احادیث و سخنان

عیون اخبار الرضا – باب ۲۷ سخنان حضرت رضا در مورد هاروت و ماروت

(۱) ۱- امام حسن عسکری از پدرانشان از امام صادق علیهم السّلام در تفسیر آیه «وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّیاطِینُ عَلی مُلْکِ سُلَیْمانَ وَ ما کَفَرَ سُلَیْمانُ» (و از آنچه شیاطین بر ملک و پادشاهی سلیمان میخواندند تبعیّت کردند و سلیمان کافر نشد- بقره: ۱۰۲) فرمودند: شیاطین کافر، سحر و جادوهایی بر (اهل) مملکت سلیمان میخواندند و آنان از آن سحر و جادوها پیروی کرده، گمان میبردند که سلیمان با آن سحر و جادوها پادشاهی میکرده و ما نیز با همان روش، عجائب و معجزاتی از خود بروز میدهیم تا مردم مطیع ما شوند، و گویند:
سلیمان کافر و ساحری ماهر بود و با سحرش به پادشاهی و قدرت رسیده بود.
و خداوند سخن آنان را ردّ کرده و فرمود: «وَ ما کَفَرَ سُلَیْمانُ» (و سلیمان کافر
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۴۸
نبود) (۱) و آن طور که اینها میگویند سحر به کار نمیبرد. «لکِنَّ الشَّیاطِینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ» (لکن شیاطین کافر بودند و به مردم سحر و جادو میآموختند) سحر و جادویی که به سلیمان و به آنچه بر دو فرشته- یعنی هاروت و ماروت در بابل نازل شد- نسبت میدادند.
بعد از نوح علیه السّلام جادوگران و فریبکاران، بسیار زیاد شده بودند، لذا خداوند- عزّ و جلّ- دو فرشته را به سوی پیامبر آن زمان فرستاد و بآن دو مأموریت داد که سحر و نحوه ابطال آن را به آن پیامبر بیاموزند، او نیز آن مطالب را از آن دو فرشته دریافت کرده و به فرمان خدا آن را به مردم آموخت و به آن دو دستور داد تا به این وسیله در مقابل سحر ایستادگی کنند و آن را باطل نمایند. و نیز از اینکه مردم را سحر کنند نهی فرمودند، همان گونه که انسان سمّی را به کسی معرّفی کند و پادزهر آن را نیز به او بدهد، خداوند نیز میفرماید: «وَ ما یُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّی یَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَهٌ فَلا تَکْفُرْ» (و آن دو بکسی چیزی نمیآموختند مگر اینکه به او بگویند ما وسیله امتحان هستیم، کافر نشو [یعنی با بکارگیری
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۴۹
سحر و جادو خود را جزء کافران قرار نده]).
(۱) به این ترتیب که آن پیامبر علیه السّلام به دو فرشته دستور داد تا به صورت بشر در آمده و آنچه را خداوند به آن دو آموخته است به مردم بیاموزند، خداوند میفرماید: سحر و نحوه ابطال آن را به هیچ کس نمیآموختند مگر اینکه به او بگویند: ما وسیله امتحان بندگان هستیم تا با آموختههای خود، خدا را اطاعت کنند و جادوی جادوگران را ابطال نمایند و مردم را سحر و جادو نکنند، پس تو نیز با بکارگیری این سحر و جادو به ضرر رساندن به مردم و یا با فرا خواندن مردم به اینکه معتقد شوند تو به وسیله سحر و جادو زنده میکنی و میمیرانی و کارهایی که جز خدا کسی قدرت بر آنها را ندارد، انجام میدهی، کافر نشو زیرا این قبیل اعمال، کفر است، خداوند میفرماید: و طالبان سحر، از این مطالب، یعنی از سحرهای شیاطین که بر (اهل) مملکت سلیمان مینوشتند و نیز از آنچه به آن دو فرشته- هاروت و ماروت در بابل- نازل گردید، (از این دو نوع مطلب) چیزهایی میآموختند که به آن وسیله بین زن و شوهر اختلاف میانداختند، این کسی است که ضرر زدن به مردم را میآموزد.
آنان با انواع حیله و نیرنگ و به ایهام و اشتباه انداختن و اینکه در فلان جا، فلان چیز دفن شده و فلان کس، فلان کار را کرد، نحوه و طریقه ایجاد ضرر را
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۵۰
یاد میگرفتند (۱) تا زنی (اجنبی) را محبوب مردی کرده و یا مردی را محبوب زنی کنند و به این ترتیب بین زن و شوهر جدایی اندازند، سپس خداوند میفرماید: «وَ ما هُمْ بِضارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ» (و آنان نمیتوانند بکسی آزاری رسانند مگر با اذن خدا) یعنی آن مردم طالب سحر و جادو به کسی آزار نمیرسانند مگر با اذن خدا، و مراد از اذن این است که خدا از این کار آنان اطّلاع دارد و در عین حال، ایشان را به حال خود رها میکند، زیرا اگر میخواست، با جبر و زور جلوی کار آنان را میگرفت.
سپس میفرماید: «وَ یَتَعَلَّمُونَ ما یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ» (چیزی یاد میگیرند که به آنان ضرر میرساند و نفعی برایشان ندارد) زیرا وقتی سحر را آموختند و غرضشان، سحر و جادو کردن دیگران و ضرر زدن به آنان باشد، در واقع چیزی را آموختهاند که در دینشان به آنان ضرر زده و در امر دین نفعی به حالشان نداشته است، بلکه به این وسیله از دین خدا خارج میشوند، و این مردم خود میدانستند که کسی که دین خود را به این مطالب بفروشد، در آخرت نصیبی از بهشت نخواهد داشت، سپس خداوند میفرماید: خود را به بد چیزی فروختند (که خود را در گرو عذاب قرار دادند) اگر میدانستند که
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۵۱
آخرت را فروخته و نصیب خود از بهشت را رها کردهاند، (۱) زیرا کسانی که این سحر را میآموختند، همان افرادی بودند که اعتقاد داشتند که نه پیامبر هست، نه خدایی و نه بعث و قیامتی، و لذا خداوند میفرماید: «وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِی الْآخِرَهِ مِنْ خَلاقٍ» (و آنان میدانستند که هر کس خریدار این مطالب باشد در آخرت نصیبی ندارد) زیرا آنان معتقد بودند که اصلا آخرتی وجود ندارد یعنی عقیده داشتند که اگر آخرتی وجود نداشته باشد، بطریق اولی نصیب و بهرهای بعد از این دنیا نخواهند داشت و اگر بعد از دنیا، آخرتی باشد، آنان با این کفر خود، بهرهای در آن جهان نخواهند داشت، سپس فرمود: «وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ» (خود را به بد چیزی فروختند) یعنی به عذاب، چون آخرت را به دنیا فروختند، و خود را در گرو عذاب دائمی قرار دادند، «لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ» (اگر میدانستند) که خود را به عذاب فروختهاند، ولی این مطلب را نمیدانند زیرا به آن کافر هستند، و وقتی در حجّتهای خداوند نظر نکردند تا بفهمند و علم یابند، خداوند آنان را بخاطر اعتقاد باطلشان و انکار کردن حقّ، عذاب نمود.
(۲) یوسف بن محمّد بن زیاد و علیّ بن محمّد بن سیّار از پدران خود (که
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۵۲
راویان این حدیث هستند) نقل کردهاند که آن دو به امام عسکریّ علیه السّلام عرض کردند: عدّهای نزد ما گمان میکنند که هاروت و ماروت دو فرشته بودند که وقتی که عصیان بنی آدم زیاد شد، خداوند آن دو را از بین ملائکه برگزید و با ملک دیگری به دار دنیا فرستاد، و آن دو مجذوب زهره شدند و خواستند با او زنا کنند و شراب خوردند و آدمکشی کردند و خداوند آنان را در بابل عذاب فرمود و جادوگران، از آن دو، سحر و جادو میآموختند و خداوند آن زن را مسخ کرده و به صورت این ستاره (یعنی ستاره زهره) درآورد، امام علیه السّلام فرمودند:
پناه بر خدا از این سخنان! ملائکه معصومند، و از کفر و قبائح به لطف خدا در امانند، خداوند در باره آنان میفرماید: «لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ» (خداوند را در دستوراتش نافرمانی نمیکنند و هر آنچه را دستور دارند انجام میدهند، تحریم: ۶) و نیز میفرماید: «وَ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَنْ عِنْدَهُ لا یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ لا یَسْتَحْسِرُونَ* یُسَبِّحُونَ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ لا یَفْتُرُونَ» (و برای اوست آن کسانی که در آسمانها و زمین هستند و ایشان که نزد اویند (یعنی ملائکه) از عبادت او سرباز نمیزنند و خسته نمیشوند، شبانه روز در تسبیح اویند و باز نمیایستند- انبیاء: ۱۹- ۲۰) و
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۵۳
در باره ملائکه میفرماید: (۱) «بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ* لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ* یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضی وَ هُمْ مِنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ» (۱) (بلکه بندگان گرامی خدا هستند که در گفتار از خداوند سبقت نمیگیرند و به دستور او کار میکنند، علم خداوند به آنها احاطه دارد و جز برای کسانی که مورد رضایت خداوند هستند، شفاعت نمیکنند و از خوف و خشیت الهی در ترس و نگرانی هستند، انبیاء: ۲۶، ۲۷، ۲۸) آنگاه حضرت فرمودند: اگر همان طور که آنان میگویند باشد، پس خداوند این ملائکه را- در واقع- خلفای خود در روی زمین قرار داده بود و آنان همچون انبیاء و ائمّه بودهاند، آیا از انبیاء و ائمّه علیهم السّلام قتل نفس و زنا سر میزند؟ آیا نمیدانی که خداوند- عزّ و جلّ- هرگز دنیا را از پیغمبر و یا امامی از جنس بشر، خالی نگذاشته است؟ آیا خداوند نفرموده است: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ إِلَّا رِجالًا نُوحِی إِلَیْهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُری» (و ما قبل از تو هیچ رسولی سوی مردم نفرستادیم مگر مردانی از اهل شهرها که به آنان وحی نمودیم- یوسف: ۱۰۹) پس خداوند خود خبر داده است که ملائکه را به عنوان امام و حاکم به زمین نفرستاده است بلکه آنان فقط به سوی انبیاء فرستاده میشدند.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۵۴
(۱) آن دو در ادامه گفتند: عرض کردیم: پس به این ترتیب ابلیس هم فرشته نبوده است؟ فرمود: نه، بلکه از جنّ بوده است، آیا این آیه را نشنیدهاید: «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ کانَ مِنَ الْجِنِ» (و آن زمان که به ملائکه گفتیم: به آدم سجده کنید، و همه جز ابلیس سجده کردند، او از جنّ بود- کهف: ۵۰) و بنا بر این خداوند در این آیه خبر داد که او از طائفه جنّ است، و او همان کسی است که خداوند در بارهاش فرموده است: «و جانّ را از قبل از آتشی که از باد سوزان نشأت گرفته بود، آفریدیم- حجر: ۲۷).
امام عسکریّ علیه السّلام فرمودند: پدرم، از جدّم از امام رضا و آن حضرت از پدرانشان از حضرت علیّ علیهم السّلام نقل کردند که: رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمودند:
خداوند ما آل محمّد و پیامبران و نیز ملائکه مقرب را برگزید، و این برگزیدن با توجّه به این بود که: آنان کاری نخواهند کرد که به واسطه آن از ولایتش خارج گردند و از حفاظتش باز بمانند و جزء کسانی که مستحقّ عذاب و نقمت او هستند درآیند.
عرض کردیم روایت شده است که: آنگاه که رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله امامت علیّ
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۵۵
علیه السّلام را اعلام فرمود، (۱) خداوند ولایت آن حضرت را در آسمان بر جماعتی از مردم و ملائکه عرضه فرمود و آنان اباء کرده، قبول نکردند و خداوند آنان را به شکل قورباغه مسخ فرمود. حضرت فرمودند: پناه بر خدا! اینها، ما را تکذیب میکنند و بر ما افتراء میزنند، ملائکه رسولان الهی هستند و مانند سایر انبیاء و رسل میباشند، آیا از آنان کفر سر میزند؟ گفتیم خیر، فرمود: ملائکه هم همین طور هستند، شأن ملائکه بسیار عظیم است و امرشان بسیار با جلالت.
(۲) ۲- علیّ بن محمّد بن جهم گوید: مأمون از امام رضا علیه السّلام در باره مطلبی که مردم نقل میکنند و میگویند: «ستاره زهره زنی بود که هاروت و ماروت با او مرتکب حرام شدند. و سهیل تحصیلدار و جمعکننده مالیات در یمن بوده سؤال کرد، حضرت فرمودند: دروغ میگویند که آن دو، ستاره بودهاند! بلکه دو جانور آبزی بودند و مردم اشتباه کرده میگویند: آن دو ستاره بودند، و خداوند دشمنان خود را به صورت انواری درخشان که تا پایان جهان، باقی و برقرار باشند، مسخ نخواهد کرد و مسخشدگان بیش از سه روز زنده نمیمانند
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۵۶
و تولید مثل نیز نمیکنند، (۱) و امروزه در روی زمین هیچ جانور مسخشدهای وجود ندارد، و حیواناتی مثل میمون، خوک و خرس و امثال آنها که به عنوان مسخ شده شهرت پیدا کردهاند، خودشان مسخ شده نیستند بلکه شبیه آن چیزهایی هستند که خداوند کسانی را که بخاطر انکار توحید و تکذیب پیامبران لعن و نفرین و غضب فرموده، به آن اشکال مسخ نموده است، و امّا هاروت و ماروت دو فرشته بودند که به مردم سحر آموختند تا از سحر جادوگران پرهیز کنند، و آن را باطل نمایند، و به هر کس چیزی در این باره میآموختند و به او میگفتند «إِنَّما نَحْنُ فِتْنَهٌ فَلا تَکْفُرْ» (ما، وسیله آزمایش تو هستیم، کافر نشو- بقره:
۱۰۲) ولی گروهی با بکارگیری چیزی که دستور داشتند از آن دوری کنند، کافر شدند و بوسیله آنچه میآموختند بین زن و شوهر جدایی میانداختند.
خداوند میفرماید: «وَ ما هُمْ بِضارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ» (بوسیله آن سحر به کسی ضرر نمیزدند مگر به اذن خدا- بقره: ۱۰۲) که منظور از اذن خدا در این آیه علم خدا است.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۵۵۷
برگرفته از کتاب عیون اخبار الرضا نوشته: شیخ صدوق ترجمه: حمیدرضا مستفید، علیاکبر غفاری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *