت- مبنی بر اینکه هر آنچه حکم میکنید، خواهید داشت، از ما گرفتهاید؟ از آنان بپرس کدامیک از آنان چنین چیزی را ضمانت میکنند آیا شریکانی دارند؟ اگر
______________________________
(۱)- اشاره است به بخشی از آیه ۳۸ سوره عنکبوت.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۴۵۴
راست میگویند شرکای خود را بیاورند- قلم: ۴۱- ۳۶) (۱) و نیز خداوند میفرماید: «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلی قُلُوبٍ أَقْفالُها» (آیا در قرآن تدبّر نمیکنند یا بر دلها قفل زده شده است؟- محمّد: ۲۴) یا خداوند بر دل آنان مهر زده و دیگر نمیفهمند، یا «میگویند شنیدیم و حال آنکه نمیشنوند، بدترین جنبندگان از نظر خداوند، کر و لالهایی هستند که نمیاندیشند، و اگر خدا خیری در آنان سراغ داشت آنان را شنوا میکرد و اگر آنان را شنوا میکرد، پشت کرده اعراض مینمودند «۱»» و «گویند: میشنویم و نافرمانی میکنیم «۲»» بلکه آن «فضل خداوند است که به هر که بخواهد عطا میفرماید و خداوند دارای فضلی بزرگ است «۳»».
پس چگونه میخواهند امام را برگزینند و حال آنکه امام عالمی است که جهل در او راه ندارد، و فرمانروایی است که سختی نمیدهد، معدن قداست و پاکیزگی و عبادت و علم و بندگی است، دعای پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فقطّ در حقّ او بوده است. (مثل:
اللّهم وال من والاه
(و یا)
اللّهمّ اذهب عنهم الرّجس
– و غیره) و یا پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فقطّ او را به امامت فرا خوانده است، وی از نسل حضرت
______________________________
(۱)- ترجمه آیه ۲۳- ۲۱ از سوره انفال که در متن آمده و جهت یک نواختی ترجمه از درج متن آیه در خلال ترجمه خودداری گردید.
(۲)- ترجمه بخشی از آیه ۹۳ سوره بقره.
(۳)- ترجمه بخشی از آیه ۲۱ سوره حدید.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۴۵۵
صدّیقه طاهره است (۱) و هیچ عیبی در نسب او نیست، هیچ شریفی همطراز او نیست، نسب او از قریش است، و در بین قریش، از بنی هاشم است، که از بقیّه قریش شرافت بیشتری دارند، و در آن میان، از عترت، یعنی از آل و نزدیکان حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله است، امام از نظر خداوند مرضی و پسندیده است.
شریفترین اشراف است، او از نسل عبد مناف است، علم او دائما رو به افزونی است، حلم و بردباری او کامل و تمام عیار است، بر امر امامت توانا و قدرتمند است، به نحوه اداره امور امّت عالم و آگاه است، اطاعتش واجب است، به فرمان خداوند به امر امامت قیام نموده، (یا مجری اوامر و فرامین الهی است)، خیر خواه بندگان خدا و حافظ دین اوست، خداوند انبیاء و أئمّه- صلوات اللَّه علیهم- را توفیق میدهد و از علم و حکمت مخزون خود علومی به آنان میدهد که به دیگران نداده و لذا علم آنان از تمامی علوم اهل زمان برتر و بالاتر است، خداوند میفرماید: «أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلَّا أَنْ یُهْدی فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ» (آیا آنکه خود، هدایتکننده مردم به سوی حقّ است شایستهتر است که از او تبعیّت کنند یا آنکه تا راهنماییاش نکنند هدایت نمییابد، چه میشود شما را؟ چگونه حکم میکنید؟- یونس:
۳۵) و نیز میفرماید: «وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَهَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً» (هر آن کس
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۴۵۶
را که حکمت دهند، خیر کثیری بدست آورده است- بقره: ۲۶۹) (۱) و در مورد طالوت فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَیْکُمْ وَ زادَهُ بَسْطَهً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ» (خداوند او را بر شما برگزید و به علاوه، به او افزونی در علم و قدرت جسمانی اعطاء فرمود، و خداوند پادشاهی خود را به هر کس بخواهد عطا میکند، و خداوند غنی، توانمند و داناست- بقره:
۲۴۷) و نیز به پیامبرش میفرماید: «وَ کانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکَ عَظِیماً» (فضل خدا بر تو عظیم است- نساء: ۱۱۳) و نیز در مورد ائمّه از اهل بیت خاندان و نسلش میفرماید: «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً* فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ کَفی بِجَهَنَّمَ سَعِیراً» (آیا به مردم- بخاطر فضلی که خداوند به آنان داده است- حسد میورزند؟ ما به آل ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنان پادشاهی بزرگی عطا نمودیم، پس بعضی از آنان ایمان آوردند و گروهی از آن اعراض کردند و آتش جهنّم (برای آنان) کافی است- نساء: ۵۵- ۵۴).
و هر گاه خداوند، بندهای را برای اداره امور بندگانش برگزیند، به او شرح صدر و آمادگی کامل این کار را عنایت میفرماید، و در قلبش چشمههای جوشان حکمت قرار میدهد، و علم را کاملا به او الهام میفرماید، و بعد از آن
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۴۵۷
از هیچ پاسخی در نمیماند و از رفتار و گفتار صحیح دور و منحرف نمیشود.
(۱) او معصوم است و مؤیّد، خداوند او را توفیق میدهد و در راستی و درستی پا برجا و محکم نگه میدارد. از خطای لغزش و سقوط در امان است، خداوند فقط او را این گونه قرار داده است تا حجّت خدا باشد بر بندگانش و گواه او باشد بر خلقش، و این فضل خداست که به هر کس بخواهد میدهد، و خداوند دارای فضلی بزرگ است، حال آیا بر چنین چیزی توانایی و دسترسی دارند تا بتوانند او را برگزینند؟ یا فرد منتخب آنان چنین اوصافی دارد تا او را بر دیگران مقدّم بدارند؟ قسم به خانه خدا که از حقّ تجاوز کردهاند، و کتاب خدا را به پشت سر انداختهاند، گویا هیچ نمیدانند! در کتاب خدا، شفاء و هدایت است و آنها آن را کنار گذارده و از هوای نفس خود پیروی کردهاند، و لذا خداوند آنان را نکوهش فرموده و مورد نفرت و غضب نموده و هلاک کرده، میفرماید:
چه کسی گمراهتر از آنکه بیراهنمای الهی خودسرانه عمل کند و خدا ستمکاران را راه ننماید و فرموده «فَتَعْساً لَهُمْ وَ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ» (هلاکت باد بر آنان و خداوند کارهایشان را در بیراهه و گمراهی قرار داد- محمّد: ۸) و نیز فرموده است:
«کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذِینَ آمَنُوا کَذلِکَ یَطْبَعُ اللَّهُ عَلی کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ»
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۴۵۸
(بزرگ نفرت و دشمنی است نزد خدا و نزد مؤمنین، این گونه خداوند بر هر قلب انسانهای متکبّر و جبّار مهر مینهد- مؤمن: ۳۵).
(۱) و این حدیث را محمّد بن محمّد بن عصام کلینیّ و علیّ بن محمّد بن- عمران دقّاق و علیّ بن عبد اللَّه ورّاق و حسن بن احمد مؤدّب و حسین بن ابراهیم ابن احمد بن هشام مؤدّب- رضی اللَّه عنهم- برایم نقل کرده و گفتهاند: محمّد ابن یعقوب کلینیّ این حدیث را از ابو محمّد قاسم بن العلاء و او از قاسم بن- مسلم و او از برادرش عبد العزیز بن مسلم از حضرت رضا علیه السّلام برایشان نقل نموده است.
برگرفته از کتاب عیون اخبار الرضا نوشته: شیخ صدوق ترجمه: حمیدرضا مستفید، علیاکبر غفاری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *