احادیث و سخنان

عیون اخبار الرضا – باب ۳۱ آنچه از حضرت رضا از اخبار مجموعه آمده است

(۱) ۱- پدرم علیّ و استادم ابن ولید به سند مذکور متن از حسن بن جهم روایت کردهاند که گفت: شنیدم ابو الحسن علیّ بن موسی الرّضا علیه السّلام میفرمود:
دوست هر کس عقل اوست و دشمن او جهل و نادانی و حماقت اوست.
(۲) ۲- علیّ بن احمد دقّاق و محمّد بن احمد سنانی، و حسین بن ابراهیم مکتب- رحمهم اللَّه- به سند مذکور متن از محمود بن ابی البلاد روایت کردهاند که گفت: شنیدم از حضرت رضا علیه السّلام میفرمود: هر کس که پاس نعمت خویش از مخلوق را ندارد، خداوند عزّ و جلّ را شکر نکرده است.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۴
(۱) ۳- و به همین سند از ابراهیم بن ابی محمود روایت شده است که امام هشتم فرمود: مؤمن به خدا کسی است که چون نیکی کند از خود مسرور باشد، و چون بدی از او سرزند پوزش طلبد، و مسلمان آن کس است که مسلمانان از زبان و دستش سلامت باشند، و فرمود: از ما نیست کسی که همسایهاش از شرّ و بلاهای او در امان نباشد.
(۲) ۴- ابو الحسن محمّد بن علیّ بن شاه فقیه مروزیّ در مرو در خانه خود برای ما روایت کرد از محمّد بن عبد اللَّه نیشابوری و او از عبد اللَّه بن احمد بن عامر طائیّ و او از پدرش به سال ۲۶۰ و او از حضرت رضا علیه السّلام به سال ۱۹۴، و همچنین ابو منصور احمد بن ابراهیم اهل خور نیشابور روایت کرد از ابو اسحاق ابراهیم بن هارون خوریّ از جعفر بن محمّد بن زیاد خوریّ از احمد بن عبد اللَّه هرویّ شیبانیّ از علیّ بن موسی الرّضا علیه السّلام و همچنین ابو عبد اللَّه حسین بن محمّد اشنانیّ رازیّ در بلخ روایت کرد از علیّ بن محمّد بن
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۵
مهرویه قزوینیّ از داود بن سلیمان فرّاء از آن حضرت از پدرش موسی بن جعفر از پدرش جعفر بن محمّد از پدرش محمّد بن علیّ از پدرش علیّ بن حسین از پدرش حسین بن علیّ از پدرش علیّ بن ابی طالب علیه السّلام و او از رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله روایت کرد که پیامبر فرمودند: چهار طائفه را من در قیامت شفاعت خواهم کرد: کسی که ذرّیّهام را محترم بدارد، و کسی که حوائج آنان را برآورد، و آنکه در هنگام اضطرارشان بهر وجه یاریشان کند، و آنکه بدل و زبان هر دو، آنان را دوست بدارد.
(۱) ۵- و به همین اسناد از آن حضرت از پدرانش از علی بن الحسین علیه السّلام روایت کردهاند که فرمود: اسماء بنت عمیس مرا گفت: فاطمه علیها السّلام مرا فرمود: هنگامی که به فرزندم حسن حامله گشتم و او را زائیدم رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله آمده و به اسماء گفت:
فرزندم را بیاور، اسماء حسن را که در پارچه زردی پیچیده بودند تسلیم وی نمود، پدرم پارچه را کنار انداخت و در گوش راستش اذان گفت، و در گوش چپش اقامه، سپس به علیّ فرمود: فرزندم را چه نام گذاردهای؟ گفت: یا
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۶
رسول اللَّه من بر شما در نامگذاری پیشی نگرفتهام، (۱) ولی دوست داشتم نام او را «حرب» گذارم، رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: من نیز در نام او بر خدایم سبقت نجویم، آنگاه جبرئیل فرود آمد و گفت: ای محمّد خداوند علیّ أعلی تو را سلام میرساند و میگوید: «علیّ» نسبت به تو به منزله هارون است نسبت به موسی، و رسولی بعد از تو نیست، فرزندت را همنام پسر هارون کن، رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله پرسید: نام فرزند هارون چه بود؟ جبرئیل گفت: شبر، رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: زبان من عربی است (و این لغت عبری) جبرئیل گفت: نام او را حسن بگذار، اسماء گوید: پس پیامبر نام کودک را «حسن» نهاد، چون روز هفتم شد دو گوسفند خاکستری رنگ برای او عقیقه کرد، و یک ران آن را با یک دینار به قابله داد، سپس سر نوزاد را تراشید و به وزن آن نقره تصدّق داد و با گرد زعفران سر او را ملوّن نمود، و به أسماء گفت: مالیدن خون به سر نوزاد از رسوم جاهلیّت است.
اسماء گوید: در سال بعد حسین علیه السّلام متولّد شد، رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله به سراغ او آمد و فرمود: ای اسماء فرزندم را بیاور، اسماء حسین را در حالی که در پارچه
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۷
سفیدی پیچیده شده بود به دست آن حضرت داد، (۱) و ایشان صلّی اللَّه علیه و آله در گوش راست او علیه السّلام اذان و در گوش چپش اقامه خواند، آنگاه او را در آغوش گرفت و گریست، اسماء گفت: پدر و مادرم فدای تو باد، گریه برای چیست و از چه رو میگریی؟ حضرت فرمود: بر حال این فرزندم میگریم، عرض کردم یا رسول اللَّه هم اکنون به دنیا آمده است؟! حضرت فرمود: ستمکاران او را پس از من شهید میکنند، خدا شفاعت مرا نصیب آنان نگرداند، آنگاه فرمود: ای اسماء این خبر را (که او را میکشند) به فاطمه نرسانید، زیرا او تازه فارغ گشته است، آنگاه رو به علیّ کرده فرمود: نام فرزندم را چه نهادهای؟ گفت: من بر شما سبقت در نام نجویم یا رسول اللَّه، امّا دوست داشتم نامش را «حرب» گذارم، رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: من نیز بر خدایم عزّ و جلّ سبقت نخواهم گرفت، در این حال جبرئیل نازل گشت و گفت: یا محمّد! علیّ أعلی تو را سلام میرساند و میگوید: چون علیّ نسبت به تو مانند هارون نسبت به موسی است، این فرزندت را به نام پسر هارون به نام، رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله پرسید نام فرزند هارون چه بود؟ گفت: «شبیر» حضرت فرمود: این به زبان عبری است و من عربی زبانم!؟ جبرئیل گفت:
او را «حسین» بنام، چون یک هفته گذشت رسول خدا دو گوسفند خاکستری رنگ
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۸
برای او عقیقه کرد و یک ران از آنها را با یک دینار به قابله عطا فرمود، و سر طفل را تراشیده و به وزن موهایش (نقره) تصدّق دادند، و سرش را با زعفران سرخگون نمودند، و فرمودند: ای اسماء! خون مالیدن به سر نوزاد از رسوم زمان جاهلیّت است.
شرح: «اسماء بنت عمیس اشتباه است و صحیح آن یا اسماء بنت ابی بکر است یا سلمی بنت عمیس، چون اسماء بنت عمیس در آن هنگام در حبشه بوده، و مؤلّف سه روایت را در این خبر جمع کرده و این که امیر علیه السّلام در نظر داشته است نام فرزندش را «حرب» گذارد از ساختههای مخالفین است و این نوع از روایات متعلّق به احمد بن عامر طائیست و وی غالبا روایت را خلط و به صورت داستان نقل میکرده همچنان که از ضمائر فقالت کذا به صیغه غائب و قلت کذا به صیغه متکلّم پیداست و از این رو وی چندان مورد اعتماد نیست».
(۱) ۶- و به همین اسناد از حضرت رضا علیه السّلام روایت کردهاند که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: دخترم فاطمه در روز قیامت به محشر میآید در حالی که با او پیراهنی خونین است و یکی از پایههای عرش را همی گیرد و میگوید: ای دادگستر! تو خود میان من و قاتل فرزندم داوری کن، بعد فرمود: به پروردگار کعبه قسم که خداوند متعال به سود فاطمه حکم و داوری میفرماید، و به راستی که خداوند عزّ و جلّ به غضب فاطمه غضب میکند و به رضای او راضی میشود.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۹
(۱) ۷- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت شده که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمودند: آن شب که مرا به آسمان (معراج) بردند جبرئیل دست مرا گرفت و بر یکی از فرشهای بهشتی نشانید و یک دانه «به» به من داد، و من آن را در دست میگردانیدم که ناگاه حوریّهای از آن خارج شد، چندان زیبا بود که بهتر از او ندیده بودم گفت: السّلام علیک یا محمّد! پرسیدم تو کیستی؟ گفت: من راضیّه مرضیّهام که خداوند جبّار سه بخش وجود مرا از سه چیز آفرید، بخش زیرین از مشک و وسط از کافور، و اعلای من عبیر، و با آب حیات مرا خمیر کرد و خداوند جبّار مرا گفت میباش! پس من وجود یافتم، مرا برای برادرت و پسر عمّت علی بن أبی طالب آفرید.
شرح: «این خبر در سندش یکی دو تن عامّی است و در خبری که در باب ۲۸، ابراهیم بن ابی محمود از حضرت رضا علیه السّلام نقل کرده این بود که در اخبار مناقبی که عامّه برای ما نقل میکنند بیندیشید که گاهی از روی غرض سو آنها را جعل کردهاند. و این خبر را اگر با صورت برزخی یا ملکوتی مخلوقات تعبیر نمائیم ممکن است و الّا امیر المؤمنین علیه السّلام چندان عشقی به حوریّه نداشت و جز تقرّب به خدا هیچ چیز او را خرسند نمیساخت و علاقهای به غیر خدا از خود نشان نمیداد».
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۰
(۱) ۸- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت شده که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: فرزند ریحانه (دلبند) است، و حسن و حسین دو دلبند منند.
(۲) ۹- و به همین اسناد از آن حضرت روایت شده است که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: یا علیّ تو قسیم بهشت و دوزخ میباشی، و توئی که کوبه باب بهشت را میزنی و بدون محاسبه (مناقشه در حساب و چون و چرا) داخل آن میشوی.
(۳) ۱۰- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت است که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: مثل اهل بیت من در بین شما مثل کشتی نوح است که هر کس در آن در آمد نجات یافت و هر کس تخلّف نمود در آب غرق و در آتش پرت شد.
(۴) ۱۱- و به همین اسناد از آن حضرت روایت شده که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود:
خشم خدا و رسولش شدّت یافته بر آن کس که خون [ذریّه- خ ل] مرا بریزد، و در باره عترتم ستم کند و مرا بیازارد.
(۵) ۱۲- و به همین اسناد از آن حضرت روایت شده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود:
فرشتهای به نزد من آمد و گفت: یا محمّد! خداوند به تو سلام میرساند و میفرماید: من فاطمه را به علیّ تزویج کردم پس تو وی را به عقد او در آور، و من
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۱
درخت طوبی را فرمان دادهام تا درّ و یاقوت و مرجان ببار آورد، و به راستی که أهل آسمان از این وصلت خوشحال و مسرور گشتند، و به زودی از این دو، دو پسر که آقای جوانان بهشتیند به وجود آیند، و به سبب آن دو تن، اهل بهشت زینت یابند پس ای محمّد! مژده باد تو را، آری تو هستی بهترین فرد پیشینیان و آیندگان.
(۱) ۱۳- و به همین اسناد از آن حضرت روایت شده که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود:
شش چیز از مردانگی و انسانیّت است، سه چیز در حضر و سه چیز در سفر، امّا آن سه که در حضر است: اوّل تلاوت کتاب خدا (قرآن مجید)، دوم آباد کردن مساجد خدا (به پر کردن جمعیّت در آن جهت عبادت خدا)، و سوم، یافتن دوستانی در راه خدا، و امّا آن سه چیز که در سفر است (عبارتند از) اوّل انفاق از توشه، دوم نیک خلقی، و سوم بذله گوئی در غیر معاصی.
(۲) ۱۴- و به همین اسناد از آن حضرت روایت شده که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود:
ستارگان ثوابت و سیّارات امان اهل آسمانند، و اهل بیت من امان امّتم میباشند.
شرح: «مراد آن است که خداوند به واسطه بودن اهل بیت من در میان امّتم بر آنها رحمت میکند، و در صورت نافرمانی و ارتکاب معاصی عذاب بر ایشان نازل نمیفرماید، چنان که نفس شریف پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله تا در میان امّت بود عذاب
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۲
نازل نمی شد، خداوند میفرماید: وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ (تا تو در میان اینان هستی خداوند عذاب نازل نخواهد کرد- سوره انفال: آیه ۳۳).
(۱) ۱۵- و به همین اسناد از آن حضرت به نقل از جدّش امام صادق علیه السّلام آمده است که آن جناب فرمود: بر مهر (نگین انگشتری) پدرم محمّد بن علیّ الباقر علیه السلام این رباعی نقش شده بود (ترجمه): گمانم به خدا نیکو است و همچنین بر رسول مؤتمنش، و به وصیّ نظر بلند و پر احسانش، و به حسین و حسنش.
(۲) ۱۶- و به همین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده است که در معنی آیه شریفه أَکَّالُونَ لِلسُّحْتِ (خورندگان حرامند- مائده ۴۲) فرمودند: مراد شخصی است که حاجتی از برادر مؤمنش برآورد و آنگاه هدیّه او را بپذیرد.
(یعنی به طمع مال، حاجت روا کند و رشوه خواری نماید).
(۳) ۱۷- و به همین اسناد از رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: «ایمان» اقرار به زبان است، و شناخت قلبی، و عمل طبق آن به اعضاء و جوارح.
(۴) ۱۸- و به همین اسناد از رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله روایت نموده است که ایشان فرمودند: خداوند تبارک و تعالی میفرماید: ای فرزند آدم! تو با من بانصاف
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۳
رفتار نکردی، من با ارزانی داشتن نعمت بر تو، با تو دوستی کردم، و تو به نافرمانی و ارتکاب معصیت با من دشمنی مینمائی، خوبیهای من به سوی تو سرازیر شد، و شرّ و بدیهای تو به سوی من همواره بالا آمد، پی در پی در هر روز و شب فرشتهای گزارش صدور عمل قبیحی را از تو به من اطّلاع میدهد، ای فرزند آدم چنانچه کارهای تو را از دیگری به تو خبر میدادند (که فلانی چه کرده و چه کرده) و تو وی را نمیشناختی، در دشمنی او شتاب مینمودی.
(۱) ۱۹- و به همین اسناد از رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله روایت نموده که آن حضرت فرمود:
فرزندان خود را در روز هفتم ولادتشان ختنه کنید، زیرا آن برای آنان پاکتر باشد و موجب سرعت رشد آنان است.
(۲) ۲۰- و به همین اسناد از رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: بهترین اعمال در پیشگاه خداوند ایمانی است که شکّ و دو دلی در آن راه نداشته باشد، و جهادی که خیانت به غنیمت در آن نباشد، و حجّ خانه خدا که پذیرفته شده باشد، و اوّلین کسان که وارد بهشت شوند شهید در راه خدا، و بندهای که به نیکی، فرمان صاحبش را اطاعت نماید، و با او اخلاص ورزد، و مرد عیالمند پاکدامنی است که عفّت به خرج دهد، و اوّلین کسان که داخل دوزخ گردند،
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۴
فرمانروای مسلّطی باشد که به حقّ رفتار نکند و عدالت ننماید، و ثروتمندی است که حقوق واجبه مال را ادا نکند، و بینوائی که فخر فروشی کند.
(۱) ۲۱- و به همین اسناد از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: شیطان پیوسته از شخص با ایمان که مواظب انجام نمازهای خویش است بیم دارد، تا آن زمان که آن را ضایع گذارد و اهمّیت به اوقات آن ندهد، در چنین وقت است که او بر وی دست یافته و او را در گناهان میافکند.
(۲) ۲۲- و به همین اسناد از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: هر کس نماز فریضه خود را انجام دهد پس از هر نماز یک دعای او مستجاب میشود.
(۳) ۲۳- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: علم و دانش همانند خزینهها (گاو صندوقها) است، که کلیدهای آنها پرسیدن است، پس بپرسید!- خداوند به شما رحمت کند-، زیرا در این امر چهار طائفه دارای اجر باشند: پرسنده، آموزنده، شنونده و پاسخ دهنده.
(۴) ۲۴- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: خداوند عزّ و جلّ دشمن دارد مردی را که اجنبی بدون اذن در خانهاش داخل شود و او دفاع نکند.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۵
(۱) ۲۵- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: پیوسته امّت من در طریق صلاح و خیر و رفاه است مادامی که با یک دیگر دوستی میکنند و به هم تحفه میفرستند و ارمغان میدهند و امانت را ادا میکنند، و از حرام اجتناب و دوری مینمایند، مهمان را گرامی میدارند و نماز جماعت را بر پای میدارند، و حقوق مالی زکات را میپردازند، و چنانچه در این امور سستی کنند و انجام ندهند به خشکسالی و گرانی و تنگی معیشت مبتلا میگردند.
(۲) ۲۶- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: از ما نیست کسی که با مسلمانی به نیرنگ رفتار کند (در معامله خیانت کند، و او را فریب دهد) یا خسارت زند یا به حیله و تزویر عمل نماید.
(۳) ۲۷- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: خداوند تبارک و تعالی فرزند آدم را خطاب کرده و فرموده است: ای پسر آدم! گناه دیگران، تو را بیتوجّه به گناه خویش نسازد، و نیز نعمتهای خداداد مردم، تو را از نعمتهائی که بر تو ارزانی داشته غافل ننماید، و مردم را از رحمت پروردگار مأیوس مکن در حالی که در حقّ خود بدان امیدواری.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۶
(۱) ۲۸- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: از سه چیز پس از مرگم بر امّت خود ترسانم: گمراهی پس از هدایت یافتگی و شناخت حقّ از باطل، و فتنههای گمراهکننده، و شکمخوارگی، و زیاده روی در لذّات جنسی.
(۲) ۲۹- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: اگر نام فرزندی را «محمّد» نهادید، پس باید او را محترم شمارید، و در محافل برایش جا باز کنید، و با او ترشروئی منمائید.
(۳) ۳۰- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: هیچ جمعی نیستند که مجلس شورا داشته باشند و در میان آنان کسی به نام محمّد و احمد [و یا حامد و محمود] باشد و او را داخل کنند. و رأیش را جزء آراء به حساب آورند جز اینکه آن مشورت برای آنان نیکو نتیجه دهد.
(۴) ۳۱- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: هیچ سفره طعامی نگسترند که در میان حاضرین فردی به نام احمد و یا محمّد باشد مگر اینکه آن منزل روزی دو بار تقدیس، یعنی پاکیزه و تطهیر شود.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۷
(۱) ۳۲- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: ما اهل بیت (خصوصیّاتی داریم)؛ گرفتن صدقه بر ما حرام است، و ما مأمورشدهایم که وضو را با تمام آداب، رعایت واجب و مستحبّ آن را بنمائیم، و اینکه خر را بر اسب نجیب نجهانیم (کنایه از اینکه دختر فهمیده و مؤمن و با کمال را به مرد احمق و نفهم و بیدیانت ندهیم).
(۲) ۳۳- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: مثل شخص مؤمن در نزد خداوند عزّ و جلّ همانند فرشته مقرّب درگاه است، و به راستی که فرد مؤمن مقامش در نزد خداوند از آن هم بالاتر است، و هیچ چیز در نزد خداوند محبوبتر از مرد مؤمن توبهکار و یا زن مؤمنه توبه کار نخواهد بود.
(۳) ۳۴- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: هر کس در معامله با مردم ستم نکند، و در سخن گفتنش با آنان دروغ نگوید، و در وعدههایش با ایشان خلف نکند، پس وی از کسانیست که مردانگی و انسانیّتش به حدّ کمال رسیده، و عدالتش آشکار گشته، و دوستی و برادری با وی لازم آمده، و غیبت او حرام شده است.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۸
(۱) ۳۵- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که به علیّ علیه السّلام فرمود: یا علیّ! من از خدایم در باره تو پنج چیز درخواست کردم و همه را عطا فرمود، امّا اوّل آنها این بود که من نخستین کسی باشم در وقتی که زمین بر او بشکافد، سر از قبر بر آرم و خاک را از سر و روی بیفشانم و تو با من باشی، پس این، مورد قبول واقع شد، دوم اینکه درخواست نمودم چون مرا برای حساب نزد میزان عمل در قیامت برند، تو آن هنگام با من باشی، این را نیز عطا فرمود، سوم آنکه تو در آن روز پرچم مرا که لواء اکبرش گویند و بر آن این عبارت نوشته شده است که
«المفلحون هم الفائزون بالجنّه»
(رستگاران آنانند که به بهشت دست یافتند) بدوش تو باشد و تو حامل آن باشی، خداوند این را نیز پذیرفت، چهارم این بود که از خدایم خواستم که تو ساقی حوض کوثرم باشی و قبول فرمود، و امّا پنجم این بود که تو سوق دهنده و جلودار امّت من به فردوس جنان باشی و عطا فرمود، پس خدای را ستایش میکنم از اینکه به من منّت نهاد و حاجاتم را روا فرمود.
(۲) ۳۶- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۹
فرمود: فرشتهای بر من وارد شد و گفت: یا محمّد! پروردگارت عزّ و جلّ تو را سلام میرساند و میفرماید: چنانچه مایل باشی بیابان مکّه را برای تو طلا کنم، امام گوید: حضرت سر به سوی آسمان بلند کرده گفت: پروردگارا! من روزی سیرم و تو را سپاس میگویم، و روزی گرسنهام و از تو طلب روزی مینمایم.
(۱) ۳۷- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که به علیّ علیه السّلام فرمود: یا علیّ! چون روز قیامت شود تو و فرزندانت (یعنی ائمّه معصومین) بر اسبان ابلقی که به درّ و یاقوت آراستهاند سوار باشید، و خداوند فرمان صادر کند که شما را به بهشت برند، در حالی که مردم همه به شما مینگرند.
(۲) ۳۸- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: دخترم فاطمه محشور گردد در حالی که حلّه کرامت که به آب حیات سرشته شده در بر دارد، و تمام خلایق به آن نظر کنند و از آن تعجّب نمایند، سپس از حلّههای بهشتی هزار حلّه که بر هر یک با خطّ سبز نوشته شده است:
«دختر محمّد را به بهشت برید و داخل گردانید با کمال شکوه و بهترین صورت و حسن منظر»، پس هفتاد هزار کنیز موکّل او گردند و او را به سوی
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۲۰
بهشت بدرقه کنند مانند یک عروس.
(۱) ۳۹- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: چون روز قیامت بر پا شود از میان عرش ندایم در دهند که یا محمّد! پدرت ابراهیم نیکو پدری بود، و برادرت علیّ بن ابی طالب نیکو برادری.
(۲) ۴۰- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: گویا مرا خواندهاند و من پذیرفتهام و مرگم فرا رسیده، و براستی که در میان شما امّت، دو چیز گرانبها را واگذاردم یکی از آن دو بزرگتر از دیگری است کتاب خدا- که ریسمان کشیدهای است از آسمان به سوی زمین-، و عترت و خاندانم- اهل البیت- پس شما نظر کنید که با این دو پس از من چگونه رفتار خواهید نمود.
(۳) ۴۱- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: بر شما باد به حسن خلق (اخلاق پسندیده) زیرا حسن خلق بدون چون و چرا در بهشت است، و بپرهیزید از تند خوئی که آن نیز لا محاله و بیتردید در دوزخ خواهد بود.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۲۱
(۱) ۴۲- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: هر کس هنگامی که وارد بازار و محلّ کسب میشود این کلمات را بگوید:
«سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الّا اللَّه وحده لا شریک له له الملک و له الحمد یحیی و یمیت و هو حیّ لا یموت، بیده الخیر، و هو علی کلّ شیء قدیر»
، به عدد تمام خلائق تا روز قیامت بدو اجر دهند.
(۲) ۴۳- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: براستی که خداوند عزّ و جلّ را عمودی است از یاقوت سرخ که سر آن عمود (ستون) زیر عرش و پایهاش در گرده ماهی در زیر زمین هفتم است، و هر گاه بندهاش
«لا اله الّا اللَّه وحده لا شریک له»
گوید، عرش بلرزد و عمود به حرکت آید و ماهی بجنبد و خداوند عزّ و جلّ خطاب به عرش گوید: ای عرش من آرام گیر، در جواب گوید: پروردگارا چگونه آرام گیرم در حالی که تو گوینده این ذکر را نبخشیدهای، خداوند تبارک و تعالی در پاسخ فرماید: ای ساکنین آسمانهایم شاهد باشید که من گوینده این کلمات را بخشیدم. «۱»
______________________________
(۱) اقول: لا یخفی علی النّاقد الخبیر، أنّ هذه کلّها من باب التّشبیه و التّمثیل فی المعنویات.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۲۲
(۱) ۴۴- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت است که فرمود: به حقیقت که خداوند عزّ و جلّ دو هزار سال قبل از خلقت آدم مقدّرات را تقدیر و مدبّرات را تدبیر فرموده بود.
(۲) ۴۵- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: چون روز قیامت شود بنده را به درگاه بخوانند، و نخستین سؤالی که از او بکنند نماز است، پس اگر آن را با شرائط به جای آورده باشد رها گردد و الّا او را در آتش افکنند.
(۳) ۴۶- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: نماز خود را ضایع نسازید، زیرا هر کس نمازش را ضایع گزارد (بدان اهمّیّت ندهد) با قارون و هامان (وزیر فرعون) محشور گردد، و خداوند را حقّ و سزاوار است که او را با منافقین به دوزخ فرستد، پس وای بر آن کس که محافظت نکند بر نماز (غافل از آن باشد) و بر کسی که سنّت رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله را رعایت ننماید (نماز جماعت را ترک کند).
(۴) ۴۷- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: موسی علیه السّلام از خدایش عزّ و جلّ در خواست کرده گفت: پروردگارا! مرا
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۲۳
از امّت محمّد صلی اللَّه علیه و آله قرار بده، خداوند عزّ و جلّ به او وحی فرستاد که ای موسی این فیض، نصیب تو نخواهد شد. (یعنی در زمان او نباشی) (۱) ۴۸- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: هنگامی که مرا به معراج در آسمانها میبردند در آسمان سوم مردی را دیدم که نشسته است و یک پایش در مشرق و پای دیگرش در مغرب است، و لوحی در دست دارد که پیوسته در آن مینگرد و سر خویش را میجنباند، به جبرئیل گفتم این کیست؟ گفت: این فرشته مرگ (عزرائیل) است.
(۲) ۴۹- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: خداوند، براق که از مرکبهای سواری بهشت است را رام من گردانید، آن نه چندان کوتاه بود و نه چندان بلند، و اگر خداوند به او اجازه میداد همه دنیا و آخرت را با یک گام طی میکرد، و آن از تمام حیوانات سواری خوشرنگتر میبود.
(۳) ۵۰- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: چون قیامت به پا شود خداوند عزّ و جلّ ملک الموت را فرمان دهد و به او خطاب نماید ای فرشته مرگ به عزّت و جلال و بلندیم، جسم تو را نیز (که
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۲۴
قابض الارواحی
) به طعم مرگ خواهم چشانید، همان طور که تو، به بندگانم طعم آن را چشاندی.
(۱) ۵۱- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: چون این آیه إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَیِّتُونَ یعنی (تو خواهی مرد و آنان نیز میمیرند- زمر: ۳۰) نازل گشت، به خدا عرض کردم: آیا مردمان همه میمیرند و فرشتگان زنده میمانند؟ این آیه نازل شد که کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَهُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَیْنا تُرْجَعُونَ یعنی (هر نفسی چشنده مرگ است سپس به سوی ما بازگشت خواهید نمود- عنکبوت: ۵۷).
تذکّر: «در پارهای نسخهها به جای «و یبقی الملائکه»، و «یبقی الأنبیاء» ثبت شده و به نظر میرسد تحریف باشد».
(۲) ۵۲- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: بهشت را بر دوزخ ترجیح دهید و آن را بپسندید و اختیار کنید، و اعمال خویش را فاسد نسازید که موجب شود در آتش افکنده شوید و در آن مدام بمانید.
شرح: «خلود به معنی دوام است نه ابد، چنان که از آیات دانسته میشود مانند خالِدِینَ فِیها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ یا خالِدِینَ فِیها أَبَداً که با ابد مقیّد شده و امثال ذلک».
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۲۵
(۱) ۵۳- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: خداوند مرا به دوستی چهار تن فرمان داده اوّل: علیّ، دوم: سلمان فارسی، سوم: ابو ذرّ، چهارم: مقداد بن الأسود.
توضیح: «ابا ذرّ» در متن فوق در نسخهها به حالت نصبی ثبت شده، ولی صحیح آن «أبی ذرّ» مجرور است به اضافه».
(۲) ۵۴- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: بال پرندهای در هوا نجنبد جز آنکه ما بدان آگاهی داریم.
(۳) ۵۵- به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: چون قیامت بر پا گردد منادیی آواز دهد: ای مردم چشمهای خود را فرو بندید تا فاطمه دختر رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله بگذرد.
(۴) ۵۶- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که حسن و حسین هر دو آقا و بزرگ جوانان بهشتی هستند و پدرشان از آن دو بهتر.
(۵) ۵۷- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: قیامت که بر پا گردد خداوند عزّ و جلّ بر بنده مؤمن خویش تجلّی کند،
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۲۶
و او را بر گناهان خود یک یک آگاه سازد، سپس معاصی او را بپوشاند و پاک گرداند به قسمی که احدی از این عمل اطّلاع نیابد، نه فرشته مقرّبی و نه پیامبر مرسلی، و آنچه را که بنده خویش ندارد که کسی بر آن مطّلع شود خداوند میپوشاند، و به گناهان او فرمان میدهد که به حسنات مبدّل شوید.
مصنّف کتاب- رحمت خدا بر او باد- گوید: معنی تجلّی خدا بر بندهاش، نمودن نشانههائی است که وی بداند خدا با او مخاطب است.
شرح: «این امر در باره کسانی است که به شرائط ایمان عمل کرده و از خداوند پروا داشته باشند، لکن در اثر عللی از قبیل سوء تربیت، یا زندگی در محیط آلوده به معصیت، یا غفلت و یا جهل و نادانی دچار پارهای از گناهان گشتهاند، نه آن کس که از معصیت باک نداشته است، دلیل این مطلب در خود این حدیث است که میفرماید:
«و یستر علیه ما یکره ان یقف علیه احد»
از این جمله پیداست که این شخص معصیت علنی نداشته بلکه حفظ ظواهر میکرده و حاضر نبوده که احدی از گناهی که از وی در اثر غفلت سر زده آگاه شود، و از گناهش بیدرنگ پشیمان بوده و از خدا طلب مغفرت میکرده و خدا در این باره میفرماید: و مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ (آنان که از معصیت و گناهی که در اثر غلبه شهوات حیوانی از آنان صادر شده پشیمانند، و توبه کرده و به ایمان بازگشتهاند و آن را جبران نموده، اینانند که ما، عمل سیّئهشان را به توبه و بازگشت به سوی حقّ و ایمان فرجام داده، تبدیل به حسنات میکنیم- فرقان: ۷۰).
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۲۷
(۱) ۵۸- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: هر آن کس که مؤمنی را برای تنگدستی و بینوائیش کوچک شمارد و او را تحقیر کند روز رستاخیز خداوند او را به همه خلائق حاضر در محشر معرّفی میکند سپس به گناهی که از او سر زده رسوایش مینماید.
(۲) ۵۹- و به همین اسناد از آن حضرت از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: تا روز قیامت مؤمنی نبوده و نخواهد بود جز آنکه همسایه و همدمی دارد که پیوسته او را میآزارد.
(۳) ۶۰- و به همین سند از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت شده که: خداوند- عزّ و جلّ- آمرزنده همه گناهان است، جز از آنکه دینی را اختراع کند، [یا مهریه زوجهاش را انکار نماید] یا مزد مزدوری را به ستم نپردازد یا آن کسی که فرد آزادی را به رقّیّت بفروشد.
(۴) ۶۱- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که در معنی این آیه یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ (روزی که هر قومی را به نام امامشان پیش خوانیم- اسراء: ۷۱) فرمود: هر طائفه و قومی را به امام زمانش و کتاب پروردگارش و سنّت پیغمبرش میخوانیم.
شرح: «مراد آن است که هر جمعیّت با امام و کتاب و سنّتی که پیرو آن بوده محشور خواهد شد».
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۲۸
(۱) ۶۲- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: به راستی که مؤمن در آسمان شناخته شده همان طور که مرد، فرزندان و خاندانش را میشناسد، و نیز او نزد خدا گرامیتر از ملک و فرشته مقرّب است.
(۲) ۶۳- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس به مؤمنی یا مؤمنهای بهتان زند یا افترائی بندد به آن چه که در او نیست، در روز قیامت خداوند او را بر تلّی از آتش نگه میدارد تا اینکه از عهده کلامی که بر وی بسته بیرون آید.
(۳) ۶۴- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: جبرئیل از جانب خداوند نزد من آمده میگفت: خداوند تو را سلام میرساند و میفرماید: مؤمنین را که عمل صالح کردهاند و به تو و به اهل بیت تو مؤمن بودهاند به بهشت بشارت ده، به راستی که از برای ایشان نزد من جزائی بسیار نیکوست و به زودی به جنّت وارد خواهند شد.
(۴) ۶۵- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: بهشت بر کسانی که به اهل بیت من ستم کردند و بر آنان به جنگ
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۲۹
برخاستند حرام گشته، و هم چنین بر کسانی که ستمکاران را یاری کردند و اهل بیت مرا ناسزا گفتند، اینان هیچ نصیبی از خیر در آخرت ندارند، و خداوند در قیامت با ایشان صحبتی ندارد و نظر رحمتی نخواهد کرد و از آلودگی به گناه پاکشان ننماید و برای آنان عذاب دردناکی خواهد بود.
(۱) ۶۶- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: خداوند از جمیع مردم در قیامت حساب میکشد جز از کسی که برای خدا شریک قائل باشد که حسابی ندارد و یکسره به دوزخش روانه میسازد.
(۲) ۶۷- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: زنان احمق را به دایگی و شیر دادن نوزاد نگیرید، و همین طور زنان عمشاء (زنی که چشمش کم دید است و ریزش اشک مدام دارد) زیرا شیر تأثیر دارد و ممکن است به طفل سرایت کند و کم خرد شود یا نابینائی پیدا کند.
(۳) ۶۸- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: ریزههای نان ریخته شده در اطراف سفره مهریّه حور العین است (یعنی هر کس از آنها استفاده کند و نگذارد دور ریخته شود جزایش در آخرت حور العین است لذا باید آن را اهمّیّت داد و تبذیر ننمود).
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۳۰
(۱) ۶۹- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هیچ شیری از شیر مادر برای نوزاد بهتر نخواهد بود.
(۲) ۷۰- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس فهمش نیکو باشد برای او حسنهای است.
(۳) ۷۱- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر گاه ترید، طعام شما بود از کنار ظرف بخورید، زیرا برکت در وسط ظرف است.
(۴) ۷۲- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: بهترین خورش سرکه است، و هر خانهای که در آن سرکه باشد هیچ گاه اهل آن بیخورش یا طعام نیستند.
(۵) ۷۳- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: خداوندا! در صبح روز شنبه و پنجشنبه به امّت من برکت عنایت فرما.
(۶) ۷۴- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: با روغن بنفشه خود را خوشبو کنید، زیرا در تابستان سرد و خنک عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ج۲ ۳۱ باب(۳۱) آنچه از حضرت رضا علیه السلام از اخبار مجموعه آمده است ….. ص : ۳
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۳۱
است و در زمستان گرم.
(۱) ۷۵- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: توحید و اقرار بیگانگی خداوند نیمی از دین است، و روزی خود را با دادن صدقه فرود آرید.
شرح: «در پارهای از نسخهها بجای لفظ «توحید» «تودّد» آمده یعنی مهربانی کردن با مردم نیمی از دین است، و بنظر میرسد که «توحید» صواب باشد، زیرا از این آیه شریفه که در باره دوزخیان میفرماید: خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ الْجَحِیمَ صَلُّوهُ* ثُمَّ فِی سِلْسِلَهٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُکُوهُ* إِنَّهُ کانَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ* وَ لا یَحُضُّ عَلی طَعامِ الْمِسْکِینِ، این عذاب سلسله را نیمی توحید بر میدارد و نیم دیگر را صدقه، و در تفسیر کشّاف آمده که ابو درداء کارگزاران خود را گفت: هر هفته طعامی تهیّه و به فقراء بخورانید، زیرا نیم این زنجیر را به توحید و ایمان به خدا از گردن خود برداشتیم و نیم دیگر را باید به سفارش باطعام مساکین از خود دور کنیم».
(۲) ۷۶- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: نیکی را عمومیّت ده، و خیر خود را به اهل و نااهل برسان، و چنانچه کسی که مورد مهر واقع میشود أهلیّت آن را نداشته باشد شما خود اهل آن هستی.
(۳) ۷۷- و بهمین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۳۲
فرمود: مهربانی کردن با مردم اوّلین فرمان عقل پس از ایمان است، و همچنین نیکی و دوستی کردن با مردمان چه نیکشان و چه بدشان.
(۱) ۷۸- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: بهترین و بالاترین خوراکیها چه در دنیا و چه در آخرت گوشت است، و بهترین آشامیدنی در این دنیا و آن دنیا آب است، و من خود آقای فرزندان آدمم و فخری نمیکنم.
(۲) ۷۹- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: بهترین خوراکی در دنیا و آخرت گوشت است، پس از آن برنج.
(۳) ۸۰- و بهمین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: در میان میوهجات از انار استفاده کنید که حبّهای از آن نیست که وارد معده شود مگر اینکه قلب را صفا و نور میبخشد، و شیطان را تا چهل روز لال یا دور میکند.
شرح: «سلامت فکر بستگی به سلامت خون دارد و انار خون را صاف میکند».
(۴) ۸۱- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۳۳
فرمود: بر شما باد به روغن زیتون، زیرا معده را پاک میکند، بلغم را زدوده، و اعصاب را تقویت میکند، و بیماری فرسودهکننده را از بین میبرد، اخلاق را نیکو ساخته، و روح را آرامش میدهد، و اندوه و غمّ را میزداید.
(۱) ۸۲- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: انگور را حبّه حبّه بخورید زیرا که این لذیذتر و گواراتر است.
(۲) ۸۳- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: اگر در چیزی شفا باشد پس در نیشتر حجامتکننده، و در شربت ساخته از عسل است.
(۳) ۸۴- و بهمین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: بهترین عبادات امّت من انتظار فرج و گشایش در امور مسلمین از جانب خدا است.
شرح: «معنی انتظار فرج الهی؛ خود را آماده و مهیّای آن نمودن است، و کوشش و خودسازی برای آمدن آن مانند کسی که انتظار وقت نماز، یا وقت افطار، یا آمدن مسافرش را میکشد، نه اینکه بدون هیچ گونه اقدامی دست روی دست بگذارد، و بگوید: هر چه شدنی است خواهد شد، انتظار فرج آل محمّد- علیهم السّلام- را کسانی دارند که در راه تحقّق آن شبانه روز میکوشند و خود و جمعیّت خود را برای آن آماده میسازند، و باید دانست که تا مردمی خود را
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۳۴
صد در صد آماده و مهیّای آن ننمایند، امکان ندارد که بدان دست یابند، و هر- گاه ما خود را برای تحقّق و پذیرش آن آماده ساختیم، خداوند یک شبه کار را تمام میکند و رحمت خود را شامل ما خواهد گردانید، و در غیر این صورت محال است، و بحسب روایات مستفیضه این جمعیّت در جهان پیدا خواهند شد و سعادت دیدار محبوب را خواهند یافت و به مطلوب خواهند رسید».
آب کم جو تشنگی آور بدستتا بجوشد آبت از بالا و پست (۱) ۸۵- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: چنان که کسی برای شما شربت عسل به هدیّه آورد، دست او را ردّ نکنید و عطایش را بپذیرید.
(۲) ۸۶- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر گاه غذا میپزید کدو حلوائی را زیاد مصرف کنید، زیرا کدوی پخته، قلب محزون را مسرور مینماید. و یا بنا بر نسخهای «تقویت میکند».
(۳) ۸۷- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: بر شما باد بخوردن کدو، زیرا آن بر قدرت مغز میافزاید.
(۴) ۸۸- و بهمین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: من از نظر نیروی جسمی در بجای آوردن نماز شب و همبستری با عیال
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۳۵
ناتوانی پیدا کردم (در این حال) دیگچهای غذا از آسمان فرود آمد و از آن قدری خوردم و ناتوانیم بر طرف شد و قدرت چهل مرد را در حمله و در آویختن و جماع را پیدا کردم و آن هریسه «۱» بود.
شرح: «این روایت بنظر ساختگی میرسد زیرا هیچ گونه فائدهای برای امّت ندارد، چون از آسمان برای امّت دیگچه هریسهای نخواهد آمد تا چنانچه ضعف جسمی پیدا شد خود را بدان معالجه کنند، و نیز رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله اگر قدرت چهل مرد را در جماع پیدا کرده بود با اینکه خود فرموده:
«تناکحوا تناسلوا»
پس چرا خود از آن استفاده ننمود، و بنظر حقیر این گونه اخبار در کتب اصحاب حضرت رضا علیه السّلام از ناحیه دشمنان رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله «دسّ» و افزوده شده و مشایخ حدیث بدون اطّلاع و توجّه نقل کردهاند، با اینکه در سلسله سند این اخبار احمد بن عامر طائیّ که خود را از اصحاب امام هشتم معرّفی کرده مجهول الحال است، و هم چنین احمد بن عبد اللَّه شیبانی، مهمل و ناشناخته است، و همین طور علی بن مهرویه و داود بن سلیمان فرّاء که این دو دارای کتابند و اخبار حضرت رضا علیه السّلام را در کتابی جمع آوری کردهاند ولی در عین حال هر دو مجهول و حالشان معلوم نیست، و اساسا رسول خدا که باحیاترین مردم است چه معنی دارد که ناراحتی و سستی کمر خود را برای دیگران نقل کند و بشارت دهد که من اکنون قوّت چهل مرد را برای گلاویز شدن و جماع با زنانم پیدا کردهام، نه برای نماز شب و تهجّد که خداوند بر من واجب ساخته، و ممکن است کسی بگوید: نظر رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله گفتن خاصیّت هریسه بوده نه چیز دیگر، گوئیم: این ممکن است لکن مانند اخبار قبل به گفتن تنها فائده هریسه بسنده می کرد، نه آنکه این طور وضع مستور خود را آشکار سازد، همان طور که گفته شده جماعتی حجج الهی را با خود قیاس میکنند و آن
______________________________
(۱) هریسه یا حلیم است و یا آش بلغور با گوشت که دارای ادویه باشد.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۳۶
ناراحتی که داشتهاند و بسببی برطرف شده به این و آن میگویند و این را فخر میشمارند، و فکر میکنند که پیامبر عظیم الشّأن که باحیاترین مردم است چنین امور را بر ملا میکرده، خداوند ما را از شرّ خبرسازان و خوشباوران محفوظ و در امان بدارد».
(۱) ۸۹- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هیچ چیز نزد خداوند منفورتر و مکروهتر از پر خوری نیست.
(۲) ۹۰- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله به علیّ علیه السّلام فرمود: یا علیّ از بزرگواری شخص مؤمن در نزد خداوند یکی اینست که: هیچ گاه فرصتی به او نمی دهد که حادثه آفرینی کند، و همین که به این فکر (حادثه آفرینی) بیفتد فرمان مرگ او را صادر میکند و قبض روحش مینماید، و آن حضرت از جدّش امام صادق علیه السّلام روایت کرده که فرموده: از حادثه سازی اجتناب بورزید تا عمر شما زیاد گردد.
(۳) ۹۱- و بهمین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر گاه نمازگزار نتواند ایستاده نمازش را بجای آورد، نشسته بخواند، و چنانچه نشسته هم نتوانست به پشت بخوابد در حالتی که پای او رو بقبله باشد (آنگاه) به ایماء و اشاره در رکوع و سجود نماز بخواند. (به هر حال ساقط نیست)
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۳۷
(۱) ۹۲- و بهمین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس برای تمرین و یا ثواب، روز جمعه را روزه بگیرد، ثواب ده روز نورانی و روشن که مانند روزهای دنیا نیست به او بدهند.
(۲) ۹۳- و بهمین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس از برای من یک چیز را تعهّد کند من برای او چهار چیز را ضامن میشوم، اگر صله رحم کند من ضامنم که خداوند او را دوست می دارد، و در روزیش وسعت میدهد، و عمرش را افزون مینماید، و به بهشت که وعدهاش داده است داخل میگرداند.
(۳) ۹۴- و به همین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله سه بار فرمود:
«اللّهم ارحم خلفائی»
(پروردگارا جانشینان مرا مورد رحمت قرار ده)، اصحاب گفتند: ای رسول خدا! جانشینان شما کیانند؟ فرمود: آنان که پس از من بیایند و احادیث مرا برای مردم روایت کنند و سنّت مرا به مردم بیاموزند.
شرح: «مراد ائمّه معصومین علیهم السّلام میباشند، نه روات احادیث از اصحاب و تابعین که خود دانش آموزند نه آموزگار، و از لفظ خبر، آموزگاران فهمیده میشود نه آموزندگان».
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۳۸
(۱) ۹۵- و بهمین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: دعا خود اسلحه و ابزار کار مؤمن و ستون دین و روشنی آسمانها و زمین است. [پس بر شما باد به دعا کردن و در آن اخلاص ورزید].
(۲) ۹۶- و بهمین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: بد اخلاقی و درشتخوئی اعمال را فاسد میکند هم چنان که سرکه شیرینی عسل را.
(۳) ۹۷- و بهمین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: براستی که بنده به واسطه حسن خلقش به درجه روزهداری که شبها نیز به عبادت مشغول است خواهد رسید.
(۴) ۹۸- و بهمین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هیچ چیز در میزان عمل از حسن خلق سنگینتر نیست.
(۵) ۹۹- و بهمین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس از امّت من چهل حدیث که مردم از آن فائده برند حفظ کند، خداوند در قیامت او را فقیه و دانشمند از خاک برانگیزاند.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۳۹
(۱) ۱۰۱- و بهمین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله در روز پنجشنبه مسافرت میکرد، و میفرمود: در چنین روز اعمال بالا میرود و عقد ولایت بسته میگردد.
(۲) ۱۰۱- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله با ما در سفر به نماز ایستاد و در رکعت اوّل سوره قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ و در رکعت دوم سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ را قرائت کرده، آنگاه فرمودند: برای شما ثلث قرآن را و ربع قرآن را قرائت نمودم.
(۳) ۱۰۲- و بهمین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس سوره إِذا زُلْزِلَتِ را چهار بار بخواند، مانند کسی است که تمام قرآن را ختم کرده باشد.
(۴) ۱۰۳- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که علیّ بن ابی طالب علیه السّلام فرمود: اعتکاف صورت نپذیرد مگر با روزه.
(۵) ۱۰۴- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که علیّ بن ابی طالب علیه السّلام
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۴۰
فرمود: بهترین شما از نظر ایمان به حق نیکو ترین شما از نظر اخلاق میباشد.
(۱) ۱۰۵- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که علیّ بن ابی طالب علیه السّلام فرمود: از گنجهای نیکی نمودن: پنهان داشتن عمل نیک، مقاومت و پایداری در سختیها، و عدم اظهار آن است.
(۲) ۱۰۶- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که علیّ بن ابی طالب علیه السّلام فرمود: نیک خوئی بهترین همدم است و ندیم.
(۳) ۱۰۷- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که علیّ بن ابی طالب علیه السّلام فرمود: از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله پرسیدند چه چیز بیشتر باعث و سبب بهشت رفتن است؟ فرمود: پرهیزکاری و از خدا پروا داشتن و نیکخوئی. [و باز پرسیدند چه چیز بیشتر موجب رفتن به دوزخ میشود؟ فرمود: شکم و فرج] شرح: «یعنی از این دو راه است که شیطان، انسان را به دوزخ میکشاند».
(۴) ۱۰۸- و بهمین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: در قیامت نزدیکترین شما به من از نظر مقام و جایگاه خوشخوترین شما است، و خوبترین شما [بهترین شما] آن کس است که با خانواده خود به نیکی و مهربانی رفتار نماید.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۴۱
(۱) ۱۰۹- و بهمین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: بهترین مردم از نظر ایمان خوشخوترین و نیک رفتارترین آنان است به خانوادهاش، و من از تمام شما نسبت بخانوادهام نیک رفتارتر هستم.
(۲) ۱۱۰- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که از امیر مؤمنان علیه السّلام از معنی «نعیم» در آیه شریفه ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ سؤال کردند، فرمود:
مراد خرمای تازه و آب سرد است.
شرح: «نعیم جمع نعمت است و لفظی عامّ است که شامل هر نعمتی می شود، چه نعمتهای مادّی چه معنوی، و امام در اینجا همان نعمت فراوانی که در اختیار سائلین بوده تذکّر داده که آن را بیاهمیّت نشمارند، ولی در احادیث دیگری در جواب به این آیه مراد از نعیم را ائمّه اهل البیت گفتهاند و هر دو بجای خود صحیح است».
(۳) ۱۱۱- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:
سه چیز قدرت حافظه را میافزاید و بلغم را میزداید: قرائت قرآن، و خوردن عسل، و جویدن کندر.
(۴) ۱۱۲- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:
هر کس میخواهد باقی بماند- در حالی که بقاء برای کسی نیست- پس صبح
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۴۲
بامدادان بکار پردازد و از خانه بدر آید و کفش راحتی بپای کند، و عبای سبک بدوش کند، [و کمتر با زنان همبستر شود].
شرح: «مراد از «رداء را سبک نمودن» دیون را کم کردن است، یعنی خود را زیاد زیر بار دین نبرد تا آسوده باشد و عمرش طولانی گردد».
(۱) ۱۱۳- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: ابو جحیفه (وهب بن عبد اللَّه سوائیّ) خدمت رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله رسید و آروغ میزد، حضرت به او فرمود: جلوی آروغت را بگیر، (یعنی کمتر بخور) زیرا بیشتر آنان که در دنیا پر میخورند در قیامت گرسنگی میکشند، امام فرمود: ابو جحیفه پس از آن هیچ گاه از طعام سیر نخورد تا بخدا پیوست.
(۲) ۱۱۴- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که حسین بن علیّ علیهما السّلام فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله پس از تناول طعام دعا میکرد و میگفت:
«اللّهمّ بارک لنا فیه و ارزقنا خیرا منه»
، یعنی: (خداوندا! برای ما در این طعام برکت فرما و بهتر از این روزی ما گردان) و چون لبن (شیر) و یا ماست میخورد میگفت:
«اللّهمّ بارک لنا فیه و ارزقنا منه»
، یعنی: (خداوندا! در این طعام بر ما برکت ده و از آن روزی ما گردان).
(۳) ۱۱۵- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: سه چیز است که شخص روزه دار شما، خود را در معرض آن نباید قرار
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۴۳
دهد: حمّام، حجامت، و زن زیبا (از هر سه اینها باید اجتناب کند).
(۱) ۱۱۶- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: زن دارای ده چیز پنهان کردنی است، چون شوهر اختیار کرد یکی از آنها را پنهان نموده، و چنانچه بمیرد، هر ده امر ناگفتنی را پنهان کرده است.
(۲) ۱۱۷- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:
از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله در باره زنی سؤال کردند که گفتهاند وی زنا داده، زن اظهار میداشت که باکره است، رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله مرا امر فرمود که زنان را امر کنم که او را بنگرند و حال و وضعش را مشخص کنند، زنان بکرش یافتند، پیغمبر فرمود: من بر کسی که مهر خدائی بر اوست حدّ نخواهم زد، و شهادت زنها را در مثل چنین مقامی پذیرفت و صحیح دانست.
(۳) ۱۱۸- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: اگر از زن فاجره بپرسند: چه کسی با تو این عمل زشت انجام داده و او بگوید فلان کس، دو حدّ بر او جاری میشود، یکی برای افترائی که بدان شخص زده است، و دیگری برای اقراری که بر علیه خود نموده.
شرح: «مطلق افترا موجب حدّ نیست، بلکه در صورت شکایت متّهم و
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۴۴
عدم اثبات مدعی است».
(۱) ۱۱۹- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: در هیچ کجای قرآن نیست که «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا» آمده باشد، جز آنکه همان در تورات بلفظ «یا أَیُّهَا النَّاسُ» آمده است، و در خبر دیگری
«یا ایّها المساکین»
ذکر شده است.
(۲) ۱۲۰- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: اگر بنده اجل و سرعتش را میدید که چگونه بدو رو کرده، آرزو را دشمن میداشت و طلب دنیا را رها میکرد.
(۳) ۱۲۱- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: حسن و حسین شبی در کنار رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله مشغول بازی بودند تا بیشتر شب گذشت، حضرت فرمود: بنزد مادرتان بازگردید، ناگهان برقی بجست و تاریکی شب بر طرف و راه روشن شد تا هر دو بر مادرشان فاطمه وارد شدند، و رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله آن روشنائی و برق را مشاهده میکرد و میگفت:
سپاس خداوندی را که ما خاندان را گرامی داشت.
(۴) ۱۲۲- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر المؤمنین علیه السّلام
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۴۵
فرمود: از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله دو کتاب به میراث بردم، یکی کتاب خدا (یعنی قرآن) و دیگر کتابی که در کیسه چرمی بغلاف و نیام شمشیرم آویختهام، گفتند:
یا امیر المؤمنین! آن کتابی که در غلاف شمشیر است چیست؟! فرمود: در آن مکتوبیست که کسی که غیر قاتل خود را بکشتن دهد، یا غیر زننده خود را بزند، لعنت خدا بر او باد.
شرح: «مراد آن است که در این امور دقّت بسیار لازم است، مبادا بیتقصیری مقصّر شناخته شود، و این از دستورات جدّی پیغمبر اسلام است، و در کیسهای از چرم بغلاف شمشیر آویخته بودن بما میفهماند که شمشیر باید در اجرای عدالت بکار رود، و در حقیقت، موارد اجرا و بکار بردن شمشیر در آن نامه ثبت شده بود، و امام علیه السّلام به اجمال بدان اشاره فرمود».
(۱) ۱۲۳- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: ما در حفر خندق در کنار رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله بودیم که فاطمه آمد و پاره نانی بهمراه داشت و به رسول خدا داد و آن حضرت علیه الصّلاه و السّلام فرمود: این پاره نان از کجاست؟ عرض کرد گرده نانی برای فرزندانم حسن و حسین بپختم و قدری از آن را برای شما آوردم، حضرت فرمود: بعد از سه شبانه روز این اوّلین لقمهای است که به گلوی پدرت رسیده است.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۴۶
(۱) ۱۲۴- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: برای پیغمبر صلی اللَّه علیه و آله طعامی آوردند، حضرت انگشتی در آن فرو برد و آن را سخت گرم یافت، فرمود: آن را رها کنید تا سرد شود، زیرا آن برکتش افزونتر است و خداوند طعام گرم روزی ما نفرموده (بلکه گرم کردن آن بدست خود ماست).
(۲) ۱۲۵- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:
اگر کسی از شما حاجتی دارد پس اوّل بامداد روز پنجشنبه بسراغ آن رود، و چون از منزل خارج شود آیه آخر سوره آل عمران و آیه الکرسی و إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ، و امّ الکتاب را قرائت کند، زیرا در این آیات قضاء حوائج دنیا و آخرت حتمی است.
شرح: «آیه آخر آل عمران: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ است، و مراد از امّ الکتاب سوره شریفه حمد است».
(۳) ۱۲۶- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:
بوی خوش، حرز (دعای بازوبند) است، و سوارکاری، و شستشوی نیز، حرز است، همچنان بدشت و دمن نگریستن حرز است. (اعصاب را آرامش میبخشد).
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۴۷
(۱) ۱۲۷- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:
شرابی که منقلب به سرکه شده (را میتوانید) بیاشامید، زیرا آن کرم معده را میکشد، و نیز فرمود: سرکه خمر منقلب به سرکه را بخورید که مسکر بودنش از بین رفته، نه آن آب انگوری که خود مسکر ساختهاید.
(۲) ۱۲۸- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که گفت: [حسن بن] علیّ علیهما السّلام فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله به دو دست مبارک خویش گل سرخی را بمن داد، چون آن را به بینی خود نزدیک نمودم فرمود: این گل سرخ بعد از برگ درخت «مورد» از سیّد گلهای بهشت است.
(۳) ۱۲۹- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:
شما را بخوردن گوشت سفارش میکنم، زیرا عضلات را فربه میکند، و هر کس چهل روز خوردن گوشت را ترک کند بد خلق میشود.
(۴) ۱۳۰- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:
در نزد رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله صحبت از گوشت و چربی بمیان آمد، آن حضرت فرمود: هیچ لقمهای از گوشت یا دنبه وارد معده نگردد مگر آنکه در جای خود
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۴۸
شفا حاصل کند و درد را از میان ببرد.
(۱) ۱۳۱- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله قلوه نمی خورد بدون آنکه آن را حرام کند، و این از آن جهت بود که دستگاه تصفیه بولند.
(۲) ۱۳۲- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:
طلحه بن عبید اللَّه بر رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله وارد شد و در دست رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله یک «به» بود و آن را به طلحه داد و فرمود: ای ابو محمّد این را بگیر که قلب را راحت و تقویت میکند. مترجم گوید: «سفر جل بگلابی نیز گویند».
(۳) ۱۳۳- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:
هر کس ناشتا بیست و یک دانه کشمش سرخ بخورد، دیگر در بدن خویش ناخوشی نیابد.
(۴) ۱۳۴- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله چون خرما میخورد هسته آن را در پشت دست نهاده بدور میانداخت.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۴۹
(۱) ۱۳۵- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:
جبرئیل نزد پیغمبر صلی اللَّه علیه و آله آمده و گفت: بر شما باد به خوردن خرمای برنی، زیرا آن بهترین نوع خرمای شما است، شما را به خدا نزدیک و از آتش دور میکند.
شرح: «برنی» معرّب «برنیک» فارسی است، یعنی نیک بار، و امّا مقرّب بودن آن بخدا و مبعّد بودن آن از دوزخ اطلاق ندارد و مقیّد به ایمان و ولایت و عمل صالح است، و الّا بعضی از قاتلین حضرت سیّد الشّهداء هم خرمای برنی خوردهاند، اگر همه نخورده باشند».
(۲) ۱۳۶- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام گفتند:
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله [بمن] فرمود: بر شما باد بخوردن عدس، زیرا آن مبارک و پاکیزه است، قلب را رقیق و اشک چشم را زیاد میکند، و هفتاد پیغمبر که آخر ایشان عیسی بن مریم علیه السّلام است در باره برکت آن دعا کردهاند.
(۳) ۱۳۷- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر مؤمنان علیّ علیه السّلام فرمود: بر شما باد بخوردن کدو، زیرا آن بر قدرت مغز میافزاید. (در رقم ۸۷ گذشت).
(۴) ۱۳۸- و بهمین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که فرمود: مردی علیّ
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۵۰
علیه السّلام را دعوت کرد، امام فرمود: دعوتت را میپذیرم بشرطی که سه خصلت را برای من تعهّد کنی، مرد پرسید آن سه کدام است؟ امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود:
برای من چیزی از بیرون تهیّه نکنی (یعنی بزحمت نیفتی)، و در خانه چیزی را از من دریغ نکنی، و بخانوادهات برای این دعوت اجحاف نکنی (یعنی مورد مشقّت قرار ندهی و به ایشان تنگ نگیری)، مرد گفت همه را پذیرفتم یا امیر المؤمنین؛ آنگاه حضرت دعوتش را اجابت فرمود و بمنزل او رفت.
(۱) ۱۳۹- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که گفت: امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: طاعون مرگی است ناگهانی.
(۲) ۱۴۰- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که گفت: امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله شنیدم میفرمود: من از این ترسانم که شما در آینده دین را کوچک و بیاهمیّت شمارید و بدان بیاعتنائی کنید، و در مورد حکم رشوه گیرید و منصب قضاء و داوری را خرید و فروش نمائید، و قطع رحم کنید، قرآن را آلت لهو و لعب قرار دهید و با قرائت آن مجلس انس آوازخوانی و نوازندگی تشکیل دهید، و بالاخره در نماز جماعت کسانی را مقتدا قرار دهید که در دین از شما بالاتر نیستند.
شرح: «لفظ متن در مورد دوم که «بیع الحکم» است در پارهای از نسخ در
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۵۱
هامش «منع الحکم» ثبت کرده، و کدام صحیح و صواب است معلوم ما نشد».
(۱) ۱۴۱- و بهمین اسناد از آن حضرت از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: بر شما باد بروغن زیتون، از آن بخور و موی خود را بدان چرب کن، زیرا که هر کس که از آن بخورد و موی خود را بدان چرب کند تا چهل روز شیطان گرد او نگردد. (نظیر این خبر گذشت).
(۲) ۱۴۲- و بهمین اسناد از آن حضرت از علی بن ابی طالب علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله به آن حضرت فرمود: یا علیّ بر تو باد به نمک، زیرا آن شفای هفتاد بیماری است که کوچکترین آنها جذام و پیسی و دیوانگی است.
(۳) ۱۴۳- و بهمین اسناد از آن حضرت از علیّ بن ابی طالب علیه السّلام روایت کرده که فرمود: برای رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله هندوانه و خرما آوردند، حضرت از هر دو تناول کرد و فرمود: این هر دو پاک و گوارایند (خرما گرم و هندوانه سرد میباشد).
(۴) ۱۴۴- و بهمین اسناد از آن حضرت از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس در هنگام خوردن غذا بنمک آغاز کند، خداوند هفتاد بیماری را از او ببرد که کمترین آنها جذام باشد.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۵۲
(۱) ۱۴۵- و بهمین اسناد از آن حضرت از امام مجتبی از پدرش علیهما السّلام روایت کرده که فرمود: روز هفتم فرزندم را حسن نامیدند و از نام حسن نام حسین مشتق گردید، و فرمود که ما بین آن دو بیش از یک مدّت حمل طول نکشید.
(۲) ۱۴۶- و بهمین اسناد از آن حضرت علیه السّلام روایت کرده که گفت: امام صادق علیه السّلام فرمود: شنبه از آن ماست، و یک شنبه از آن شیعیان ما، و دوشنبه از آن بنی امیّه، و سهشنبه از آن پیروان آنها، و چهارشنبه از آن بنی عبّاس، و پنجشنبه از آن شیعیان آنها.
شرح: «این گونه اخبار با فرض صحّت صدور (چون راویان آن چندان مورد اعتماد نیستند) محمول است بر رمز و کنایه، یعنی «شنبه» کنایه از اهل البیت است، و از «یک شنبه» طرفدارانشان و همین طور تا آخر خبر.
و با فرض عدم صحّت صدور که چندان بعید هم نیست، نباید گفت که چرا مؤلّف خبری که احتمال صدورش بسیار ضعیف است نقل کرده، زیرا بنای قدما این نبوده که آنچه را نقل میکنند قطعیّ الصّدور باشد، بلکه آنچه را بدان احتجاج و تمسّک میکنند باید قطعیّ الصّدور باشد، مثلا کلینی- رضوان اللَّه علیه- در کافی بالاخصّ در فروع آن باخباریکه نزد او صدورش قطعی بوده احتجاج میکند و امّا بآنچه در بابهای نادر آورده عمل نمیکند، و همچنین صدوق- رحمه اللَّه علیه- در کتاب من لا یحصره الفقیه چنان که خود در مقدّمه آن تصریح کرده، و همین طور شیخ طوسیّ در تهذیب در بخشی که بعنوان شرح مقنعه شیخ-
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۵۳
مفید- علیه الرّحمه- آورده احتجاج میکند نه به تمام اخباری که در بخش زیادات هر کتاب آورده زیرا خود پارهای را ردّ میکند، پس صرف نقل خبر دلیل بر قبول آن نیست، آری اگر بیقین میدانستند خبری مجعول است نقل آن را جایز نمیدانستند مگر در مقام ردّ آن، و اگر کسی جز این بیندیشد سخت در اشتباه است، زیرا اهل فنّ میدانند که مثلا صدوق- رضوان اللَّه علیه- اخباری در علل الشرائع، یا امالی، یا خصال نقل کرده که متضمّن حکمی از احکام است، ولی آن خبر را در «فقیه» نیاورده، و در هدایه و مقنع هم که دو رساله اوست به احکامی که در آن اخبار است فتوا نداده بلکه بعکس آن رأی داده است، و نیز اخبار بسیاری نقل کرده که صراحت دارد قرآن تحریف شده است، ولی میبینیم در کتاب اعتقاداتش تصریح کرده که قرآن بیکم و کاست همین قرآنی است که در ید مسلمین است، پس بر مؤلّف در نقل اخباری که احتمال صدور در آنها هست و میتوان بنحوی آن را توجیه کرد اشکالی وارد نیست، و طول کلام برای این جهت است که علماء جرح و تعدیل اهل سنّت مانند ابن حبّان بر حضرت رضا علیه السّلام خرده گرفته و میگوید: «یأتی عن آبائه بالعجائب» و این قبیل اخبار را در پی آن ذکر کرده است.
و آن حضرت علیه السّلام را بدین سبب (بقول خودشان) جرح کردهاند، لکن پارهای از آنان مانند ابن السّمعانیّ قدری انصاف بخرج داده و نسبت جعل را به روات از آن حضرت دادهاند، و آن جناب را تبرئه کرده و مدح نمودهاند به تهذیب التّهذیب و موضوعات ملّا علیّ قاری و حافظ مقدسی رجوع شود».
(ادامه ترجمه) و جمعه برای عموم مردم، و در آن سفر نباید کرد زیرا خداوند تعالی میفرماید فَإِذا قُضِیَتِ الصَّلاهُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ- جمعه: ۱۰ (چون از نماز فارغ گشتید در پی کار خویش، در روی زمین پراکنده شوید) مراد روز شنبه است.
شرح: «چون غالبا با وضع کاروانان آن عصر که صبح و بامدادان قافلهها
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۵۴
حرکت میکرد، لذا ناچار انتشار در زمین روز شنبه میشده، و الّا پس از انجام نماز جمعه مسافرت آزاد است».
(۱) ۱۴۷- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که علی بن الحسین علیهما السّلام فرمود: چون حسن بن علیّ علیهما السّلام تولد یافت رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله در گوشش اذان نماز خواند.
شرح: «سرّ و راز گفتن اذان در گوش نوزاد بحرکت در آوردن و آشنا کردن صماخ و پردههای گوش طفل است به کلمه شهادتین قبل از هر صوت دیگر، و رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله در باره فرزند دلبندش حسن علیه السّلام این عمل را بطریق أوفی و اتمّ انجام داد، و باید دانست طفلی که پردههای گوش و سیمهای گیرنده او از آغاز بتوحید و شهادت به نبوّت پیغمبر آشنا شد، شیطان بآسانی نمیتواند او را منحرف سازد».
(۲) ۱۴۸- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امام صادق علیه السّلام فرمود:
پدرم عطری طلبید و سر و روی خود را بدان بیالائید، من عرضکردم این چه عطری بود که استعمال نمودید؟ فرمود: روغن گل بنفشه، گفتم: این چه برتری دارد؟ فرمود: پدرم از جدّم حسین از پدرش علیّ علیه السّلام حدیث کرد که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: فضل و برتری روغن گل بنفشه بر سائر عطرها همانند برتری اسلام است بر سائر ادیان.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۵۵
(۱) ۱۴۹- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که گفت امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود: دین ندارد آن کس که اطاعت کند مخلوق را در نافرمانی خالقش.
(۲) ۱۵۰- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که گفت امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود: انار را با پیه آن بخورید زیرا پاککننده معده است.
(۳) ۱۵۱- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که علیّ بن الحسین از پدرش علیهما السّلام نقل کرده فرمود: عبد اللَّه بن عبّاس میگفت: هر گاه رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله یک دانه انار تناول میکرد با کسی شریک نمیشد، و میفرمود: در هر اناری یک دانه از دانههای بهشتی است.
شرح: «بعضی گفتهاند این را بدان جهت فرمود که نگذارند دانهای از آن تلف شود مبادا همان دانه بهشتی باشد».
(۴) ۱۵۲- و بهمین اسناد از امام هشتم روایت کرده که حسین بن علیّ علیهما السّلام فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله بر علیّ علیه السّلام وارد شد در حالی که علیّ تب داشت، آن حضرت او را بخوردن سنجد امر کرد.
(۵) ۱۵۳- و بهمین اسناد از امام هشتم روایت کرده که گفت: حسین بن علیّ
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۵۶
علیهما السّلام فرمود: دو تن مرافعهای را نزد علیّ بن ابی طالب علیه السّلام بردند، یکی از آن دو بدیگری شتری را باستثناء سر و پوست فروخته بود، سپس تصمیم گرفت آن را نحر کند (سر برد)، حضرت حکم فرمود که آن مرد بقدر سر و پوست با او شریک است.
شرح: «یعنی فروشنده پس از فروش، رأیش بر این قرار گرفت که شتر را نحر کند و کرد، امام فرمود: تنها در پوست و سر آن حیوان با مشتری شریک است و باید فرض کنیم که این شتر نحر شده، سر و پوستش را جدا کنند و قیمت نمایند و گوشت آن را قیمت نمایند و نسبت میان دو قیمت را بنا بر چند چندم بدست آورند، شتر زنده را قیمت کنند و بهمان نسبت سهم هر یک را از قیمت نکشته معیّن سازند این یک معنی، و ممکن است دعوا برای این بوده که مشتری میخواسته شتر را نحر کند و بایع که سر و پوست را نفروخته مانع میشده و بیع هم لازم بوده، حضرت فرموده که شتر از آن مشتری است و مختار است، و تنها سر و پوستش مربوط به بایع است».
(۱) ۱۵۴- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که حسین بن علیّ علیهما السّلام داخل مستراح شد و لقمهای افتاده بوده آن را به غلامش سپرد و گفت: چون من بیرون آمدم مرا متذکّر نما، غلام آن را خورد، و وقتی امام بیرون شد فرمود: ای غلام آن لقمه کو؟ غلام گفت: آن را خوردم ای مولای من! حضرت فرمود: تو در راه خدا آزادی، مردی پرسید: سرور من آیا او را آزاد نمودی؟ فرمود: آری از
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۵۷
جدّم رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله شنیدم میفرمود: هر کس لقمه نانی دور افکنده بیابد و آن را برداشته با دست پاک نماید و یا بشوید و بخورد هنوز از گلوی او پائین نرفته حقّ تعالی او را از آتش دوزخ آزاد نماید [بعد فرمود: من حاضر نیستم کسی را که خدا او را آزاد کرده در قید رقّیّت نگهدارم].
شرح: «لفظ مستراح در این خبر شاید بمعنی آسایشگاه باشد که در این صورت نکارتی و اشکالی ندارد، ولی چنانچه بمعنی بیت الخلا باشد از نظر آلودگی و بهداشت مورد تأمّل است، و باید گفت: بیشکّ آلودگی- در آن حدّ که پرهیز از آن واجب باشد- نبوده، و الّا آن حضرت او را زنهار میداد».
(۱) ۱۵۵- و بهمین سند از آن حضرت روایت کرده که علیّ بن ابی طالب علیه السّلام فرمود: پنج چیز (از دستورات) است که هر چه در پی آنها بگردید و لو سواره، مانندشان را نخواهید یافت: بیم و هراس نداشته باشد بندهای جز از گناه خودش، و امید نداشته باشد مگر بپروردگار خودش، و کسی که چیزی را نمیداند اگر آن را از او بپرسند خجالت نکشد از اینکه بگوید نمی دانم، و نیز ننگ نداند کسی که چیزی را نمیداند آن را از آنکه میداند یاد گیرد، و صبر و پایداری نسبت بایمان مانند سر است نسبت به بدن، و ایمان نخواهد داشت کسی که صبر ندارد.
(۲) ۱۵۶- و بهمین سند از آن حضرت روایت کرده که حسین بن علیّ علیهما السّلام
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۵۸
فرمود: بحقیقت، اعمال این امّت در هیچ بامدادی نیست مگر بر خداوند سبحان عرضه میشود.
(۱) ۱۵۷- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که حسین بن علیّ علیهما السّلام فرمود: هر کس خوشحال و مسرور میشود که عمرش طولانی شود و مرگش بتأخیر افتد و روزیش افزون گردد، پس صله رحم بجای آورد.
(۲) ۱۵۸- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که حسین بن علیّ علیهما السّلام فرمود: در زیر دیوار شهری از شهرها لوحی بدست آمد که در آن نوشته بود:
«من معبود یکتایم، معبودی جز من نیست، و محمّد پیامبر من است، و عجب دارم از کسی که یقین بمرگ دارد چگونه خوشحال است؟ عجب دارم از کسی که بتقدیرات الهی ایمان دارد چگونه محزون است؟ و عجب دارم از کسی که دنیا را دیده و آزمایش کرده چگونه بدان دل بسته؟ و عجب دارم از کسی که بحساب (فردای قیامت) یقین دارد چگونه گناه میکند؟.
(۳) ۱۵۹- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که از امام جعفر صادق علیه السّلام از زیارت قبر حسین بن علیّ علیهما السّلام پرسیدند فرمود: پدرم برای من گفت: هر کس قبر حسین بن علیّ علیهما السّلام را زیارت کند و عارف بحقّ او باشد (یعنی او را
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۵۹
امام مفترض الطّاعه بداند) خداوند نام او را در علّیّین ثبت فرماید (یعنی از اهل علّیّین خواهد شد)، سپس فرمود: در اطراف قبر حسین علیه السّلام هفتاد هزار فرشته ژولیده مو و غبار آلود اجتماع کردهاند و بر آن حضرت میگریند تا روز قیامت.
(۱) ۱۶۰- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امام جعفر صادق علیه السّلام فرمود: کمترین مرتبه عاقّ گشتن «افّ» گفتن بپدر و یا مادر است، زیرا اگر خداوند چیزی کمتر از آن میدانست (در کتاب عزیزش) از آن نهی میفرمود.
شرح: «در قرآن کریم این آیه شریفه آمده که فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍ حقّ نداری بپدر و مادر حتّی این کلمه «افّ» را بگوئی».
(۲) ۱۶۱- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که علی بن الحسین علیهما السّلام فرمود: أسماء بنت عمیس «۱» گفت: من نزد فاطمه علیها السّلام بودم که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله وارد شد- در حالی که بر گردن فاطمه گردنبند زر بود که علیّ علیه السّلام از سهمیّه غنائم خود برای او تهیّه کرده بود- پیامبر صلی اللَّه علیه و آله رو به فاطمه نموده فرمود: ای فاطمه! این طور نباشد که مردم بگویند فاطمه دختر محمّد به زیّ جبّاران رفته و لباس آنان را در بردارد، بیدرنگ فاطمه آن را از گردن باز کرد و بفروخت و بقیمت
______________________________
(۱) اسماء بسال ۴۰ در ایّام شیرخوارگی امام سجّاد علیه السّلام از دنیا رفته است. (شرح آن در حدیث ۵ همین باب گذشت)
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۶۰
آن بندهای خرید و آزاد کرد، پس رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله از این عمل مسرور گشت.
(۱) ۱۶۲- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که علیّ بن الحسین علیهما السّلام راجع به آیه شریفه لَوْ لا أَنْ رَأی بُرْهانَ رَبِّهِ در باره یوسف، فرمود: زلیخا زن عزیز برخاست و پارچهای بر روی بت افکند، یوسف پرسید: این کار را برای چه کردی؟ گفت: از اینکه این بت، ما را ببیند شرم دارم، یوسف بدو گفت: آیا تو از چیزی که نمی شنود و نمی بیند و نمی فهمد و نمیخورد و نمیآشامد (مجسّمهای بیش نیست) شرم میکنی، و من خداوندی را که انسان را آفریده و به او آموخته، آزرم نداشته باشم؟! اینست معنی گفتار خداوند که فرموده: لَوْ لا أَنْ رَأی بُرْهانَ رَبِّهِ یعنی چنانچه این برهان ربّ را ندیده بود (مراد آنست که همین که دید برای او کافی بود).
(۲) ۱۶۳- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که علیّ بن الحسین علیهما السّلام هر گاه بیماری که صحّت و سلامتی خود را بازیافته بود مشاهده میکرد، میفرمود: گوارا باد ترا این پاک شدن از گناهان! (۳) ۱۶۴- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که علیّ بن الحسین علیهما السّلام فرمود: مردم سه چیز را از سه کس آموخته و فرا گرفتهاند: صبر را از ایّوب علیه السّلام،
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۶۱
و شکر و سپاس را از نوح علیه السّلام، و حسد را از پسران یعقوب علیه السّلام.
(۱) ۱۶۵- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امام جعفر صادق علیه السّلام فرمود: از پدرم محمّد بن علیّ علیهما السّلام راجع به نماز در سفر پرسیدند، پاسخ داد که پدرش در سفر نماز را شکسته بجای میآورد.
(۲) ۱۶۶- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر مؤمنان علیّ علیه السّلام فرمود: در چهل مرد اصلع (کسی که موی پیش سرش ریخته) شخص بدی نمییابی، و در میان چهل کوسه فرد درستکاری نخواهی یافت و أصلع بد بهتر از کوسه خوب است.
(۳) ۱۶۷- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که حسین بن علیّ علیهما السّلام فرمود: رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله را دیدم که بر حمزه پنج تکبیر گفت، و بر شهداء دیگر بعد از حمزه پنج تکبیر، پس بر حمزه هفتاد تکبیر رسید.
شرح: «یعنی پس از اینکه رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله بر جنازه ایشان با پنج تکبیر نماز میّت را خواند دستهای از شهدا را کنار حمزه مینهادند و رسول خدا نماز بر جنازه ایشان با پنج تکبیر میخواند و آنان را میبردند و دستهای دیگر را کنار جنازه حمزه مینهادند و رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله بر ایشان نماز میگزارد تا اینکه جنازه شهدا بآخر رسید رسول خدا بر حمزه هفتاد بار تکبیر گفته بود».
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۶۲
(۱) ۱۶۸- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که حسین بن علیّ علیهما السّلام فرمود: امیر مؤمنان علیه السّلام برای ما خطبهای خواند و در ضمن سخن فرمود:
روزگاری برسد که غنیّ بدان چه در دست دارد بخل ورزد و از مستحقّ آن دریغ دارد با اینکه حقّ ندارد چنین کند و امر بدان نشده است، خدای تعالی فرموده است: وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَیْنَکُمْ «۱»- الآیه (فضل و احسان را در میان خود فراموش نکنید زیرا خداوند بآنچه میکنید آگاه است) و زمانی خواهد آمد که مردم اشرار را در کارهای اجتماعی و حکومی جلو میاندازند، و نیکویان و شایستگان را کنار میزنند و عقب میرانند، و با مضطرّ و بیچارگان و کسانی که چارهای جز خرید یا فروش ندارند معامله میکنند در صورتی که رسول خدا از معامله اضطراری نهی فرموده، و همچنین از بیع غرر و مغبون کردن طرف معامله، پس بترسید ای مردم و اصلاح نمائید خود و جمعیّت خود را، و مرا هم در خانوادهام حفظ کنید. (منظور از «بیع الغرر» مغبون ساختن طرف معامله میباشد) (۲) ۱۶۹- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امام صادق علیه السّلام از پدرش نقل کرده که فرمود: از امام سجّاد علیه السّلام پرسیدند: چرا رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله از جانب پدر و مادر هر دو یتیم شد؟ فرمود: برای اینکه هیچ مخلوقی را حقّ
______________________________
(۱) سوره بقره آیه ۲۳۷٫
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۶۳
فرمان، بر آن حضرت نباشد (چون اطاعت پدر و مادر واجب است در غیر محرّمات).
(۱) ۱۷۰- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که علیّ بن الحسین علیهما السّلام فرمود: فاطمه علیها السّلام از برای هر کدام از فرزندانش حسن و حسین علیهما السّلام عقیقه کرد و یک ران گوسفند را با یک دینار برای قابله فرستاد.
(۲) ۱۷۱- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که علیّ بن الحسین از پدرش از جدّش امیر مؤمنان علیهم السّلام بازگو کرده که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: هر آن کس را که خداوند نعمتی بدو بخشیده باید خداوند متعال را سپاس گوید، و هر کس روزیش را دیر و بسختی مییابد استغفار کند، و هر کس را که امری او را اندوهگین بنماید بگفتن کلمه شریفه «لا حول و لا قوّه الّا باللَّه» تمسّک جوید.
(۳) ۱۷۲- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که حسین بن علیّ علیهما السّلام فرمود: مردی از یهود به امیر مؤمنان علیه السّلام گفت: آگاه ساز مرا از آنچه برای خداوند متعال نیست، و آنچه نزد او نیست و آنچه را که علم بدان ندارد؟
امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود: امّا آنچه را که خدا نمیداند آن گفتار شما ملّت یهود است که میگوئید: «عزیر ابن اللَّه» (عزیر فرزند خداست)، و خداوند فرزندی
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۶۴
برای خود نمیداند، و امّا آنچه گفتی برای خدا نیست، پس شریکی برای او نیست، و آنچه نزد خدا نیست، ظلم به بندگان است که چنین چیزی نزد خدا نیست، یهودی گفت: «اشهد ان لا اله الّا اللَّه و انّ محمّدا رسول اللَّه».
(۱) ۱۷۳- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام گفت:
رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس بدون دانش و آگاهی برای مردم فتوا دهد فرشتگان آسمان و زمین بر او لعنت کنند.
(۲) ۱۷۴- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام گفت:
رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: من دخترم را فاطمه نام نهادم زیرا که خداوند عزّ و جلّ او و تابعان و دوستان او را از آتش دوزخ باز میدارد.
(۳) ۱۷۵- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود:
موسی بن عمران از پروردگار خود- عزّ و جلّ- پرسید: پروردگارا آیا تو از من دوری تا بفریاد بخوانمت؟ یا نزدیکی که براز سخن گویمت؟ خداوند متعال بدو وحی فرستاد که: ای موسی! من همنشین آن کسم که مرا یاد کند.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۶۵
(۱) ۱۷۶- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود:
خداوند تعالی هر آینه غضب نماید به غضب فاطمه و خشنود گردد به خشنودی فاطمه (علیها السّلام).
(۲) ۱۷۷- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود:
بدا بر حال ستمکاران بر خاندان من، گویا مینگرم جایگاه آنان را با منافقین در درک اسفل (طبقه زیرین) دوزخ در روز قیامت.
(۳) ۱۷۸- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود:
براستی که قاتل حسین بن علیّ در تابوتی آتشین خواهد بود، و نیمی از عذاب همه اهل دنیا بر اوست، در حالی که پا و دستهایش را با زنجیرهائی گداخته از آتش بهم بستهاند و واژگون در دوزخ معلّق میرود تا بقعر جهنّم رسد، و دارای بوی گند و ناراحتکنندهای است که همه دوزخیان از شدّت بوی تعفّن او بخدایشان پناه میجویند، و وی در آن همیشه ماندنی است و از عذاب دردناک آن چشنده با همه آن کسان که با او در کشتن حسین علیه السّلام همکاری کردند، و هر آنچه پوستشان بسوزد خداوند از نو برآورد تا اینکه مرتّب آن شکنجه و آزار پردرد را بچشند و آنی ایشان را رها نکند، و چون اظهار تشنگی کنند از حمیم،
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۶۶
(که گنداب جهنّم است) بر حلقشان ریزند، پس وای بر ایشان از عذاب [خداوند متعال در] آتش.
(۱) ۱۷۹- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که گفت: رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: موسی بن عمران از پروردگار خود درخواست کرده که: خداوندا! برادرم هارون مرده است، او را بیامرز، ایزد متعال به او وحی فرستاد که ای موسی! اگر برای اوّلین و آخرین گذشتگان و آیندگان از من طلب مغفرت بنمائی خواستهات را میپذیرفتم و همه را مورد عفو قرار میدادم مگر قاتلین حسین بن علیّ بن ابی طالب را، که از قاتلان او انتقام خواهم گرفت.
شرح: «البتّه غفران در باره معصومین علیهم السّلام ترفیع درجه است نه پاک شدن از آلودگی گناه، چون گناهی ندارند تا آمرزیده شوند».
(۲) ۱۸۰- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود:
انگشتری عقیق در دست کنید، زیرا که آن تا در دست کسی باشد غم و اندوه نخواهد دید.
(۳) ۱۸۱- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود:
هر کس در آخر الزّمان با ما به ستیز برخیزد و بجنگد، مانند آنست که در لشکر
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۶۷
دجّال با ما بجنگ برخاسته باشد.
(۱) ۱۸۲- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود:
یا علیّ! بدرستی که خداوند متعال تو و خاندانت، و شیعیان و دوستداران شیعیانت، و دوستداران دوستان شیعیانت، جمله را مورد غفران و آمرزش خویش قرار داده، پس مژده باد ترا، آری توئی «انزع بطین»، از شرک جدائی و از تو کاملا دور گشته، و قلبت مملوّ و پر است از دانش و معرفت.
(۲) ۱۸۳- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله بمردم در باره علیّ علیه السّلام فرمود: هر کس که من سرور او هستم علی بعد از من آقا و سرور اوست، آنگاه دعا کرده گفت: بار خدایا! هر کس علیّ را دوست دارد تو او را دوست بدار، و هر کس با علیّ دشمنی میکند تو با او دشمن باش، و هر کس او را یاری کند خداوندا تو نیز او را یاری فرما، و هر کس علیّ را رها کند و یاری و پشتیبانی ننماید، تو او را خوار گردان.
(۳) ۱۸۴- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود:
شخص مغبون نه مورد پسند حقّ است و نه اجری میبرد.
شرح: «یعنی باید انسان کوشش کند که در معاملات مغبون نشود، نه غبن مالی و نه غبن أخلاقی، یعنی نه در معاملات فرصت دهد که کسی او را مغبون کند، و نه خود از غفلت دیگری سوء استفاده نماید و او را مغبون سازد که آخرت خود را خراب و اجر خود را پایمال کرده باشد».
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۶۸
(۱) ۱۸۵- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود:
در صبحگاه و در حال ناشتائی خرما بخورید زیرا آن کرم معده را نابود میکند.
مؤلّف گوید: مراد حضرت تمام خرماهاست غیر از «برنی»، زیرا خوردن «برنی» در هنگامی که معده خالی است موجب فلج میگردد.
(۲) ۱۸۶- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که امیر مؤمنان علیّ علیه السّلام فرمود: حناء بستن پس از نوره کشیدن موجب جلوگیری از مرض جذام و پیسی است.
(۳) ۱۸۷- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله به علیّ علیه السّلام فرمود: یا علیّ اگر تو نبودی مؤمنین پس از من شناخته نمیشدند.
شرح: «یعنی بواسطه وجود تو بود که مؤمنین به حقّ از غیر مؤمنین شناخته شدند».
(۴) ۱۸۸- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله به علیّ علیه السّلام فرمود: یا علیّ براستی که تو را سه چیز دادهاند که به احدی پیش از تو داده نشده بود، عرضکردم پدر و مادرم فدایت چه چیز داده شدهام؟ رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۶۹
فرمود: پدر زنی همچو من داری، و دیگر اینکه زوجهای همچو فاطمه داری، و همچنین خداوند فرزندانی چون حسن و حسین به تو عنایت فرموده است.
(۱) ۱۸۹- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله به علیّ علیه السّلام فرمود: یا علیّ در روز قیامت سواری غیر ما نیست و ما چهار تن باشیم، پس مردی از انصار برخاست و گفت: پدر و مادرم بفدایت، آن چهار تن کیانند؟ رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: من یکی از آنانم که بر استر خدا «براق» سوارم، و دیگر برادرم صالح است که بر ناقه خدا که او را پی کردند سوار است، و سوم عمویم حمزه سیّد الشّهداء است که بر ناقه عضباء (دارای علامت مخصوص در گوش یا کوتاه دست) سوار است، و برادرم علیّ است که سوار بر ناقهای از ناقههای بهشت است در حالتی که لواء حمد (پرچم عبودیّت) بدوش دارد و به آواز بلند
«لا اله الّا اللَّه محمّد رسول اللَّه»
میگوید، مردمان گویند: این نداکننده نیست مگر فرشتهای مقرّب درگاه خداوند، یا پیامبری فرستاده شده، یا اینکه از حاملان عرش است، فرشتهای از درون عرش پاسخ دهد که ای گروه انسانها این فرد نداکننده فرشته مقرّب و یا نبیّ مرسل نیست، و نیز از حمله عرش نیز نیست، بلکه او صدّیق اکبر است و او علیّ بن ابی طالب
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۷۰
علیه السّلام میباشد.
(۱) ۱۹۰- و بهمین اسناد از آن حضرت روایت کرده که گفت: علیّ بن ابی طالب علیه السّلام فرمود: گویا میبینم قصرهای بلندی را که در کنار قبر (فرزندم) حسین بنا گردیده، و نیز میبینم محملهائی را که از کوفه بسوی قبر حسین خارج گشته، و چندان شب و روزی نمیگذرد که از اطراف و اکناف عالم بسوی قبر حسین محملها در راهند- و این در انقراض دولت بنی امیّه صورت گرفت.
(۲) ۱۹۱- حسن بن محمّد هاشمیّ بواسطه مذکورین در متن از محمّد بن یعقوب نهشلیّ روایت کرده که علیّ بن موسی بواسطه پدرانش از امیر مؤمنان علیهم السّلام از رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله از جبرئیل از میکائیل از اسرافیل روایت کردند که خداوند- جلّ جلاله- فرمود: منم معبود یکتا، خدائی جز من نیست، بقدرت خود مخلوقات را آفریدم، و از میان ایشان انبیاء خود را برگزیدم، و از میان همه انبیا محمّد را دوست و محبوب و منتخب گردانیدم، و او را برسالت بسوی
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۷۱
مخلوقاتم فرستادم و علیّ را برای معاونت او برگزیدم، و وی را برادر و وصیّ و وزیر و اداکننده مأموریّت بسوی خلق پس از وی قرار دادم، خلیفه و مأمور از جانب خود گردانیدم، تا کتابم را برای آنان بیان کند، و دستوراتم را در میان ایشان انجام دهد، و او را نشانه هدایت و راهنمای بندگانم از گمراهی نمودم، و باب تقرّب و راه ورود به مرضیّات و خانه و درگاهم قرار دادم، آن خانهای که هر کس در محیط آن گام نهد از آتش عقوبتم در امان خواهد بود، و نیز او را همانند قلعه و بارویم گردانیدم که هر کس بدان پناه جوید از گزند هر ناروائی چه دنیائی و چه اخروی او را در امان خواهد داشت، و همچنین او را صوب و جهت خود نمودم آنچنان که هر کس بدو رو کند من از وی روی نگردانم، و او را حجّت خود در آسمانها و زمینها بر همه کسان از مخلوقاتم که در آن زندگی میکنند ساختم، عمل هیچ عملکنندهای را از ایشان بدون اقرار بولایت او و نبوّت رسولم نخواهم پذیرفت، و اوست دست گشوده من بر سر بندگانم، و اوست نعمتی که بر آن بندگانم که دوستشان دارم ارزانی داشتم.
پس هر کس از بندگانم را که دوست داشته و او را میخواستم، ولایت و شناخت علیّ را باو آموختم، و هر کس از بندگانم را که دشمن داشتم بدان جهت بود که او از شناخت و ولایت علیّ روی گردانید، پس به عزّت و جلالم قسم یاد کردهام که دوست ندارد علیّ را بندهای از بندگانم جز اینکه آتش را از وی دور
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۷۲
گردانم و به بهشتش داخل کنم، و نیز دشمنش ندارد احدی از بندگانم و رو نگرداند هیچ کس از دوستیش مگر آنکه بر او غضب کرده و او را به آتش در افکنم و این، بدعاقبتی خواهد بود.
(۱) ۱۹۲- حسین بن احمد بن ادریس با واسطه افرادی که در متن ذکر شده از حسن بن جهم روایت کرده که گفت: از امام هشتم علیه السّلام پرسیدم و گفتم فدایت شوم حدّ توکّل بخدا چیست؟ فرمود: آنکه تا تو با خدا باشی از احدی نهراسی، گوید: عرضکردم حدّ تواضع چیست؟ فرمود: آنکه از جانب خود بمردم ببخشی مانند آنچه را که دوست داری آنان بتو بخشند، گوید: عرضه داشتم فدایت گردم دوست داشتم بدانم من در نزد شما چگونهام فرمود: بنگر من در نزد تو چگونهام (یعنی دل بدل راه دارد، همان قدر که تو مرا دوست داری همان اندازه نیز من تو را دوست میدارم).
(۲) ۱۹۳- استادم ابن ولید بسند مذکور در متن از احمد بن محمّد سیّاری از علیّ بن نعمان نقل کرده که گفت: من به امام هشتم عرضه داشتم فدایت گردم
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۷۳
من زگیل بسیاری در بدن دارم که اسباب ناراحتی من شده از شما میخواهم چارهای برای رفع آن بمن یاد دهی که مفید باشد، فرمود: برای هر کدام از آنها هفت دانه جو برگیر و بر هر یک هفت بار إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَهُ- را تا جمله- هَباءً مُنْبَثًّا، و آیه مبارکه وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ یَنْسِفُها رَبِّی نَسْفاً* فَیَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً* لا تَری فِیها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً (سوره طه ۱۰۴ الی ۱۰۷) را قرائت کن و بدان بدم، آنگاه دانه دانه برگیر و هر یک را بر زگیلی بسای، سپس همه را در پارچه نشستهای بریز و آن را بسنگی ببند و در جای تاریکی بیاویز، علی بن نعمان گفت: من این دستور را عمل کردم و روز هفتم نگریستم چیزی باقی نبود و مثل کف دستم صاف شده بود، و سزاوار است این کار را در آخر ماه که محاقّ است- یعنی ماه در هیچ جای زمین پیدا نیست انجام شود-.
شرح: «هر چند راوی خبر که احمد بن محمّد سیاری است چندان احادیثش قابل اعتماد نیست، مذهبش فاسد و خودش ضعیف و روایاتش تو خالی است، لکن دعا اثر دارد، ولی نباید آن را مانند دارو دانست».
(۱) ۱۹۴- محمّد بن ما جیلویه بسندی که در متن مذکور است از حسین بن خالد روایت کرده که علیّ بن موسی الرّضا علیهما السّلام از آبائش از علی علیهم السّلام نقل کرده
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۷۴
که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس مسلمانست نباید مکر و حیله بکار برد، زیرا من از جبرئیل علیه السّلام شنیدم که می گفت: مکر و خدعه (نیرنگ) در آتش است، سپس آن حضرت فرمود: از ما نیست کسی که با مسلمانی رندی و نادرستی کند، و از ما نیست کسی که با مسلمانی خیانت ورزد، آنگاه گفت:
جبرئیل روح الأمین از جانب حقّ تعالی بر من نازل شد و گفت: یا محمّد! بر تو باد به نیک خلقی، زیرا آن خیر دنیا و آخرت را بهمراه دارد، و بدانید که بدون شکّ شبیه ترین شما بمن نیکوترین شما است از جهت اخلاق.
(۱) ۱۹۵- محمّد بن موسی بن المتوکّل بسند مذکور در متن از احمد بن عبد اللَّه روایت کرده که گفت: از امام ابو الحسن الرّضا علیه السّلام پرسیدم: «ذو الفقار» شمشیر رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله از کجا بود؟ فرمود: آن را جبرئیل علیه السّلام از آسمان برای آن حضرت آورد، و آن دارای زیوری از نقره خام بود و اکنون نزد من است.
(۲) ۱۹۶- استادم ابن ولید بسند مذکور در متن از حسین بن خالد روایت کرده که ابو الحسن علی بن موسی علیهما السّلام فرمود: نظر کردن به ذریه ما عبادت است،
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۷۵
گفتند: یا ابن رسول اللَّه آیا مراد نظر کردن به أئمه معصومین از شما است، یا نه جمله بر جمیع ذرّیه پیامبر خدا صلّی اللَّه علیه و آله؟ فرمود: بله نظر کردن به تمام ذرّیه پیغمبر صلی اللَّه علیه و آله عبادت است، البتّه مادامی که از صراط او منحرف نشده و خود را بمعاصی نیالوده باشند.
(۱) ۱۹۷- پدرم- رحمه اللَّه علیه- با دو واسطه مذکور در متن از احمد بن- محمّد همدانی از امام جواد از علی بن موسی الرّضا علیهما السّلام و آن حضرت از پدرانش از علی بن ابی طالب سیّد اوصیاء علیهم السّلام روایت کرده که گفت: رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمودند: به بسیاری نماز و روزه و حجّ و انفاقات و زمزمههای آنان در تاریکی شب ننگرید، بلکه براستگوئی و اداء امانتشان نظر کنید.
شرح: «یعنی تنها حسن ظاهر در خوبی شخص دخیل نیست بلکه ایمان به مبدء و معاد و روز حساب اساس سلامت شخص است».
(۲) ۱۹۸- تمیم بن عبد اللَّه قرشی بسند مذکور در متن از عبد السّلام هروی
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۷۶
روایت کرده که گفت: در روز جمعه آخر شعبان بود که بر علی بن موسی علیهما السّلام وارد شدم، فرمود: ای ابا صلت ماه شعبان بیشترش گذشت و این جمعه آخر آن است، پس آنچه از اعمال خیر که در این ماه در انجام آن کوتاهی کردهای در این چند روزی که باقی مانده تدارک کن، و بر تو باد به انجام آنچه بحال تو مفید است و ترک آنچه برای تو فائدهای ندارد، و دعا و استغفار و تلاوت قرآن را افزون کن، و از گناهان و نافرمانیهایت بسوی خدا باز گرد و توبه نما، تا این ماه خدا بتو رو کرده باشد در حالی که تو با خدایت- عزّ و جلّ- اخلاص ورزیده باشی، و امانتی بر گردن خود باقی مگذار مگر آنکه آن را ادا کنی، و نیز در دلت کینه هیچ مؤمنی نباشد مگر اینکه آن را از دل بیرون کنی، و هیچ گناهی را که مرتکب بودهای وامگذار مگر آنکه آن را رها کرده و از آن دوری گزینی، و از خداوند پروا داشته باش، و در امور نهان و آشکارت بر او توکّل و اعتماد کن، و هر کس بر خدا توکّل کند همانا خداوند او را کافی است، زیرا خداوند رساننده است کار خود را، و برای هر چیز اندازهای قرار داده است، و در باقیمانده این ماه زیاد این ذکر را بگوی:
«اللّهم إن لم تکن قد غفرت لنا فی ما مضی من شعبان فاغفر لنا فیما بقی منه»
(یعنی: پروردگارا! اگر تاکنون در این ماه که بسر نرسیده
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۷۷
است ما را نبخشیدهای، پس از تو میخواهیم که در باقیمانده این ماه ما را ببخشی و بیامرزی) زیرا خداوند تبارک و تعالی در این ماه مردم بسیاری را از آتش آزاد میکند بجهت احترام ماه مبارک رمضان.
(۱) ۱۹۹- مفسّر جرجانیّ بسند مذکور در متن از امام عسکریّ از پدرانش از جدّش علی بن موسی از پدرش موسی بن جعفر علیهم السّلام روایت کرده که از امام صادق علیه السّلام پرسیدند که زاهد در دنیا کیست؟ فرمود: آن کسی که از حلالش اجتناب کند برای گرفتاری حساب آن و حرامش را ترک کند از بیم آتش عقوبت آن.
(۲) ۲۰۰- و بهمین سند از آن حضرت از پدرش علیهما السّلام روایت کرده که فرمود:
امام صادق علیه السّلام مردی را دید که سخت بر مرگ فرزندش بیتابی میکند، (پس از دیدن این منظره) حضرت به او فرمود: ای مرد آیا برای مصیبت کوچک این طور بیتابی میکنی و از مصیبت بزرگتر غافل غافلشدهای، اگر تو قبلا خود را آماده برای داغ فرزندت مینمودی این مقدار این مصیبت برای تو سنگین نمینمود، پس مصیبت به عدم آمادگی و مهیّا بودن برای دیدن داغ فرزند بالاتر و عظیمتر است
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۷۸
از دردمندی تو نسبت بفقدان پسرت.
(۱) ۲۰۱- حسین بن ابراهیم بسند مذکور در متن از ریّان بن صلت روایت کرده که امام هشتم از پدرش از آباء گرامش علیهم السّلام از علیّ علیه السّلام نقل کرد که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: در روز رستاخیز پیروان علیّ رستگارانند.
(۲) ۲۰۲- حسین بن احمد بن ادریس بسند مذکور در متن از فضل بن کثیر روایت کرده که علیّ بن موسی الرّضا علیهما السّلام فرمود: هر کس بمسلمان فقیری سلام کند بر خلاف آن نحو که بر ثروتمندان سلام میکند، خداوند را ملاقات کند در قیامت در حالی که بر او خشم گرفته است.
شرح: «مراد از ملاقات خدا، ملاقات جزای الهی است و مراد از خشم پروردگار عذابی است که شخص در قیامت با آن رو برو میشود».
(۳) ۲۰۳- علیّ بن احمد بن محمّد بن عمران از دو تن مجهول بنامهای محمّد بن هارون صوفیّ و او از عبید اللَّه رویانیّ از عبد العظیم بن عبد اللَّه حسنیّ از امام جواد از علیّ بن موسی از آباء گرامش از جدّش علیهم السّلام روایت کرده که
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۷۹
فرمود: سلمان، ابو ذرّ را به خانهاش دعوت کرد و برای پذیرائی او دو گرده نان آورد، ابو ذر آنها را برداشت و گردانید و نظری به پشت آن انداخت، سلمان از او پرسید برای چه این کار را کردی؟ ابو ذر گفت: خواستم ببینم نبادا درست پخته نباشد، سلمان سخت بخشم آمده و گفت: چقدر پر جراتی که این دو گرده نان را میگردانی که بدانی پخته است یا خمیر، بخدا سوگند در این نان آبی که در زیر عرش بوده فعالیّت داشته و همین طور فرشتگان کار کردهاند تا آن را به باد رسانیده و آن باد آن را به ابرها رسانده و ابرها کوشش کردهاند تا آن را بزمین رساندهاند، و رعد و برق و مأمورین از ملائکه جملگی همه در کار بودهاند تا آن را به جایهای خود در زمین پخش نمودهاند، و زمین نیز در روی آن فعالیت کرده و همچنین چوب و آهن و حیوان و آتش و هیزم و نمک- و آنچه را که ذکر نکردم بیش از این است که بدان اشاره کردم- همه و همه در کار بودهاند تا این نان بدست آمده، پس تو چگونه خواهی توانست که شکر این را بجای آری؟ ابو ذر گفت: من بسوی خدا توبه مینمایم و طلب مغفرت مینمایم و از شما عذر میخواهم از
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۸۰
کاری که از من سرزد و تو آن را ناپسند دانستی و آن را ناخوش داشتی.
(۱) حضرت فرمود: روزی سلمان، ابو ذر را مهمان کرد و از انبان خود قطعهای نان خشک بیرون آورد و آن را از کوزه خود آب زد، ابو ذر گفت: چقدر خوب بود این نان اگر با آن نمکی میبود، سلمان برخاست و از خانه بیرون رفت و کوزه خود را گرو گذارد و نمکی تهیّه کرد و بخانه آورد و نزد وی نهاد، پس ابو ذر لقمهای از آن نان بر میگرفت و بر آن نمک میافشاند و میخورد و میگفت: سپاس خدائی را که قناعت را روزی ما کرد، پس سلمان باو گفت: اگر تو قناعتی داشتی کوزه من بگرو نمیرفت.
شرح: «باید دانست که اشکال سلمان به ابو ذر وارد نیست، زیرا همه آسمان و زمین و کائنات همگی در کار بودهاند تا نانی بدست آید، لکن در اثر اهمال بشر در پختن آن زحمت همه کارکنان را بباد داده است، و این گونه روایات ساخته و پرداخته صوفیان است چنان که از سند آن پیداست».
(۲) ۲۰۴- و بهمین سند مجهول از عبد العظیم حسنی روایت کرده که به ابو جعفر امام نهم علیه السّلام عرضکردم یا ابن رسول اللَّه! برای من حدیثی از پدران خود علیه السّلام بازگوی، فرمود: حدیث کرد مرا پدرم از پدرانش- علیهم السّلام- که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود: پیوسته مردم بخیر و خوبی زندگی میکنند تا آن زمان که
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۸۱
با هم از حیث عقل و علم و سلیقه و تنگدستی و فراخی متفاوتند، و اگر در این امور مذکوره با هم مساوی بودند (از بار مسئولیّت شانه خالی کرده و) هلاک میگردیدند، عرضه داشتم برایم بیفزائید، فرمود: پدرم از جدّم از آبائش علیهم السّلام روایت کرد که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود: چنانچه هر کدام شما از عیب و نقص پنهان دیگری اطّلاع میداشت، هر آینه بر وی نمیپوشانیدید، و (در نتیجه) اسرار همه فاش میشد.
راوی گوید: بحضرت عرض کردم: یا ابن رسول اللَّه اضافه بفرمائید، فرمود: پدرم از جدم از اجدادم علیهم السّلام برایم حدیث کرد که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود: شما که هرگز توان آن ندارید که خیر مالی به مردم برسانید پس با اخلاق خوش و روی باز و برخورد عالی با آنان روبرو شوید، زیرا من از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله شنیدم میفرمود: شما که نمیتوانید با مال بدیگران کمک کنید پس با خلق نیک با مردم رفتار نمائید.
راوی گوید: گفتم ای فرزند پیغمبر برایم بیشتر بفرما: حضرت فرمود:
پدرم از جدم از آبائش علیهم السّلام برایم حدیث کرد که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند:
هر کس روزگار را مورد سرزنش قرار دهد و نکوهش کند خود همواره مورد عتاب و سرزنش واقع خواهد شد.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۸۲
شرح: «روزگار و زمان، نیکی و بدی بالاراده ندارد، بلکه مردم هر زمانند که با افعال ارادی خود، بدی و شرّ و فساد در زمان و روزگار ایجاد میکنند، و زمانه را مسئول دانستن از کمال بیتوجّهی است، و این مردمند که موجب تیرگی و فشار و سختی و ناملایمی زمانه میشوند و عتاب را با مقصّر و بانی شرّ و فساد انجام میدهند نه با ظرف زمان و مکان».
(۱) راوی گوید: عرض کردم یا ابن رسول اللَّه برایم بیفزا؟ امام فرمود: پدرم از جدم از اجدادم علیهم السّلام روایت کرد که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود: همنشینی با مردم بد و فاسد موجب تهمت و بدگمانی شخص بمردم آبرومند است (یا آنان به انسان) گفتم: ای فرزند رسول خدا زیاده از این برایم بگو، امام فرمود: پدرم از جدم از اجدادم علیهم السّلام روایت کرده که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: دشمنی کردن با بندگان خدا بسیار بد توشهای است از برای سفر آخرت.
گفتم: بیشتر برایم بفرمائید ای فرزند رسول خدا، حضرت فرمود: پدرم از جدم از اجدادم علیهم السّلام روایت کرده که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: ارزش هر فردی باندازه دانش و آن عملی است که نیک انجام میدهد.
عرضه داشتم باز هم برایم بفرمائید، حضرت همان طور از پدرش از نیای گرامش علیهم السّلام روایت کرد که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود: شخصیّت و باطن هر فرد
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۸۳
در زیر زبانش نهفته و پنهان است.
(۱) گفتم: یا ابن رسول اللَّه برایم بیفزایید، حضرت بهمان طریق از پدرانش علیهم السّلام نقل کرد که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود: کسی که قدر خود را شناخت هرگز هلاک نخواهد شد.
عرضکردم برایم افزون کن، امام علیه السّلام فرمود: پدرم از جدّم از اجدادم علیهم السّلام روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود: دقت قبل از کردار و عاقبت اندیشی پیش از انجام کار، انسان را از پشیمانی و ندامت دور و در امان میدارد.
گفتم بیشتر بفرمائید، امام علیه السّلام از پدرش از جدّش از اجدادش علیهم السّلام روایت کرد که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود: کسی که به روزگار تکیه کند زمین خواهد خورد (یعنی چرخ روزگار گردنده است و تکیه بر آن نتوان نمود).
راوی گوید: عرضکردم یا ابن رسول اللَّه برایم بیفزا، فرمود: پدرم از جدم از اجدادم علیهم السّلام برایم حدیث کرد که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود: آن کس که به رأی خود اعتماد کند و خویش را از مشورت با دیگران بینیاز بیند جان خود را بخطر انداخته است.
باز گفتم: یا ابن رسول اللَّه! بیش از این برایم بگو، حضرت فرمود: (با
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۸۴
اتصال سند به حضرت علیه السّلام) امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود: کم عیالی یکی از فراخی است (مراد از دو یسار: بینیازی و حاجت نداشتن به چیزی و بینیازی بداشتن آن مورد حاجت).
(۱) عرضه داشتم: یا ابن رسول اللَّه برایم افزون نما، امام گفت: پدرم از جدم از اجدادم علیهم السّلام روایت کرده که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: هر کس که خودستائی در او راه یافت هلاک گردید.
عرضه داشتم: یا ابن رسول اللَّه برایم افزون نما، امام گفت: (با اتصال سند به حضرت علیه السّلام) امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: کسی که یقین دارد انفاق مال در راه خداوند جایگزین دارد، (بالنتیجه) در بخشش دست باز است و براحتی مال را صرف راه حق میکند.
برای بار آخر گفتم: یا ابن رسول اللَّه بیش از این برایم بگو، امام فرمود: (با اتصال سند به حضرت علیه السّلام) امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: هر کس تنها به سلامت بودن خویش از سوی زیر دستان بسنده کند، سلامت ماندن خود را از جانب بالاتران و زبردستان غنیمت برده است، راوی گفت: عرضکردم همین قدر کافی است.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۸۵
(۱) ۲۰۵- و بهمین سند از عبد العظیم بن عبد اللَّه حسنی روایت کرده که گفت: از محمّد بن علیّ امام جواد علیه السّلام راجع به فرموده خداوند عزّ و جلّ أَوْلی لَکَ فَأَوْلی سؤال کردم، فرمود: خداوند میفرماید: از خیر دنیا دور گردی [چنان دورگشتنی] و نیز از خیر آخرت دور گردی. «سوره قیامت آیات ۳۴ و ۳۵» (۲) ۲۰۶- پدرم- رضی اللَّه عنه- بسند مذکور در متن از حسین بن خالد صیرفیّ روایت کرده که گفت: بحضرت رضا علیه السّلام عرضکردم شخصی خود را تطهیر میکند و انگشتری در دست دارد که نقش آن «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» است حکم آن چیست؟ حضرت فرمود: آن را مکروه دارم، عرضه داشتم فدایت شوم آیا این طور نیست که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله و هر یک از پدران (گرامی) شما این کار را میکرد و انگشتریش را در دست داشت؟ فرمود: آری، و لکن انگشترشان بدست راستشان بود، بعد فرمود: از خدا بپرهیزید و در باره خود فکر کنید، گفتم:
نقش نگین خاتم امیر المؤمنین علیه السّلام چه بود؟ فرمود: چرا از کسان قبل از وی
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۸۶
نپرسیدی؟ گفتم اینک میپرسم (نقش خاتم «۱» آدم علیه السّلام چه بود؟) (۱) فرمود: نقش خاتم آدم علیه السّلام «
لا اله الّا اللَّه، محمّد رسول اللَّه
» بود و با همان بزمین هبوط کرد، و نوح علیه السّلام هنگامی که بر کشتی سوار میشد خداوند بدو وحی فرستاد که ای نوح اگر از غرق هراس داری پس هزار بار «
لا اله الّا اللَّه
» بگوی، سپس از من نجات بخواه، و بدین سبب تو و همراهانت را از غرق شدن در امان میدارم. چون نوح با همراهانش بکشتی نشست و لنگر و طناب کشتی را آزاد کرد و آن را براه انداخت و طوفان باد شروع شد و آنان را گرفت، نوح را مهلت گفتن تهلیلات نداد، نوح خود و یارانش را از غرق شدن در امان ندید، و بزبان سریانی گفت:
«هیلولیا هزار هزار یاماریا یاماریا آرام گیر»، موج فرو نشست و کشتی آرام گرفت و نوح گفت: کلامی که خداوند مرا بدان از غرق نجات داد سزاوار آن است که از من جدا نگردد، لذا بر نگین انگشتریش کلمه «
لا اله الّا اللَّه ألف مرّه یا ربّ أصلحنی»
را نقش نمود.
بعد امام فرمود: و ابراهیم علیه السّلام هنگامی که وی را در منجنیق گذاردند جبرئیل علیه السّلام برآشفت، و خداوند بدو وحی فرستاد: ای جبرئیل چه چیز تو را بر
______________________________
(۱) مراد از خاتم، انگشتری است که در آن روزگار نگین آن را نقش کرده و بجای مهر و امضای امروزی از آن استفاده میکردند.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۸۷
آن داشت که غضب نمودی؟ (۱) جبرئیل عرضه داشت: پروردگارا! این دوست تو است که جز او کسی تو را در زمین عبادت نمیکند، اکنون دشمن خود و او را بر وی مسلّط ساختی، خداوند بدو وحی فرستاد، آرام گیر، شتاب کار بندهای است که از مرگ میهراسد مانند تو، امّا من، پس او را بنده خود میدانم و هر گاه اراده کنم او را در مییابم، امام فرمود: در اینجا نفس جبرئیل آرام گرفت و خوشحال شد، و بسوی ابراهیم علیه السّلام روان گردید، و از وی پرسید آیا در این حال حاجتی داری؟ ابراهیم فرمود: امّا بتو خیر، (جبرئیل پیام را رسانید) و خداوند او را بزمین فرستاد و انگشتری که در نگینش شش کلمه نقش شده بود بهمراه داشت و کلمات آن این بود «
لا اله الّا اللَّه محمّد رسول اللَّه، لا حول و لا قوّه الّا باللَّه، فوّضت أمری الی اللَّه، اسندت ظهری الی اللَّه، حسبی اللَّه
» و خداوند پیام فرستاد که این خاتم را در دست کن و من آتش را بر تو سرد و سلامت میگردانم.
امام فرمود: در نگین انگشتری موسی علیه السّلام دو کلمه نقش شده بود که از تورات گرفته شده بود:
«اصبر تؤجر، اصدق تنج»
یعنی: پایداری کن تا اجر بری، راست گوی تا نجات یابی.
امام فرمود: و نقش خاتم سلیمان علیه السّلام این بود
«سبحان من الجم الجنّ بکلماته»
(پاک و منزّه است خدائی که با کلمات خود جنّ را مهار کرد).
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۸۸
(۱) و نقش خاتم عیسی علیه السّلام: دو جمله بود که آن را از انجیل گرفته بود:
«طوبی لعبد ذکر اللَّه من اجله، و ویل لعبد نسی اللَّه من اجله».
و نقش خاتم محمّد صلی اللَّه علیه و آله، «
لا اله الّا اللَّه، محمّد رسول اللَّه
» بود، و نقش خاتم امیر المؤمنین علیه السّلام
«الملک للَّه»
و نقش خاتم حسن بن علیّ علیهما السّلام
«العزّه للَّه»
بود و نقش خاتم حسین بن علیّ علیهما السّلام «
إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ
»، و علیّ بن الحسین علیهما السّلام خاتم پدرش حسین را بدست میکرد، و همچنین امام باقر علیه السّلام، و نقش خاتم جعفر بن محمّد علیه السّلام
«اللَّه ولیّی و عصمتی من خلقه»
و نقش خاتم موسی بن- جعفر علیهما السّلام
«حسبی اللَّه»
بود.
حسین بن خالد گوید: آنگاه حضرت دست مبارک خود را پیش آوردند و انگشتان را باز کردند و انگشتری پدرش در دست مبارکش بود و نقش آن را بمن نشان دادند.
و در خبر دیگر غیر از این حدیث آمده است که نقش خاتم علیّ بن الحسین علیهما السّلام این جمله بود
«خزی و شقی قاتل الحسین بن علیّ»
علیهما السّلام.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۸۹
(۱) ۲۰۷- پدرم- رضی اللَّه عنه- بسند مذکور در متن از علیّ بن اسباط روایت کرده که گفت: شنیدم علیّ بن موسی الرّضا علیهما السّلام از نیای گرامش از امیر مؤمنان علیه السّلام نقل کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: باقی نمانده است میان مردمان از گفتار پیامبران راستین علیهم السّلام جز همین جمله مشهور که «اکنون که شرم نمیکنی پس هر چه خواهی و مایلی انجام ده».
(۲) ۲۰۸- احمد فرزند علیّ بن ابراهیم قمّی بسند مذکور در متن از حسین بن- خالد روایت کرده است که علیّ بن موسی الرّضا از پدرش از نیای گرامش علیهم السّلام از امیر مؤمنان علیه السّلام نقل کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: جبرئیل امین از جانب ربّ العالمین بمن خبر داد که خداوند عزّ و جلّ فرمود: علیّ بن ابی طالب حجّت من است بر خلقم، و قاضی و حاکم و نگهدارنده دین منست، از نسل او پیشوایانی را برآورم که بر قوانین من استوار و پابرجایند، مردمان را براه مستقیم من میخوانند، بسبب ایشان بلاها و گرفتاریها را از بردگان و کنیزانم دفع
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۹۰
مینمایم، و بوجود آنان از رحمتم بر جهانیان نازل میسازم.
(۱) ۲۰۹- جعفر بن محمّد بن مسرور بسند مذکور در متن از ریّان بن صلت روایت کرده که به علیّ بن موسی الرّضا علیهما السّلام عرضه داشتم: قرآن در نظر شما چگونه است و در باره آن چه میفرمائید؟ آن حضرت فرمود: قرآن کلام خداست، از آن نگذرید، (قدم فراتر ننهید) و از غیر آن راه مجوئید که گمراه خواهید گشت.
شرح: «از الفاظ روایت چنین پیداست که ریّان بن صلت نظر آن حضرت را در باره مسأله نوظهوری که در آن عصر در محافل علمی مورد بحث بوده میخواسته، و آن این بوده که آیا قرآن مجید حادث است یا قدیم، و امام علیه السّلام در پاسخ این سؤال هشدار میدهد که بدانید قرآن کتاب هدایت و عمل است و باید از قرآن پیروی کرد و از انوارش منوّر شد، و باصول اعتقادیش معتقد و بدستورات عملیش عامل بود، امّا اینکه حادث است یا قدیم این مطلبی نیست که به درد دنیا یا آخرت بخورد، و صرف پندار و وهم و خیال و بافتن است یا از جانب دوست نادان و احمق و یا دشمن دانای نابکار- که میخواهد از این راه مسلمانان را از تعلیمات قرآن دور و راه فهم کتاب خدا را بسته و مسلمانان را منحرف سازد- القاء شده است».
(۲) ۲۱۰- محمّد بن ابراهیم بن اسحاق از ابن عقده از علیّ بن فضّال از پدرش
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۹۱
حسن روایت کرد که گفت: علیّ بن موسی الرّضا علیهما السّلام فرمود: مائیم که در دنیا سرور و آقائیم و در عالم آخرت دارای قدرت و سلطنت هستیم.
(۱) ۲۱۱- محمّد بن علیّ ماجیلویه و احمد فرزند علیّ بن ابراهیم و حسین بن ابراهیم ناتانه بسند مذکور در متن از محمّد بن علیّ تمیمی روایت کردهاند که گفت: علیّ بن موسی علیهما السّلام از پدرش از نیای بزرگوارش علیهم السّلام از امیر مؤمنان علیه السّلام از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله که فرمودند: هر کس خوشدارد بر شاخهای از نهال یاقوت سرخی که خداوند آن را با دست قدرت خویش کشته [و بخواهد بدان چنگ زند] پس باید تولّای علیّ و اولادش ائمّه (طاهرین) را در دل داشته باشد، زیرا آنان برگزیدگان خداوند عزّ و جلّ میباشند و خالصان و منتخبان اویند، و آنانند معصوم و مصون از هر خطا و لغزشی.
(۲) ۲۱۲- حسین بن ابراهیم ناتانه بسند مذکور در متن از ریّان بن صلت روایت کرده که گفت: علیّ بن موسی الرّضا علیهما السّلام فرمود: هر کس در هر روز از ماه شعبان هفتاد بار به این لفظ
«استغفر اللَّه و اسأله التّوبه»
طلب آمرزش کند،
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۹۲
خداوند متعال برات آزادی از آتش دوزخ را برای او مینویسد و نیز پروانه عبور از پل صراط را، و او را بمنزلگاه قرار که بهشت است وارد میکند.
(۱) ۲۱۳- ابو علیّ احمد بیهقیّ در فید- منزلیست در راه عراق بمکّه- هنگام برگشتنم از حجّ بسال ۳۵۴ قمریّ بسند متن از داود بن سلیمان برایم روایت کرد که علیّ بن موسی الرّضا علیهما السّلام از پدرش از آباء بزرگوارش علیهم السّلام از علیّ بن أبی طالب علیه السّلام نقل کرد که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: چون روز قیامت شود حسابرسی شیعیان ما بما واگذار میشود، پس هر کس مظلمه و بدهی و گناهش میان او و خداوند است ما داوری کرده و هر چه حکم کنیم خداوند امضاء میفرماید، و هر کس مظلمهاش میان او و مردم است، ما از مردم تقاضا میکنیم او را ببخشند، و آنان میبخشند، و هر کس مظلمهاش میان او و ما اهل بیت است ما سزاوارتر از همه کس به بخشش و عفو و گذشت میباشیم.
شرح: «سند خبر از نظر صحت و ضعف هر چه باشد این مقام حسابرسی
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۹۳
و داوری در قیامت برای ائمّه معصومین از مسلّمات است که در بسیاری از روایات که در حدّ مستفیض بلکه تواتر است آمده، و نیز بخشش آنان حقّ خود را مطلبی است موافق عقیده ما شیعیان در باره آنان، چون ایشان را معدن رحمت، و منتهی الحلم، و اصول کرم، و اولیاء نعم، و رحمت موصوله میدانیم و اقتضای این صفات همانست که فرمود».
(۱) ۲۱۴- محمّد بن عمر جعابیّ «۱» از حسن بن عبد اللَّه رازی روایت کرده گفت: آقایم علیّ بن موسی الرّضا از پدرش از نیای گرامش از علیّ بن ابی طالب علیه السّلام نقل کرد که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس از مسلمانان بمیرد و تابع امامی از ائمّه اولاد من نباشد (امام زمان خود را نشناسد) بمرگ در حال جاهلیّت مرده است و اعمال او پذیرفته نیست، و همه را باید حساب پس دهد چه زمان جاهل بودنش، و چه پس از آن که اسلام آورده.
(۲) ۲۱۵- و بهمین اسناد جعابیّ روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: من و این مرد- یعنی علیّ بن ابی طالب- در روز قیامت مانند این دو انگشت باشیم،
______________________________
(۱) سمعانی گفته است که محمّد بن عمر جعابی از محدّثین مشهور است، و مذهبش تشیّع بوده و به ابن الجعابی یا ابو بکر التمیمیّ شهرت یافته، وی دارای تصانیف بسیار است زمانی در موصل بمنصب قضا نشسته و در باره جدّ اعلایش که آیا سلم است یا سلام و یا سالم اختلاف است، و نجاشی در کتاب رجالش او را از حفّاظ حدیث و بزرگان اهل علم دانسته و بیش از ده کتاب او را نام برده است.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۹۴
آنگاه دو انگشت شهادت- که بعربی آن را سبّابه گویند- را کنار هم آورد و فرمود:
پیروان ما نیز با ما باشند، و همچنین هر کس ستم کشیده و مظلومی از ما خاندان را یاری کند او هم با ما خواهد بود.
(۱) ۲۱۶- و بهمین اسناد جعابیّ روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس دوست دارد که بدستاویز محکمی چنگ زند پس باید بدوستی و ولای علیّ و اولادش که اهل بیت منند چنگ زند.
(۲) ۲۱۷- و بهمین اسناد جعابیّ روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود:
امامان و پیشوایان (پس از من) همگی از فرزندان حسین میباشند، و هر کس ایشان را فرمان برد خدای را اطاعت کرده، و هر کس نافرمانی آنان کند خدای را عزّ و جلّ معصیت کرده است، و ایشانند چنگاویز محکم و دستگیره استوار، و اینانند راهنمای بسوی خداوند عزّ و جلّ.
(۳) ۲۱۸- و بهمین اسناد جعابی روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: یا علیّ! تو با دو فرزندت (حسن و حسین) برگزیدگان خدا از خلق میباشید.
(۴) ۲۱۹- و بهمین اسناد جعابیّ روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: من و علیّ از یک نور آفریدهشدهایم.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۹۵
(۱) ۲۲۰- و بهمین اسناد جعابیّ روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس ما اهل بیت را دوست بدارد، خداوند متعال روز رستاخیز او را در حال امن و سلامت و دل آرامی محشور میگرداند.
(۲) ۲۲۱- و بهمین اسناد جعابیّ روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله به علی علیه السّلام فرمود: یا علیّ! هر کس تو را دوست بدارد در قیامت با پیمبران راستین و در درجه آنان خواهد بود، و هر کس بمیرد در حالی که دشمن میدارد تو را، باکی بر او نیست و ابائی ندارد، که یهودی از دنیا برود یا نصرانی.
(۳) ۲۲۲- و بهمین اسناد جعابیّ روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله در مورد گفتار خداوند عزّ و جلّ: وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ یعنی: (آنان را باز دارید اینان بازپرسی باید بشوند- صافات: ۲۴) فرمود: از ولایت علیّ پرسش خواهند شد.
(۴) ۲۲۳- و بهمین اسناد جعابیّ روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله به علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السّلام و عبّاس بن عبد المطّلب و عقیل فرمود: من با هر کس که با شما بجنگد در جنگ میباشم، و با هر کس که با شما در صلح و سلامت است در صلح و سلامت میباشم.
مصنّف این کتاب (صدوق علیه الرّحمه) گوید: ذکر عقیل و عبّاس در این
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۹۶
حدیث غریب است و من اضافه این دو تن را در این حدیث از کس دیگر غیر از محمّد بن عمر جعابیّ نشنیدهام.
شرح: «مؤلّف- رضوان اللَّه تعالی علیه- اخبار این کتاب (یعنی عیون الاخبار) را چنان که از سیاق پیداست از نسخههای کتبی که از پیشینیان بجای مانده و مشایخش به او اجازه روایت آنها را دادهاند استخراج کرده، و چون در آن زمان چاپ نبوده و کتابها همه نسخه خطی و دست نویس بوده، این احتمال میرود که پارهای از کتب که نسخهاش متواتر نبوده توسّط بعضی از منحرفین تصرف شده و چیزی را کم یا اضافه نموده باشند، و اخباری که محمّد بن عمر جعابیّ در کتبش روایت کرده دیگران نیز روایت کردهاند و صدوق- علیه الرّحمه- در کتب دیگر غیر از کتاب محمّد بن عمر جعابی در کتاب دیگر این اضافه را ندیده و در اینجا تذکّر داده است و این تذکّر احتمال تصرّف و اضافه نمودن را در مصدریکه جعابی از آن نقل کرده تقویت میکند».
(۱) ۲۲۴- و بهمین اسناد جعابیّ روایت کرده که علیّ علیه السّلام گفت: مرا رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: تو از منی و من از تو.
(۲) ۲۲۵- و بهمین اسناد جعابیّ روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله به علیّ علیه السّلام فرمود: تو بهترین افراد بشر هستی و کسی در بارهات شکّ نکند جز کافر.
(۳) ۲۲۶- و بهمین اسناد جعابیّ روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: من
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۹۷
جز بفرمان حقّ تعالی فاطمه دخترم را به شوهر ندادم.
(۱) ۲۲۷- و بهمین اسناد جعابیّ روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس من ولیّ امر او هستم علیّ پس از من ولیّ امر او خواهد بود، پروردگارا! دوست بدار هر کس علیّ را دوست داشته و ولیّ خود میشمارد، و دشمن بدار هر کس با علیّ دشمنی کرده و در ستیز است، و یاری نما کسی را که او را یاری کرد، و کمک نما هر کس را که او را مدد نمود، و خوار و بیمقدار گردان دشمن علیّ را، و کفایت کن او و فرزندان او را، و عاقبت امرشان را ختم بخیر بفرما، و در آنچه بدیشان ارزانی داشتی برکت ده، و آنان را بروح القدس- فرشته حامل وحی- مؤیّد فرما، و به هر کجای زمین که رو کنند نگهدارشان باش، و منصب پیشوائی را در آنان قرارده، و کسانی را که از ایشان پیروی میکنند جزای نیکو عطا کن، و مخالفان و نافرمانان آنان را هلاک گردان، براستی که تو نزدیک و اجابتکنندهای.
(۲) ۲۲۸- و بهمین اسناد جعابیّ روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود:
علیّ نخستین کسی بود که از من پیروی کرد (یعنی بمن ایمان آورد) و همو اوّلین کسی باشد که در قیامت با خداوند جزا دهنده روبرو خواهد شد.
(۳) ۲۲۹- و بهمین اسناد جعابیّ روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله به علیّ علیه السّلام
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۹۸
فرمود: یا علیّ! تو ذمّه مرا بری خواهی کرد، و توئی خلیفه و جانشین من بر امّتم.
(۱) ۲۳۰- و بهمین اسناد از جعابیّ روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود:
قیامت بر پا نشود تا قائم بر حقّ ما قیام کند، و آن هنگامیست که خداوند او را اذن دهد، و هر کس او را متابعت کند نجات یابد، و هر کس از وی روی گرداند هلاک خواهد شد، خدا را، خدا را بیاد آورید، ای بندگان خدا! بسوی او روید هر چند بروی یخ و برف باشد، زیرا که او نماینده خداوند و جانشین من است.
(۲) ۲۳۱- و بهمین اسناد جعابیّ روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله در حالی که دست علیّ علیه السّلام را در دست داشت فرمود: هر کس ادّعاء نماید که مرا دوست دارد، اگر علیّ را دوست نداشته باشد دروغ میگوید.
(۳) ۲۳۲- و بهمین اسناد جعابیّ روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: در روز قیامت منابری برای پیروان من و شیعیان اهل بیتم- آنان که در محبّت ما اخلاص میورزند- در اطراف عرش بر پا میدارند و خداوند عزّ و جلّ بندگان را فرمان میدهد که بسوی من بشتابید تا کرامتم را بر شما پخش کنم، چرا که شما در دنیا (راه حقّ را با اخلاص پیمودید و در آن) رنجها و آزارها دیدید.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۹۹
(۱) ۲۳۳- و بهمین اسناد جعابیّ روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: یا علیّ تو از شجره و نهالی آفریدهشدهای که من نیز از آن خلق شدهام، و من اصل و ریشه آنم و تو تنه آن و حسن و حسین شاخههای آن و دوستان ما برگهای آنند، و هر کس بهر کجای این شجره بیاویزد خداوند او را به بهشت خواهد برد.
(۲) ۲۳۴- و بهمین اسناد جعابیّ از امام مجتبی علیه السّلام از پدرش امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که گفت: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: یا علیّ، از انصار (صحابه اهل مدینه) کسی تو را دشمن ندارد مگر آن کس که در اصل یهودی باشد.
شرح: «چون در میان انصار کسانی هستند که یهودی بودند و بعد مسلمان شدند- که در اصل پدر و مادرشان یهودی بودند- و اینان که با علیّ علیه السّلام دشمنی میورزیدند یا از مشرکین بوده که در واقع ایمان نداشته و بطاهر کلمه شهادتین را بر زبان میآوردند تا جان و مالشان در امان باشد، و یا یهودیزادهای بودند که بر همان دین یهود در باطن باقی مانده و در ظاهر اسلام را پذیرفتهاند و مانند منافقین کفر خود را پنهان میداشتهاند، و الّا کسی که متدین بدین اسلام باشد محال است که با علی علیه السّلام دشمن باشد، و سرّ اینکه تنها در- باره انصار این چنین فرموده نه مهاجرین آنست که مهاجرین اهل مکّهاند و با یهود بیگانه بودند زیرا یهود در مکّه زندگی نمیکردند، بلکه در مدینه و با انصار میزیستند».
(۳) ۲۳۵- و بهمین اسناد جعابیّ از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که فرمود:
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۰۰
رسول درس ناخوانده- که درود خدا بر او باد- با من این چنین سخنی داشت که من را دوست ندارد مگر مؤمن و دشمن ندارد مگر منافق.
تذکّر لازم: «این خبر بیان خبر پیش را در معنی اصل تأیید میکند».
(۱) ۲۳۶- و جعابیّ بهمین اسناد روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود:
برای هیچ کس جائز نیست که با حال جنابت از این مسجد (یعنی مسجد النّبیّ) عبور کند جز برای من و تو و فاطمه و حسن و حسین و هر کس از اهل من باشد، زیرا که آنان از منند.
شرح: «مراد از «یجنب»، «یجتاز» است چنان که بزرگان طریقین سنّی و شیعه أمثال: أبو نعیم طحّان، ضرار بن صرد تیمی کوفیّ عامّیّ مذهب، و سلطان العلماء آملیّ شارح لمعه معنی کردهاند، و پنج تن نامبرده همگی اهل بیت پیغمبرند که آیه تطهیر در باره آنان نازل شده و هر کس از اهل بیت پیامبر- صلی اللَّه علیه و آله- دارای عصمت باشد ملحق بآنان است، و معنی «اجناب»، نکاح نیست، زیرا در مورد رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله با زوجاتش که آیه تطهیر شامل آنها نیست تصوّر ندارد، پس ناچار مراد اجتیاز و گذر کردن است نه نکاح، و خبری که در علل الشّرائع آمده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمودند:
«لا ینکح فی هذا المسجد
– الخ» همین خبر است که راوی، معنای آن را نفهمیده و نقل بمعنا کرده است، و ترمذی در جامع خود صدر این خبر را بلفظی نقل کرده تا امیر مؤمنان علیه السّلام؛ و فاطمه و حسنین علیهم السّلام را نیاورده و گفته است که این حدیث حسن است، همچنین محبّ الدّین طبریّ در ذخائر العقبی ص ۷۷ آن را بدین صورت آورده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود:
«یا علیّ لا یحلّ لأحد أن یجنب فی هذا المسجد غیری و غیرک»
مانند ترمذی تقریبا».
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۰۱
(۱) ۲۳۷- و جعابیّ بهمین اسناد روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: بدن برهنه مرا هنگام غسل و تجهیز میّت هیچ کس جز علیّ ننگرد، مگر کافر (یعنی ایمان ندارد آن کس که عمدا نظر افکند).
(۲) ۲۳۸- و جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: یا علیّ پیروان تو در قیامت میآیند سیراب و بدون تشنگی، ولی دشمنانت میآیند در غایت تشنگی، و آب طلبند و کسی بآنان آب ننوشاند.
(۳) ۲۳۹- و جعابیّ بهمین اسناد روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود:
دشمنی با علیّ کفر است، و دشمنی با بنی هاشم نفاق.
شرح: «بنو أمیّه هر چند بظاهر ایمان آورده بودند، ولی بواسطه کینهای که با بنی هاشم داشتند پس از اظهار ایمان هم با بنی هاشم سازش درستی نداشتند، بلکه غالبا دشمنی مینمودند، با اینکه قرآن میفرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ» لذا دشمنی کردن آشکار با بنی هاشم بدون هیچ مجوّزی صد در صد نفاق و بیدینی است».
(۴) ۲۴۰- جعابیّ بهمین اسناد روایت کرده که امیر مؤمنان علیّ علیه السّلام فرمود:
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله برای من دعا کرده گفت: «پروردگارا! دلش را روشن ساز و سینهاش را باز و پر حوصله و صابر و بردبار فرما و زبانش را ثابت و قوی بدار و از گرما و سرما نگهدارش».
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۰۲
(۱) ۲۴۱- جعابیّ بهمین اسناد روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود: من مأمور شدم که با عهدشکنان (اهل جمل) و جائران و ستمگران (لشکر صفّین) و بیرون رفتگان از آئین حقّ (اهل نهروان) بمبارزه پردازم.
(۲) ۲۴۲- جعابیّ بهمین اسناد روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: بخدا پناه برید از جبّ حزن.
شرح: «جبّ بمعنی چاه است و حزن بمعنی اندوه، و اصل خبر در سنن ترمذیّ کتاب «زهد» بعد از باب «ما جاء فی الرؤیا» چنین است که پیامبر فرمود:
«تعوذوا باللَّه من جبّ الحزن، قالوا: یا رسول اللَّه و ما جبّ الحزن؟ قال:
واد فی جهنّم یتعوّذ منه جهنّم کلّ یوم مائه مرّه ….»
. یعنی: پناه ببرید به خدا از «جبّ الحزن»، پرسیدند: ای رسول خدا! جبّ الحزن چیست؟ پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرمود: چاهی است در دوزخ که روزی صد بار جهنّم از آن بخدا پناه میبرد، پرسیدند: چه کسی در آن میافتد؟ فرمود:
قرّاء ریاکار».
(۳) ۲۴۳- جعابیّ بهمین اسناد روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود:
تعهّدات و دیون مرا ادا نمیکند جز علیّ، و نیز بوعدههایم وفا نمیشود جز بیاری علیّ.
(۴) ۲۴۴- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۰۳
صلی اللَّه علیه و آله به بنی هاشم فرمود: شما پس از من مستضعف خواهید شد.
شرح: «مستضعف در اینجا مراد کسی است که حقّش را به ستم برگیرند و او را از آن محروم گردانند».
(۱) ۲۴۵- و جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: بهترین ثروت انسان و ذخیرههایش صدقه است.
(۲) ۲۴۶- و جعابیّ بهمین اسناد روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود:
زکات انواع اسبها و بردگان را بر شما بخشودم.
شرح: «مفهوم بخشیدن اینست که حضرت میتوانسته نبخشد و بنا بر اخذ زکات بوده، امّا حضرتش به مصلحتی آن را بخشیده است، و باید توجّه داشت که بر طبق آیه شریفه خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَهً بر ولیّ امر است که بر آنچه مال محسوب میشود زکاتی معیّن کند و آن را بستاند و در مواردی که قرآن کریم معیّن نموده به مصرف رساند، و سیاق آیه و شأن نزولش راهنمائی میکند که مراد از اموال آن مالی است که تراکم ایجاد میکند و به فرموده قرآن: «دُولَهً بَیْنَ الْأَغْنِیاءِ» میشود، و این پیشوای مسلمین است که باید در هر زمانی بر حسب اوضاع و شرایط اموالی را که موجب تراکم ثروت میشود مشخّص سازد، و نصاب لازم زکات را در آنها تعیین نماید.
در زمان رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله اموالی که موجب تراکم ثروت و در نتیجه ناهماهنگی نظام اقتصادی جامعه میشد منحصر در نه چیز- غلّات اربعه (گندم و جو و مویز و خرما) و انعام ثلاثه (شتر و گاو و گوسفند) و درهم و دینار (همان نقره و طلا)- بود، بنا بر این زکات اسبها و بردگان مورد عفو
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۰۴
واقع شد زیرا که در آن زمان پرورش اسب در حجاز گسترش قابل ملاحظهای نداشت، و خرید و فروش بردگان هم رونق خود را از دست داده بود.
امّا بر اثر گذشت زمان و فتوحات جدید مسلمین در کشورهائی مانند عراق و ایران و مصر و شامات که در نتیجه به ثروتشان چیزهای دیگری غیر از آن (۹) نه چیز اضافه گردید، اهالی مسلمان شده آن ممالک می بایست موافق اموالشان به نصاب معیّن زکات پرداخت کنند.
و در حدیث است که امیر مؤمنان علیه السّلام در زمان خلافت ظاهریش بر خیل و عتاق (یعنی اسب و یابو) زکات قرار داد، چنان که در کتاب شریف کافی باب (ما یجب علیه الصدقه من الحیوان- کتاب زکات) آمده است و نیز امام صادق علیه السّلام می فرماید:
«الرقیق الّذی تبتغی التّجاره فانّه من المال الّذی یزکّی»
یعنی بر بردگانی که برای تجارت و خرید و فروش تهیّه شدهاند زکات تعلّق میگیرد، و در خبر دیگر نصاب آن را تعیین فرمودهاند.
در کتاب شریف وافی نیز بابی بعنوان «زکاه الرّقیق و الخیل» و بابی بعنوان «زکاه مال التّجاره» وجود دارد و احادیث بسیاری در آن باب از کتب اربعه نقل شده است، بعنوان مثال در کافی و دیگر کتب اربعه از محمّد بن مسلم از امام صادق علیه السّلام روایت است که فرمود:
«البرّ و الشّعیر و الذّرّه و الدّخن و الارز و السّلت و العدس و السّمسم کلّ هذا یزکّی و اشباهه»
یعنی: باید زکات گندم و جو و ذرّت و ارزن و برنج و سلت (جو بیپوست) و عدس و کنجد و امثال اینها پرداخت شود.
لیکن فقهای عظام همه آن روایات را حمل بر استحباب میکنند چون از روایاتی که مثل روایت متن است تعارض فهمیدهاند و بنا بر این آنها را حمل بر استحباب کردهاند.
امّا این بنظر صحیح نمیرسد، و با اصل وجوب زکات سازگار نیست زیرا
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۰۵
در زمان حال در بسیاری از ممالک اساسا شتر آنهم بصورتی که در بیابان به چرا برود وجود ندارد، و در بسیاری از سرزمینها بجای کشت گندم و جو هزاران هکتار زمین، زیر کشت ذرّت بوده و زراعت گندم و جو بسیار اندک و غیر قابل ملاحظه است (مقصود این است که در زمان حیات رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله که آیه زکات نازل شد اگر وضع حجاز آن گونه بود که کشت و قوت غالب، ذرّت میبود (مسلّما) پیغمبر زکات را بر آن قرار میداد) و نیز در اغلب نقاط دنیا پول مسکوک رایج نیست، بلکه اساسا سکّه و اموال زکوی دیگر از آن نه (۹) چیز آرام آرام از میان رفته و جای خود را به اموال دیگر داده است، امّا مستحقّین زکات روز بروز بیشتر میشوند و نمی توان گفت زکات که برای جلوگیری از فقر و تنگدستی مسلمین مقرر شده منحصر به همان اموالی است که در زمان رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله موضوعیّت داشته و در این دوران که درآمد کارخانجات و مؤسسات تجاری و صنایع مرتّبا رو به افزایش است در این اموال سهمی برای فقرا و مستمندان قرار داده نشده ولی هنوز هم اگر کسی نخلستانی داشته باشد با شرایطی که عموما امکان تحقّق ندارد باید زکات آن را بپردازد و الّا نیازمندان بینصیب خواهند ماند!؟
قرآن کریم صریحا میفرماید: خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَهً و «اموال» اطلاق دارد و هر چیزی را شامل میشود لیکن در هر زمان باید رهبر جامعه مسلمین خود، یا شورای متخصّصین مسائل اقتصادی، اموال پر درآمد را که در آن زمان موجب شدّت اختلاف طبقاتی و تراکم ثروت میشود، مشخص کنند و به تناسب زمان و مکان سهمی بعنوان صدقه که عرفا آن را زکات میگویند در آن معیّن کرده و به نفع تهیدستان و از کار افتادگان جامعه بستانند تا به آیه شریفه عمل شده باشد».
(۱) ۲۴۷- جعابیّ بهمین اسناد روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود:
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۰۶
بهترین برادرانم علیّ است، و بهترین عموهایم حمزه و عبّاس [بن عبد المطّلب]، برادران پدرم میباشند.
(۱) ۲۴۸- و جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: دو تن و از آن بیشتر جماعت محسوب میشود (یعنی در نماز).
(۲) ۲۴۹- و جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: اذان گویان در قیامت از دیگران بلند قامت ترند.
(۳) ۲۵۰- و جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: مؤمن با نور خدا مینگرد.
(۴) ۲۵۱- و جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: اعمال روز خود را با دادن صدقه آغاز کنید، و هر کس چنین کند دعایش ردّ نخواهد شد.
(۵) ۲۵۲- و جعابیّ بهمین اسناد آورد که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: دو فرزندم حسن و حسین بهترین فرد اهل زمین هستند پس از من و پس از پدرشان علیّ،
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۰۷
و مادرشان نیز بهترین زنان عالم است.
(۱) ۲۵۳- و جعابیّ بهمین اسناد روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: بهترین زنانی که بر شتر مینشینند زنان قرشیّ هستند که با شوی خویش مهربانند.
(۲) ۲۵۴- و جعابیّ بهمین اسناد روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس آمد و خواست میان امّت پراکندگی ایجاد کند و امر جامعه را غاصبانه از روی استبداد بدون مشورت با دیگران بدست گیرد او را بکشید، خداوند عزّ و جلّ بدان اذن داده است (ریختن خونش بر دیگران لازم است).
(۳) ۲۵۵- و جعابیّ بهمین اسناد روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: این آیه الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِیَهً (کسانی که اموالشان را در شبانه روز انفاق میکنند، نهان و آشکار انفاق میکنند) در باره علیّ نازل گشته.
(۴) ۲۵۶- و جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله در مورد آیه وَ تَعِیَها أُذُنٌ واعِیَهٌ «۱» یعنی: (آن را میپذیرد و حفظ میکند گوش شنوا و در برگیرنده) فرمود: از خداوند خواستم آن را گوش تو قرار دهد.
______________________________
(۱) سوره الحاقه آیه ۱۲٫
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۰۸
(۱) ۲۵۷- و بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که فرمود: ندیدم من کسی را که چهارشانهتر از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله باشد.
(۲) ۲۵۸- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: اوّل چیزی که از بنده سؤال میشود دوستی ما اهل البیت است.
(۳) ۲۵۹- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: من دو چیز گرانبها میان شما باقی میگذارم و آن کتاب خدا و عترت من است، و هرگز از یک دیگر جدا نشوند تا کنار حوض کوثر بمن باز گردند.
(۴) ۲۶۰- بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله در عید قربان دو گوسفند خاکستری رنگ شاخدار قربانی میکرد.
(۵) ۲۶۱- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله در باره من دعا کرد که خداوند مرا از سرما و گرما حفظ فرماید.
(۶) ۲۶۲- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که فرمود: من
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۰۹
بنده خدا و برادر رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله هستم و کسی جز من این ادّعا نکند مگر کذّاب (دروغ زن).
(۱) ۲۶۳- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله به او فرمود: تو نسبت بمن بمنزله هارونی نسبت بموسی (یعنی وزیر من میباشی).
(۲) ۲۶۴- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که فرمود:
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله خطاب بمن فرمود: در تو مثلی از عیسی هست و آن اینست که نصاری آنقدر در دوستی او افراط کردند که کافر گشتند، و یهود آنقدر با او دشمنی کردند که کافر شدند.
(۳) ۲۶۵- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: فاطمه دامن خویش پاک داشت و خداوند ذرّیّه پرورده آن دامان را بر آتش حرام ساخت.
شرح: «پارهای پنداشتهاند که مراد آنست که همه ذریّه فاطمه بر آتش حرامند، ولی روایتی در همین کتاب در أوّل باب ۵۸ آمده که حضرت رضا علیه السّلام به زید بن- موسی علیه السّلام فرمود: روایت راویان کوفه تو را مغرور نکند مراد تنها فرزندان بطن اویند
«و ما ذاک الّا للحسن و الحسین و ولد بطنها خاصّه»
(این نیست مگر برای حسنین علیهما السّلام و دیگر فرزندان خود او)».
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۱۰
(۱) ۲۶۶- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که گفت:
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله بمن فرمود: دوست تو دوست من است و دشمن تو دشمن من [و دشمن من دشمن خداست].
(۲) ۲۶۷- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: علیّ را دوست ندارد مگر مؤمن و دشمن ندارد مگر کافر.
(۳) ۲۶۸- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: مردم از درختانی مختلفند، و من و تو از یک درختیم.
(۴) ۲۶۹- جعابیّ بهمین اسناد از علی علیه السّلام روایت کرده که فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله انگشتری خود را در دست راست میکرد.
(۵) ۲۷۰- جعابیّ بهمین اسناد از علی علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: عمّار یاسر را جمعیّت تجاوزگر خواهند کشت.
(۶) ۲۷۱- جعابیّ بهمین اسناد از علی علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: کسی که بغیر مولایان خود، خود را نسبت دهد، یا غیر اربابان خود را
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۱۱
ارباب گیرد، و یا بردهای که بغیر صاحبانش بپیوندد، لعنت خدا و فرشتگان و مردم همگی بر او باد.
شرح: «شاید مراد کسی باشد که غیر از امامان منصوص از جانب خدا امامی برای خود فرض کند و فرمان او را بر خود لازم الاجرا داند».
(۱) ۲۷۲- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که فرمود:
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله نهی کرد از همبستری و مباشرت با زنان باردار تا زمانی که وضع حمل کنند.
(۲) ۲۷۳- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که فرمود:
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: امامان همگی از قریشند.
(۳) ۲۷۴- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که فرمود:
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس آخرین کلامش درود بر من و علیّ باشد وارد بهشت خواهد شد.
(۴) ۲۷۵- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که فرمود:
مورد تعرّض واقع خواهید شد که، از من بیزاری جوئید. مبادا از من تبرّی جوئید، براستی که من بر دین محمّد صلی اللَّه علیه و آله هستم.
(۵) ۲۷۶- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که فرمود:
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۱۲
اصحاب با وفای پیغمبر صلی اللَّه علیه و آله که کلمات او را بیاد دارند میدانند که اهل صفّین را خداوند بر زبان رسولش ملعون شمرده و لعن فرموده است و بیبهره است هر کس دروغ بندد.
(۱) ۲۷۷- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله بمن فرمود: هیچ راهی را تو برای سیر اختیار نکنی و گام بر نداری و جادهای را بر نگزینی و قدم ننهی، جز اینکه شیطان بر خلاف تو در راه و جاده دیگری رود.
(۲) ۲۷۸- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: حسین را تبهکارترین فرد این امّت خواهد کشت، و بیزاری میجوید از فرزندانش (یعنی ائمّه) کسی که بمن کافر میشود.
(۳) ۲۷۹- محمّد بن عمر جعابیّ از حسن بن عبد اللَّه تمیمی از پدرش عبد اللَّه روایت کرده که حضرت رضا علیه السّلام از پدرش از نیای بزرگوارش از حسین بن علیّ و او از مادرش فاطمه علیهم السّلام دخت رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله نقل کرده که پدرش فرمود: هر کس که من سرور اویم علیّ سرور اوست، و هر کس را که من پیشوای او هستم
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۱۳
علیّ پیشوای او است.
(۱) ۲۸۰- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که فرمود:
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله در روز خیبر علم را به من سپرد، و من از جنگ روی نگرداندم تا خداوند قلاع خیبر را بدست من فتح نمود.
(۲) ۲۸۱- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله بمن فرمود: من مأمور شدم که با مردم بجنگم تا بگویند «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» و چون این کلام را بر زبان آوردند جان و مالشان بر من حرام است.
شرح: «این روایت با این لفظ موافق عقیده بسیاری از اهل سنّت میباشد، و با ظاهر قرآن مخالف است. خداوند در قرآن کریم خطاب به پیامبرش میفرماید: أَ فَأَنْتَ تُکْرِهُ النَّاسَ حَتَّی یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ یعنی: [آیا تو میخواهی مردم را به زور مؤمن گردانی؟] و آیات شریفه وَ ما عَلَی الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِینُ و فَهَلْ عَلَی الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِینُ و وَ ما عَلَیْنا إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِینُ و إِنْ عَلَیْکَ إِلَّا الْبَلاغُ و آیات دیگری بدین مضمون همگی به این معنا هستند که وظیفه انبیاء مرسل تنها ابلاغ دعوت الهی و عرضه دین است و جنگ و قتال هنگامی جائز میشود که مخالفین اقدام به جنگ کنند و جان و مال پیامبر و گروندگان به او را در خطر اندازند، چنان که آیات شریفه أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا و قاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا و قاتِلُوا الْمُشْرِکِینَ کَافَّهً کَما یُقاتِلُونَکُمْ کَافَّهً و وَ لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَکُمْ حَتَّی یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا و فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلَّا عَلَی الظَّالِمِینَ همه مورد جنگ را دفاع از حوزه اسلام و مسلمین معین میدارند، و خداوند به رسول
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۱۴
گرامیش میفرماید: إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِیرٌ مُبِینٌ و او را تنها پیام آور و بیم دهنده میداند، و برای او تکلیف قتال و پیکار نکرده است، و هر کس با قرآن کریم و اخبار اهل بیت عصمت علیهم السّلام و حقیقت سیره رسول گرامی اسلام صلی اللَّه علیه و آله بدرستی آشنا باشد میداند که آیات جهاد همه بیانگر جهاد دفاعی بوده و هیچ یک آیه شریفه لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ را نسخ نکرده است، و نسخ آن، عقیده اهل سنّت و مقلّدین آنان از شیعه است».
امّا در اینجا آنچه به نظر میرسد این است که لفظ «اقاتل» در خبر تحریف یا نقل به معنا شده و در اصل «امرت ان اجاهد النّاس» بوده و راوی توهّم کرده که معنی «اجاهد»، «اقاتل» است و این طور روایت کرده است و اگر خبر را به ظاهرش معنا کنیم با آیه مبارکه قاتِلُوا الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لا یُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ حَتَّی یُعْطُوا الْجِزْیَهَ عَنْ یَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ سازگار نیست که میفرماید: با آن کسان از اهل کتاب که به خدا و قیامت ایمان ندارند و حرام خدا و رسولش را حرام نمیدانند و به دین و آئین حقّ نمیگروند بجنگید تا با کمال خواری حاضر به پرداخت جزیه شوند» یعنی چون پرداخت جزیه را پذیرفتند آنها را رها کنید هر چند به خدا و قیامت ایمان نداشته باشند. باری تا آنگاه که قدم به پیکار با مسلمین پیش نگذاشتهاند مورد تعرّض واقع نخواهند شد و همین حکم باقی خواهد بود ولی چون با مسلمین در افتند و دشمنی ورزند جان و مالشان بر مسلمین مباح میگردد و مسلمین وظیفه دارند که با ایشان پیکار کنند، ولی بهر حال باید مرتّب آنها را به حقّ دعوت نمود و با سعی و تلاش بسیار، حقیقت دین را به ایشان عرضه کرد تا آرام آرام نقص عقیده خویش و کمال اسلام را دریابند و به آئین اسلام در آیند و آیه شریفه إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّی یَسْمَعَ کَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ مؤید این گفتار است».
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۱۵
(۱) ۲۸۲- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که فرمود:
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله تا زمانی که از دنیا رفت سه روز پی در پی از نان گندم خالص سیر نخورد.
(۲) ۲۸۳- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: سلمان از ما اهل بیت است.
(۳) ۲۸۴- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: ابو ذر صدیق این امت است.
شرح: «صدیق یعنی نیکوکار، درست کردار، با وفا، مخلص، راستگو، و پایدار».
(۴) ۲۸۵- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس ماری را بکشد بتحقیق کافری را کشته است.
شرح: «کافر در این خبر بمعنی عدو است زیرا تشبیه بمار شده است و مار را همه دشمن دانند».
(۵) ۲۸۶- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله بعلیّ علیه السّلام فرمود: ای علیّ اگر بیقصد نظرت بر زنی نامحرم افتاد، آن را با قصد
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۱۶
تکرار مکن زیرا برای تو همان نگاه اوّل مانعی نداشت.
(۱) ۲۸۷- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله هنگامی که مرا بسوی فرمانداری یمن فرستاد فرمود: هر گاه داوریی بنزد تو آوردند و از کسی شکایت کردند، پیش از آنکه از طرف مقابل او قضیه را بشنوی حکم مکن، امام علیه السّلام فرمود: پس از آن دیگر در هیچ مورد داوری شکّی برایم پیدا نشد.
(۲) ۲۸۸- جعابیّ بهمین اسناد از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت کرده که فرمود:
خداوند متعال لعنت کرده است کسانی را که با مؤمنین در باره دین خدا مخاصمه میکنند، و اینان بلسان رسول خدا نیز ملعونند.
شرح: «جدال بمعنی مخاصمه در مسائل اعتقادی یا عملی در آئین مقدّس اسلام ممنوع است و باید در دعوت بحقّ مطابق آیه شریفه ادْعُ إِلی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ باشد، یعنی مردم را براه راست و طریق پروردگارت با برهان و پند نیکو بخوان و اگر نیاز بمجادله شد بطریق هر چه نیکوتر آن را انجام ده، یعنی: از مسلّمیّات عقلی مخالف استفاده برای اثبات مطلوب خویش بنما.
مرحوم مؤلّف شیخ بزرگوار صدوق علیه الرّحمه در آخر کتاب توحیدش بابی بعنوان «باب نهی از کلام و جدال و مراء در باره خدا» باز کرده و در آن بیش از سی حدیث ذکر کرده است».
(۳) ۲۸۹- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیّ علیه السّلام روایت کرده که فرمود:
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۱۷
وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ در باره من نازل گشت و نیز فرمود: أُولئِکَ هُمُ الْوارِثُونَ الَّذِینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِیها خالِدُونَ هم در باره من نازل شد».
(۱) ۲۹۰- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علی علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس آیه الکرسی را یک صد بار بخواند همانند کسی باشد که تمام عمر خدا را عبادت کرده است.
(۲) ۲۹۱- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: بهترین فرد شما کسی است که سخنش را پاکیزه کند، و سفره اطعامش را گسترده بدارد، و شب را که همه در خوابند بعبادت خدا پردازد.
(۳) ۲۹۲- جعابیّ بهمین اسناد روایت کرده که علیّ علیه السّلام سخن از کوفه بمیان آورد و فرمود: کسانی بلا را از آن دور کنند همچنان که از سراپردههای رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله دفاع میکردند و دشمن را دور مینمودند.
(۴) ۲۹۳- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که فرمود: هر کس شفاعت رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله را منکر باشد و تکذیب کند مشمول آن نخواهد بود (یعنی منکر شفاعت پیغمبر شفاعت نمیشود).
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۱۸
(۱) ۲۹۴- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: روزگار سپری نشود تا آنکه رجلی از اولاد حسین قیام کند و چتر عدالت را در سراسر جهان بر سر همه جهانیان بگستراند بهمان طوری که پرچم ظلم و ستمکاری همه جا را تیره و تار ساخته بود.
(۲) ۲۹۵- جعابیّ بهمین اسناد روایت کرده که علیّ علیه السّلام ایستاده آب آشامید، و بعد فرمود: این چنین دیدم که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله عمل مینمود.
(۳) ۲۹۶- جعابیّ بهمین اسناد از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت کرده که فرمود:
علم و دانش گمشده مؤمن است.
(۴) ۲۹۷- جعابیّ بهمین اسناد از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس با مسلمانان در مشورت، بفریب و نیرنگ رفتار کند من از او بیزاری میجویم.
(۵) ۲۹۸- جعابیّ بهمین اسناد از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت کرده که فرمود:
هیچ کس با ما اهل بیت پیغمبر قابل قیاس نیست، زیرا در بیت ما قرآن نازل گشته است، و کیان رسالت و نبوت در خاندان ما (آل ابراهیم) است.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۱۹
(۱) ۲۹۹- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: من شهر علمم و علیّ دروازه آن شهر است [پس هر کس طالب علم است از همان در باید وارد شود].
(۲) ۳۰۰- و بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: خداوند عز و جل بر زمین سری کشید و مرا در میان بندگان اختیار نمود، سپس بار دوم نظری افکند و تو را بعد از من برگزید، آنگاه تو را سرپرست امّت من پس از من قرار داد، و هیچ کس بعد از ما همانند ما نخواهد بود.
(۳) ۳۰۱- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که «جوار منشآت» در آیه کریمه ۲۴ سوره الرّحمن وَ لَهُ الْجَوارِ الْمُنْشَآتُ فِی الْبَحْرِ کَالْأَعْلامِ منظور کشتیهاست.
(۴) ۳۰۲- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: عمّار یاسر بر دین حقّ است، روزگاری که در میان دو گروه کشته
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۲۰
میشود که یک گروه بر دین و آئین من میباشند و گروهی دیگر کسانی هستند که از دین حقّ بیرون رفته و مرتدّ گشتهاند.
(۱) ۳۰۳- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: تمام درهائی که از منازل بمسجد باز است ببندید جز باب علیّ را.
(۲) ۳۰۴- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: یا علیّ! چون من درگذرم کینههای درونی با تو از سینههای گروهی آشکار میگردد و همگی پشت به پشت یک دیگر داده و تو را از رسیدن به حقّ مسلّمت مانع میشوند.
(۳) ۳۰۵- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: دست علیّ دست من است. یعنی بیعت با علیّ بیعت با من است.
(۴) ۳۰۶- جعابیّ بهمین اسناد از حسین بن علیّ علیهما السّلام روایت کرده که فرمود:
ما منافقین را در زمان حیات پیغمبر صلی اللَّه علیه و آله نمیشناختیم مگر با علامت بغض و دشمنی با علیّ و اولادش علیهم السّلام.
(۵) ۳۰۷- جعابیّ بهمین اسناد از حسین بن علیّ علیهما السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله بعلی علیه السّلام فرمود: بهشت آرزوی دیدار تو، و عمّار و سلمان
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۲۱
و ابو ذرّ و مقداد را دارد.
(۱) ۳۰۸- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله بمن فرمود: امّت من بزودی با تو حیله و خیانت میکنند و این خیانت را خوب و بد مردم پیروی مینمایند. عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ج۲ ۱۲۱ باب(۳۱) آنچه از حضرت رضا علیه السلام از اخبار مجموعه آمده است ….. ص : ۳
۲) ۳۰۹- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس علیّ را دشنام دهد بیتردید مرا دشنام داده، و هر کس مرا دشنام دهد بتحقیق خداوند را دشنام داده است. سبحانه و تعالی.
(۳) ۳۱۰- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: ای علیّ! تو در بهشت باشی و شرق و غرب آن در اختیار تو است.
(۴) ۳۱۱- جعابیّ بهمین اسناد از حسین بن علیّ علیهما السّلام روایت کرده که روزی پدرم امیر المؤمنین برای ما خطبهای خواند و در آن فرمود: از آیات قرآن از من بپرسید تا بشما بگویم در باره چه کسی و در کجا نازل شده است.
(۵) ۳۱۲- جعابیّ بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله بمن فرمود: بحقیقت من دوست دارم برای تو آنچه را که برای خود دوست دارم و ناخوش دارم برای تو آنچه را که برای خویش ناخوش دارم.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۲۲
(۱) ۳۱۳- جعابیّ بهمین اسناد از حسین بن علیّ علیهما السّلام روایت کرده که فرمود:
بریده برای من نقل کرد که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله ما را فرمان داد که بپدرت بعنوان امیر المؤمنین سلام کنیم.
شرح: «مراد بریده بن الحصیب اسلمیّ است که از طرفداران سابق امیر مؤمنان علیّ علیه السّلام بوده».
(۲) ۳۱۴- جعابیّ بهمین اسناد از حسین بن علیّ علیهما السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله بعلیّ فرمود: شیعیانت را بشارت ده که من شفیع آنانم در روز رستاخیز، روزی که هیچ چیز (مال و فرزند) در آن سودی نخواهد داشت مگر شفاعت من.
(۳) ۳۱۵- جعابیّ بهمین اسناد از علیّ بن ابی طالب علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: مرکز بهشت از آن من و اهل بیت منست.
(۴) ۳۱۶- جعابیّ از ابو جعفر محمّد بن عبد اللَّه علویّ از پدرش عبد اللَّه (که فرزند علیّ بن حسین بن زید بن علیّ بن حسین علیهما السّلام است) از حضرت رضا از پدرش از آباء بزرگوارش از امیر مؤمنان علیهم السّلام از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله از جبرئیل
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۲۳
روایت کرده که گفت: خداوند متعال گفته است: هر کس با دوستان من دشمنی کند بیشکّ با من به ستیز برخاسته است، و هر کس با اهل بیت پیغمبرم بجنگ برخیزد پس عذاب و کیفرم او را فرا گیرد، و هر کس غیر ایشان را سرپرست گزیند پس بیچون و چرا خشم من بر او فرو ریزد، و هر کس غیر ایشان را بجای ایشان عزیز بدارد پس بیتردید مرا آزار کرده است، و هر کس مرا بیازارد کیفرش آتش دوزخ باشد.
(۱) ۳۱۷- جعابیّ از جعفر بن محمّد حسینی از عیسی بن مهران از ابو الصّلت هروی روایت کرده که گفت: علیّ بن موسی از پدرش از نیای بزرگوارش از حسین از علیّ علیهم السّلام نقل نمود که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس نتواند ایستاده نماز گزارد، نشسته نماز بخواند، و هر کس نشسته هم نتواند نماز بجای آرد، به پشت خوابیده در حالی که دو پایش رو بقبله باشد نماز گزارد و رکوع و سجدهاش را به ایماء و اشاره انجام دهد.
تذکّر: «اینجا نقل مؤلّف از کتاب محمّد بن عمر جعابیّ بغدادیّ بپایان رسید و اکنون از کتاب ابو بکر محمّد بن احمد بغدادیّ ورّاق معروف به ابن زریق، احادیث حضرت رضا علیه السّلام را میآورد، و ابن زریق در تاریخ بغداد عنوان شده ولی چون در بغداد نمانده و بخراسان رفته و در ایران وفات کرده
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۲۴
تاریخ وفاتش را ذکر نکرده است».
(۱) ۳۱۸- ابو بکر محمّد بن احمد معروف به ابن زریق بغدادیّ از علیّ بن- محمّد بن عنبسه غلام هارون الرّشید از دارم بن قبیصه نهشلی که در سامرّا برای من روایت کرده از علیّ بن موسی الرّضا از پدرش از آباء بزرگوارش از امیر مؤمنان علیهم السّلام که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: احسان را بر اهلش و غیر اهلش انجام ده، پس اگر گیرنده اهل باشد که بجا بوده و سخنی نیست، و اگر نابجا بود و گیرنده اهلیّت نداشت تو خود که اهلیّت احسان را داری.
(۲) ۳۱۹- ابن زریق بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس قدرتمندی را خشنود کند به چیزی که خدا را خشمگین میسازد از دین خدا بیرون شده است.
شرح: «باید دانست که مراد از خشمگین نمودن خدا، یا راضی ساختن او، اینست که بمحیط غضب حقّ رود یا بمحیط رضای او، زیرا خداوند محلّ حوادث نیست که کسی بتواند در او تأثیر کرده او را خشنود کند یا بغضب آورد».
(۳) ۳۲۰- ابن زریق بهمین اسناد از حضرت رضا از پدرش از جدّ والایش علیهم السّلام از جابر انصاریّ روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله در خیمهای که از پوست
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۲۵
تهیّه شده بود تشریف داشتند، من بلال را دیدم که از نزد آن حضرت بیرون آمد و باقیمانده آب وضوی رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله را در دست داشت، (با دیدن این منظره) اصحاب گرد او را گرفتند و هر کس از آن آب چیزی با دست بر میگرفت و بر چهره خویش میکشید، و هر کس که نصیبی نداشت از نم دیگری استفاده میکرد و بصورت خود میمالید، و همین کار را با باقیمانده وضوی امیر مؤمنان علیه السّلام میکردند.
(۱) ۳۲۱- ابن زریق بهمین اسناد روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود:
دست و روی فرزندانتان را از چربی و بوی طعام بشوئید و پاکیزه کنید زیرا شیطان بوی چربی را میشنود و در خواب، کودک را بوحشت میاندازد و فرشتگان موکّل او آزار میبینند.
(۲) ۳۲۲- ابن زریق بهمین اسناد روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هیچ بندهای چهل روز را با اخلاص بسر نیاورد جز آنکه چشمههای حکمت از قلب او بر زبانش جاری میشود.
(۳) ۳۲۳- ابن زریق بهمین اسناد روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: قرآن را با صوت نیکو قراءت کنید، زیرا خوش صوتی حسن قرآن را برای شنونده
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۲۶
میافزاید، و این آیه: یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ ما یَشاءُ را تلاوت فرمود.
(۱) ۳۲۴- ابن زریق بسند مذکور در متن از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: از حقوق میهمان آنست که تا آنجا که او را از حریمت خارج میکنی مشایعتش نمائی.
(۲) [۳۲۵- ابن زریق بسند مذکور در متن از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: نیکوکاران ابرار نامیده شدند، زیرا که به پدران و فرزندان و برادران خود نیکی کردند].
(۳) ۳۲۶- ابن زریق بسند مذکور از علیّ علیه السّلام روایت کرده فرمود: از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله شنیدم میفرمود: انگشتری عقیق بدست کنید، زیرا آن اوّلین کوهیست که
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۲۷
بتوحید و واحدیّت حضرت حقّ و نبوّت من و وصیّ بودن تو یا علیّ اقرار نمود [و همچنین برای شیعیانت به بهشت].
(۱) ۳۲۷- ابن زریق بهمین اسناد روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: از مرگ که قاطع لذّات است بسیار یاد کنید.
شرح: «زیرا غفلت از مرگ برای بیشتر ما رسوائی ببار میآورد».
(۲) ۳۲۸- ابن زریق بهمین اسناد روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس مؤمنی را برای فقر و تهیدستی او کوچک شمارد، خداوند در روز قیامت سر پل صراط او را رسوا میگرداند.
(۳) ۳۲۹- ابن زریق بسند مذکور در متن از فاطمه دختر حضرت رضا علیهما السّلام روایت کرده که گفت: از پدرم شنیدم که از پدرش از پدرانش از امیر مؤمنان علیهم السّلام نقل میکرد که آن حضرت فرمود: جائز نیست برای هیچ فرد مسلمانی که
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۲۸
مسلمانی را بترساند.
شرح: «در نسخههای موجود در نزد ما در سند همه «فاطمه بنت علیّ بن- موسی» است و این درست نیست زیرا حضرت رضا اصلا دختری نداشته است و تنها دارای یک فرزند بنام «محمّد بن علیّ» است که امام جواد علیه السّلام است و «سمعت ابی علیّا» در متن باید «سمعت اخی علیّا» باشد تا صواب باشد و «بنت علیّ» باید «اخت علیّ» باشد، ولی خود متن حدیث درست است.
(۱) ۳۳۰- و باز بهمین سند از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: هر کس خشم خود را فرو برد، خداوند عذابش را از او بگرداند، و هر کس اخلاق خود را نیکو کند خداوند بدرجه روزهدار شب زندهدار او را رساند.
(۲) ۳۳۱- ابن زریق از علیّ بن محمّد بن عنبسه غلام هارون از نهشلی از علیّ بن موسی الرّضا علیهما السّلام روایت کرده که آن حضرت از پدرانش از امیر مؤمنان علیهم السّلام نقل فرمود که: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله هنگام رؤیت هلال خطاب بماه کرده میفرمود: ای مخلوق مطیع و فرمانبردار، دائم الحرکه و سریع، ای که در صحنه پهناور عالم ما جولانت تقدیر گشته، خدای من و تو اللَّه است- سپس دعا کرده عرضه میداشت- بار الها! این ماه را با امن و امان و سلامت و اسلام و نیکوئی بر ما نوساز، و همچنان که بما عمر بخشودی که آغاز آن را درک کردیم بما دیدار
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۲۹
انجام آن را عطا فرما، و آن را ماه پر برکتی برای ما قرار ده که گناهانمان را از نامه عملمان زدوده و حسنات و کارهای نیک بجای آن ثبت گردانی و در این ماه درجات کمال ما را بالا بری ای آنکه خیراتت بزرگ و عظیم است!.
(۱) ۳۳۲- ابن زریق بهمین اسناد روایت کرده که امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله چون ماه شعبان میشد سه روز از اوّل و سه روز از وسط و سه روز از دهه آخر آن را روزه میگرفت و دو روز بماه رمضان مانده روزه نبود، آنگاه بروزه واجب میپرداخت.
(۲) ۳۳۳- ابن زریق بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: ماه رجب ماه خدا است که در آن صوت اسلحه بگوش نمیخورد،- یعنی از چهار ماه حرام است- و در آن رحمات الهی بر بندگان پیوسته با انبوهی ریزش میکند، و ماه شعبان که در آن انواع خیرات بطور پراکنده شیوع یابد، و در شب اوّل ماه رمضان لشکریان ابلیس زنجیر شوند، و در هر شب هفتاد هزار تن گناهکار آمرزیده گردند، و چون شب قدر در آید، خداوند بعدد آنچه در ماه رجب و شعبان و رمضان تا آن وقت آمرزیده است در آن شب ببخشد،
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۳۰
مگر آن کس را که میان او و برادر دینی و رفیقش عداوتی باشد، که فرشتگان را دستور فرماید آنان را مهلت دهید تا با یک دیگر صلح و سازش کنند.
شرح: «در پارهای از نسخ بجای «شهر اللَّه الأصمّ» «شهر اللَّه الاصب» نسخه بدل ذکر شده و اصمّ یعنی کر و ناشنوا، و اصبّ یعنی پر ریزش».
(۱) ۳۳۴- ابن زریق بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: خداوند سبحان به فرشتگان گماشته بر انسان که از آنان به «الکرام البرره» تعبیر میکنند وحی فرستاد که بر بندگان و کنیزان من پس از نماز عصر زلّتی و لغزشی ننویسید.
شرح: «مراد افراد روزه دارند، و «ضجر و عثرت» بمعنی تندخوئی و کم حوصلگی است، و پر واضح است که شخص روزهدار پس از نماز عصر خسته است و گرسنگی و تشنگی بر او غلبه کرده و اختیارش را ربوده است، پس از روی عمد ناروائی انجام نمیدهد بلکه تا حدّی نرمخوئی خمود را از دست داده و تند شده است و لذا خداوند بر او نمیگیرد و فرمان ثبت نکردن صادر میفرماید».
(۲) ۳۳۵- ابن زریق بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: خداوند عزّ و جلّ را خروسی است که تاجش در زیر عرش و پایش در مرکز طبقه هفتمین زمین است، و چون ثلث آخر شب شود آن خروس بصدا
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۳۱
در آید و خدا را تسبیح کند به آواز و صوتی که همه خلائق جز جنّ و انس بشنوند، و خروسان این جهان بنوای او بصدا در آیند.
شرح: «معلوم نیست ظاهر این خبر مراد باشد، زیرا این خروس عرشی باید همه اوقات آواز دهد، چون هر آنی ثلث آخر شب است برای قطعهای، لذا باید گفت: مراد ارتباط جهان ظاهر است با عالم ما وراء و ملکوت».
(۱) ۳۳۶- ابن زریق بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که فرمود:
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله شکوفه خرما را با پیه درخت خرما با خود خرما را با هم تناول میکرد، و میفرمود: شیطان را خشم بالا میگیرد و غضبش بر بنی آدم افزون میشود و میگوید: تازه و کهنه را با هم میخورد.
(۲) ۳۳۷- ابن زریق بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که فرمود:
من در کنار کعبه نشسته بودم که شخصی پشت خمیده که از شدّت پیری ابروانش بر روی چشمانش ریخته و در دست عصائی داشت و کلاهی سرخ بر سر نهاده و لباسی پشمینه در برداشت، و برسول خدا صلی اللَّه علیه و آله نزدیک شد- در حالی که حضرت پشت بدیوار کعبه داده بود- و گفت: یا رسول اللَّه! برای آمرزش من دعا کن، رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: ای پیرمرد کوشش تو بیثمر است، و عمل تو نادرست و گمراه، پس چون پیرمرد روی بگرداند، رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله پرسید یا علیّ آیا او را شناختی؟ عرضکردم نه بخدا سوگند، فرمود این شخص شیطان
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۳۲
لعین بود، علیّ علیه السّلام گوید: من او را بسرعت پی کردم و دویدم تا خود را باو رساندم، او را گرفته بر زمین کوفتم و بر بالای سینهاش نشستم و دست زیر گلوی او برده تا او را خفه کنم، پیرمرد گفت: یا علیّ این کار را مکن زیرا من از مهلتدادهشدگانم تا روز معیّنی، و بخدا سوگند یا علیّ من تو را دوست دارم، و هیچ کس ترا دشمن ندارد جز اینکه من در انعقاد نطفه او دخالت داشتهام، و او از این جهت ولد حلال نیست، پس من خندیدم و او را رها کردم.
(۱) ۳۳۸- ابن زریق بهمین سند از امام هشتم و فرزندش محمّد بن علیّ علیهما السّلام روایت کرده که فرمودند: از مأمون الرّشید شنیدیم که از پدرش هارون، و او از پدرش مهدی، و او از منصور و او از پدرش از جدّش نقل میکرد که ابن عبّاس بمعاویه گفت: آیا میدانی که چرا فاطمه را فاطمه نامیدند؟ معاویه گفت:
نمیدانم، ابن عبّاس گفت: برای اینکه او و شیعیانش از آتش دوزخ باز گرفته شدهاند، من این را از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله شنیدهام که میفرمود.
(۲) ۳۳۹- ابن زریق با سندی که در متن مذکور است از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۳۳
کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: یا علیّ من از خداوند هیچ چیز نخواستم مگر اینکه برای تو نیز آن را خواستم الّا مقام نبوّت، زیرا که خداوند فرموده: نبیّی پس از تو نخواهد بود و تو خاتم پیغمبرانی و علیّ خاتم اوصیاء است.
(۱) ۳۴۰- ابن زریق بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که فرمود:
روزی بر رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله وارد شدم و در دست آن حضرت یک «به» بود، و شروع کرد بخوردن و بمن هم میخورانید، و میفرمود: بخور ای علیّ! این هدیّه و تحفه خداوند جبّار است بسوی من و تو، فرمود: من در آن (به) همه لذّتها را یافتم، بعد گفت: یا علیّ! هر کس سه روز ناشتا «به» بخورد ذهنش صفا یابد، و دلش از بردباری و دانش لبریز گردد، و از شرّ ابلیس و حیله او و لشکریانش مصون بماند.
(۲) ۳۴۱- ابن زریق بهمین اسناد از علیّ بن ابی طالب علیه السّلام روایت کرده که
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۳۴
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: یا علیّ! هر گاه چیزی (برای خیرات) پختی آبگوشت زیاد بپز، چرا که آن یکی از دو غذای گوشتی است، و بیشتر میتوان برای همسایگان برداشت، چون اگر گوشت بآنان نرسید، آب گوشت بایشان خواهد رسید.
(۱) ۳۴۲- ابن زریق بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله مرا فرمود: یا علیّ! مردم از درختهای مختلفی آفریده شدهاند، ولی من و تو از یک درخت، که من ریشه و اصل آنم و تو تنه آن، و فرزندانت حسن و حسین شاخهها، و شیعیانت برگهای آن درختند، پس هر کس به ترکهای از شاخههای آن چنگ زد، خداوند او را به بهشت داخل خواهد کرد.
(۲) ۳۴۳- ابن زریق بسندی که در متن مذکور است از امام باقر علیه السّلام از جابر بن عبد اللَّه انصاری روایت کرده است که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: من گنجینه علمم و علیّ کلید آن، و هر کس بخواهد از گنجینه استفاده کند باید بسراغ کلید آن برود.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۳۵
(۱) ۳۴۴- ابن زریق بسندی که در متن ذکر شده از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: بهترین چیز پیشکشی و هدیّه است، و آن کلید کارگشائی میباشد.
(۲) ۳۴۵- ابن زریق بهمین سند از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: پیشکشی و هدیه موجب از بین بردن کینهها از دلها است.
(۳) ۳۴۶- ابن زریق به سند متن از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: خیر را در نزد گشادهرویان بجوئید، زیرا انتظار خوش عملی از آنان سزاوارتر است از ترش رویان و مردمان اخمو.
(۴) ۳۴۷- ابن زریق به سند خبر پیش روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمودند: من خاتم پیمبران و علیّ خاتم اوصیاء است.
(۵) ۳۴۸- ابن زریق بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۳۶
صلی اللَّه علیه و آله فرمودند: روز جمعه را تنها از ایام هفته برای روزه گرفتن مخصوص نکنید.
(۱) ۳۴۹- ابن زریق بهمین اسناد روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمودند:
کسی که از گناهی که از او سر زده است توبه کند چنانست که گناه نکرده است.
(۲) ۳۵۰- ابن زریق بهمین اسناد روایت کرده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: در موقع خواب در شب چراغ را خاموش کنید مبادا حیوانات موذی شعله آتش را بدیگر سوی کشند و همه جا را آتش بزنند.
(۳) ۳۵۱- ابن زریق بهمین اسناد از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت کرد که: ترنجبین از «منّ» بنی اسرائیل است که بر آنها فرود آمد- یعنی «من و سلوی»- و فرمود: آن شفای چشم است، و خرمای برنی که عجوهاش گویند از بهشت است و معالج سمّ.
(۴) ۳۵۲- ابن زریق بهمین اسناد از امیر مؤمنان علیه السّلام روایت کرده که فرمود:
من شخص خنثی را از مخرج بول تمیز داده و ارث او را معلوم میدارم.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۲،ص:۱۳۷
برگرفته از کتاب عیون اخبار الرضا نوشته: شیخ صدوق ترجمه: حمیدرضا مستفید، علیاکبر غفاری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *