احادیث و سخنان

عیون اخبار الرضا – باب ۶ نصوص و تصریحات در باره امامت حضرت رضا

(۱) ۱- ابو نضره نقل کرده است که: «زمانی که وفات امام باقر علیه السّلام فرا رسید،
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۷۶
حضرت در حال احتضار بودند فرزند خود، حضرت صادق علیه السّلام را فراخواندند تا به ایشان وصیّت کنند، زید بن علیّ، برادر امام باقر علیه السّلام گفت: اگر در مورد من به روش حسن و حسین علیهما السّلام رفتار میکردی، به گمانم، کار بدی نبود. (یعنی بعد از خود مرا امام میکردی همان طور که بعد از امام حسن علیه السّلام برادر آن حضرت امام حسین علیه السّلام به امامت رسیدند). حضرت (با کنیه که نشانه احترام است، به او) فرمودند: ای ابو الحسن، امانات الهی از روی قیاس کردن و تشبیه نمودن افراد به یک دیگر صورت نمیگیرد، و اوامر او بستگی به شباهتها ندارد، اینها مسائلی است که قبل از میلاد حجج الهی ائمّه علیهم السّلام مشخّص شده است، سپس جابر بن عبد اللَّه را فراخوانده، به او فرمودند: در باره صحیفهای که خود، دیدی برای ما صحبت کن، جابر عرض کرد: بروی چشم، روزی برای عرض تبریک تولّد امام حسین علیه السّلام خدمت حضرت زهرا علیها السّلام رفتم، در دست ایشان صحیفهای سفید و درخشان از مروارید بود، عرض کردم: ای سرور همه زنان! این صحیفهای که نزد شما میبینم چیست؟ فرمودند: اسامی ائمّه- که از فرزندان من خواهند بود- در آن است، عرض کردم: آن را به من بدهید تا در آن بنگرم.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۷۷
(۱) فرمودند: ای جابر! اگر این کار نهی نشده بود حتما آن را به دستت میدادم. امّا نهی شده است که کسی، به آن دست بزند مگر اینکه پیامبر یا وصیّ پیامبر یا اهل بیت پیامبر باشد ولی تو اجازه داری از روی آن، درون آن را ببینی، جابر گوید: در آن صحیفه چنین آمده بود: أبو القاسم محمّد بن عبد اللَّه المصطفی مادرش آمنه، ابو الحسن علیّ بن ابی طالب المرتضی مادرش فاطمه دختر اسد بن هاشم بن- عبد مناف، ابو محمّد حسن بن علیّ البرّ (نیکوکار)، ابو عبد اللَّه حسین بن علی التّقی مادرشان فاطمه دختر محمّد، ابو محمّد علیّ بن حسین العدل مادرش شهربانویه دختر یزدگرد، ابو جعفر محمّد بن علیّ الباقر مادرش ام عبد اللَّه دختر حسن بن علیّ بن ابی طالب، ابو عبد اللَّه جعفر بن محمّد الصّادق مادرش ام فروه دختر قاسم بن محمّد ابی بکر، ابو ابراهیم موسی بن جعفر بن محمّد مادرش کنیزی به نام حمیده المصفّاه، ابو الحسن علیّ بن موسی الرضا مادرش کنیزی به نام نجمه، ابو جعفر محمّد بن علیّ الزکیّ مادرش کنیزی به نام خیزران، ابو الحسن علیّ بن محمّد الأمین
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۷۸
مادرش کنیزی به نام سوسن، (۱) ابو محمّد حسن بن علیّ الرّفیق، مادرش کنیزی به نام سمانه و کنیه آن بانو امّ الحسن، أبو القاسم محمّد بن الحسن او حجّت اللَّه القائم است، مادرش کنیزی است به نام نرجس. درود خدا بر همگی آنان باد.
مصنّف (شیخ صدوق) گوید: این حدیث این گونه با بردن نام از حضرت قائم علیه السّلام روایت شده است ولی عقیده من این است که ذکر کردن نام آن حضرت جائز نیست.
توضیح: «در این حدیث چند نکته قابل تأمّل و لازم به تذکّر است:
۱- برخی از روات این حدیث مجهول و ناشناختهاند، مانند: ابو نضره، صدقه بن ابی موسی، عبّاس بن ابی عمرو، محمّد بن سعید بن محمّد، و محمّد بن عبد الرّحیم.
۲- این حدیث که به حدیث لوح معروف است، همان طور که در حدیث بعدی ملاحظه میشود، به گونه دیگر نیز روایت شده است، در این حدیث، حضرت زهراء علیها السّلام فرمودهاند: «نهی شده است از اینکه کسی به آن دست بزند مگر اینکه پیغمبر باشد یا وصیّ پیغمبر یا اهل بیت پیغمبر»، ولی در حدیث بعدی چنین آمده است: «پس مادرت فاطمه آن را به من داد و من آن را خواندم و نسخهبرداری کردم». این دو مطلب کاملا با یک دیگر مغایرند و نیاز به توجیه دارد.
۳- مورّخان و شرح حال نویسان، نوشتهاند که جابر در سال ۷۸ هجریّ در مدینه وفات کرد و برخی نیز سال ۷۳، برخی ۷۴ و برخی ۷۷ ذکر نمودهاند و بالجمله همگی اتّفاق دارند بر اینکه جابر قبل از سال ۸۰ هجریّ وفات نموده، و حال آنکه وفات امام باقر علیه السّلام در سال ۱۱۴ و به قولی ۱۱۶ هجریّ بوده است،
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۷۹
پس چگونه جابر در وقت احتضار و فوت امام باقر علیه السّلام به حضور ایشان مشرّف شده است؟ بلکه جابر حتّی ۱۶ سال و به قولی حدود ۲۰ سال قبل از شهادت امام سجّاد علیه السّلام وفات نموده است، زیرا شهادت حضرت سجّاد علیه السّلام سال ۹۴ و یا ۹۵ هجری بوده است.
۴- ظاهر خبر این است که جابر، امام صادق علیه السّلام را نیز درک کرده است، حال آنکه خود او خبری را روایت میکند که حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله و سلّم به او فرمودند:
«انّک ستبقی حتّی تلقی ولدی محمّد بن علیّ بن الحسین بن علیّ بن أبی طالب المعروف فی التّوراه بباقر فإذا لقیته فأقرئه منّی السّلام»
یعنی: (تو زنده خواهی ماند تا فرزندم محمّد بن علیّ بن الحسین بن علیّ بن ابی طالب را- که در تورات به باقر معروف است- ملاقات کنی، وقتی او را دیدی سلام مرا به او برسان)، و ظاهر این خبر این است که جابر هیچ یک از ائمّه بعد از امام باقر علیه السّلام را زیارت نکرده است، خصوصا که در خبر دیگر آمده است: بعد از دیدن او، مدّت کمی بیش، زنده نخواهی ماند «۱».
۵- تصریح به نام و کنیه مبارک امام زمان علیه السّلام که همان طور که ملاحظه شد، صدوق (ره) میگوید: از نظر من جائز نیست نام مبارک آن حضرت صراحه ذکر شود، و شاید صدوق با این بیان خواسته است عدم اعتماد خود را به این حدیث بیان کند». (مترجم با راهنمائی استاد غفّاری).
(۱) ۲- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السّلام فرمودند: پدرم علیه السّلام «۲» به جابر بن عبد اللَّه
______________________________
(۱)- مراجعه شود به مجلد ۴۶ بحار الانوار ص ۲۲۳- ۲۲۸٫
(۲)- کذا، و معلوم أنّه علیه السّلام ذکر ذلک روایه عن أبیه علیه السّلام، لا ما شاهده هو بنفسه.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۸۰
انصاری فرمودند: با تو کاری دارم، چه وقت برایت راحت است که تنها بنزد من بیایی تا مطلبی از تو سؤال کنم؟ جابر عرض کرد: هر وقت شما مایل باشید.
سپس پدرم، جابر را تنها به حضور پذیرفتند و به او فرمودند: در باره لوحی که در دست مادرم فاطمه دختر رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله دیدی و مطالبی که مادرم در باره نوشتههای آن لوح برایت گفتند، برایم بگو، گفت: به خدا قسم، در زمان حیات رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله برای تهنیت و تبریک تولّد حسین علیه السّلام به خدمت مادرتان فاطمه رسیدم، در دست ایشان لوحی سبز رنگ دیدم، که گمان کردم زمرّد است و در آن لوح نوشتهای سفید همانند نور خورشید دیدم. عرض کردم: پدر و مادرم فدای شما ای دختر رسول خدا این لوح چیست؟ (۱) حضرت فرمود: این لوح را
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۸۱
خداوند- عزّ و جلّ- به رسول خود صلی اللَّه علیه و آله هدیه فرموده است و اسامی پدر و شوهر و دو پسرم و نیز اسامی اوصیاء- که همگی فرزندانم هستند- در آن است.
پدرم صلی اللَّه علیه و آله برای اینکه مرا خوشحال کند، آن را به من دادند. جابر ادامه داد:
سپس مادرتان حضرت فاطمه آن را به من دادند، من آن را خواندم و از روی آن نسخهای برداشتم. امام صادق علیه السّلام در ادامه چنین فرمودند: پدرم گفتند: ممکن است آن را به من نشان دهی؟ جابر عرض کرد: بله، سپس پدرم به همراه او به منزلش رفتند، برای پدرم صحیفهای از پوست را در آورد، و گفت: خدا را شاهد میگیرم که من به همین ترتیب آن را در لوح، مکتوب دیدم: بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم، این نوشتهای است از خداوند مقتدر حکیم برای محمّد، نور و سفیر و حجاب او و راهنمای به سوی او. که روح الامین آن را از نزد حضرت ربّ العالمین نازل کرده است، ای محمّد اسامی مرا بزرگ بدار و نعمتهایم را شکر کن و منکر مباش. منم اللَّه، جز من معبودی نیست درهم شکننده جبّاران، خوارکننده
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۸۲
ظالمان، صاحب دین، منم اللَّه، جز من معبودی نیست، (۱) هر کس به غیر از فضل و کرم من امید بندد، یا از چیزی غیر از عذاب من بترسد، آنچنان او را عذاب کنم که احدی را عذاب نکرده باشم، پس فقط مرا بپرست، و فقط بر من توکّل کن.
من پیامبری را مبعوث نکردهام که ایّامش به سر آمده باشد مگر اینکه برای او وصیّی قرار دادم، من تو را بر سایر انبیاء و وصیّ تو را بر سایر اوصیاء برتری دادم، و تو را با دو شیر بچّه و دو نوهات حسن و حسین گرامی داشتم، حسن را بعد از انقضاء زمان پدرش معدن علم خود قرار دادم و حسین را خزانهدار وحی خود نمودم و او را با شهادت گرامی داشتم و کار او را ختم به خیر و سعادت کردم، او از همه شهیدان افضل و برتر است و درجه او در نزد من از همه شهداء بالاتر است. و کلمه تامّه خود را همراه او قرار دادم و حجّت بالغه را در نزد او گذاردم، به توسّط عترت و نسل او ثواب و عقاب میدهم، اوّل آنها علیّ، سیّد العابدین و زینت اولیاء گذشتهام است، پسرش محمّد، که شبیه جدّ ستودهاش است، شکافنده علم من و معدن حکمت من میباشد، شکّاکان در مورد جعفر هلاک
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۸۳
خواهند شد، کسی که او را نپذیرد، مرا نپذیرفته است، (۱) به حقّ میگویم: جعفر را بسیار گرامی و محترم میدارم، او را در مورد پیروان و یاوران و دوستانش خوشحال خواهم کرد، بعد از او موسی را برگزیدم و بعد از او فتنهای تاریک برپا میشود با اینکه ریسمان امامت پاره نمیشود و حجّت من مخفی نمیماند و اولیاء من به شقاوت نمیافتند، بدانید، هر کسی یکی از آنها را إنکار کند، نعمت مرا انکار کرده است و هر کس آیهای از کتاب مرا تغییر دهد بر من دروغ بسته است، وای بر افتراء زنندگان و منکران، در موقع پایان یافتن مدّت بنده، حبیب و برگزیدهام موسی، کسی که هشتمین را تکذیب کند همه اولیاءم را تکذیب کرده است، و علیّ، ولیّ و ناصر من است، او کسی است که بار نبوّت را بر دوش او میگذارم و قدرت و توانمندی به او میدهم، خبیثی متکبّر او را به قتل میرساند و در شهری که بنده صالح آن را بنا نهاده است در کنار بدترین خلق من، دفن خواهد شد، به حقّ میگویم: او را به جانشین و فرزندش محمّد، خوشحال خواهم کرد، او وارث علم من و معدن حکمت و محلّ اسرار من است، و حجّت من
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۸۴
بر مردم میباشد، (۱) بهشت را جایگاه او قرار دادم و شفاعت او را در هفتاد نفر از خانوادهاش که همگی مستحقّ عذاب دوزخ شدهاند قبول نمودم، و امر فرزندش علیّ را که ولیّ و ناصر من و گواه در میان خلق میباشد و امین وحی من است، ختم به خیر و سعادت میکنم، از او فرزندی به وجود خواهم آورد به نام حسن که مردم را به راه من دعوت میکند و خزانهدار گنجینه علم من است، و سپس آن را با فرزندش که مایه رحمت برای همه عالم است کامل میگردانم، کمال موسی، نورانیّت عیسی و صبر ایّوب همه در او جمع است، در زمان او، اولیاء من مورد خفّت و ذلّت واقع میشوند، سرهای آنها را همچون سرهای ترک و دیلم (که دشمنان اسلام بودهاند) به یک دیگر هدیّه میدهند و سوزانیده میشوند، مرعوب و وحشت زدهاند، زمین از خون آنان رنگین میشود، و فغان و فریاد و آه و ناله در بین زنانشان فراگیر میگردد، آنها به حقّ، اولیاء من هستند. توسّط آنها هر فتنه ظلمانی را دفع میکنم، به وسیله ایشان زلزلهها را برطرف میکنم و ثقل و سنگینی و سختی را مرتفع میسازم، بر آنان باد درود و رحمت پروردگارشان و آنها هستند که هدایت یافتهاند».
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۸۵
(۱) عبد الرّحمن بن سالم گوید: «ابو بصیر گفت: اگر در تمام عمرت غیر از این حدیث را نشنیده بودی همین برایت کافی بود، پس آن را از غیر اهلش، مصون و محفوظ بدار».
توضیح: «مراد از «بنده صالح» ذو القرنین است زیرا، در کتاب «کمال الدّین و تمام النّعمه» ص ۳۱۰ بعد از عبارت «بناها العبد الصّالح» عبارت «ذو القرنین» آمده است، و مراد از «بدترین خلق» هارون الرّشید میباشد، در ضمن مخفی نماند که در صدر حدیث چنین آمده است «امام صادق علیه السّلام فرمودند که پدرم علیه السّلام به جابر گفت …. و از این بیان چنین استفاده میشود که امام صادق علیه السّلام در حین این گفتگو حاضر بودهاند و با توجّه به توضیح ذیل حدیث قبل، در باره اینکه ظاهرا جابر به خدمت ائمّه بعد از امام باقر علیهم السّلام مشرّف نشده است، باید چنین احتمال داد که امام صادق علیه السّلام این مطلب را از پدر بزرگوار خود امام باقر علیه السّلام روایت فرمودهاند نه اینکه خود در زمان وقوع آن حاضر بودهاند».
(۲) ۳- از اسحاق بن عمّار نقل شده است که امام صادق علیه السّلام به او فرمودند:
«ای اسحاق میخواهی به تو مژده دهم؟ اسحاق گوید: عرض کردم: بله،
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۸۶
قربانت گردم ای پسر رسول خدا، حضرت فرمودند: ما صحیفهای به املاء رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و آله و خطّ امیر المؤمنین علیه السّلام بدست آوردهایم که در آن چنین آمده است: «بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم این، نامهای است از جانب خداوند با عزّت و قدرت و علیم» و سپس بقیّه حدیث را مانند حدیث قبل ذکر نمود جز اینکه آخر حدیث را این گونه نقل کرد: سپس امام صادق علیه السّلام فرمودند: ای اسحاق، این، دین ملائکه و رسل است، آن را از غیر اهلش مصون و مخفی بدار، خداوند تو را حفظ کند! و احوالت را اصلاح نماید! سپس فرمودند: هر کس به این مطالب متدیّن شود از عقاب خداوند- عزّ و جلّ- در امان خواهد بود».
(۱) ۴- عبد العظیم حسنیّ از جدّش علیّ بن حسن بن زید بن حسن علیه السّلام روایت کرده است که عبد اللَّه نوه امام صادق علیه السّلام از قول پدرش محمّد و او از جدّش (امام صادق علیه السّلام) نقل کرده است که امام باقر علیه السّلام فرزندان خود را جمع کرد،
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۸۷
عموی آنها، زید بن علیّ علیه السّلام نیز حضور داشت سپس دست نوشتهای به خطّ امیر المؤمنین علیه السّلام و إملاء حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله و سلّم را به آنها نشان داد که در آن چنین نوشته شده بود: «این نوشتهای است از جانب خداوند عزیز و حکیم» (همان) حدیث لوح تا آنجا که میگوید: و آنان هستند که هدایت یافتهاند. سپس در آخر چنین نقل کرده که عبد العظیم گفت: از محمّد بن جعفر (فرزند امام صادق علیه السّلام) که این مطالب را از پدرش شنید ولی باز هم خروج کرد و قیام نمود جای تعجّب است «۱»، سپس گفت: این راز خدا و دین او و دین ملائکه اوست، آن را از غیر اهلش مصون و مخفی بدار.
(۱) ۵- جابر بن عبد اللَّه انصاریّ گوید: «به خدمت حضرت فاطمه علیها السّلام مشرّف
______________________________
(۱)- جریان خروج محمّد بن جعفر را در ترجمه «مقاتل الطالبیین» صفحه ۴۹۸ به بعد مطالعه فرمائید.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۸۸
شدم، در مقابل حضرت لوحی قرار داشت که نورانیّت آن، نزدیک بود چشم را کور کند، در آن لوح، دوازده اسم دیده میشد، سه اسم در روی لوح، سه اسم، پشت آن و سه اسم در آخر آن و سه اسم در کنار آن، آنها را شمردم، دوازده نام بود. پرسیدم: اینها اسامی چه کسانی است؟ فرمودند: اینها اسماء اوصیاء است، اوّلین آنها پسر عمویم و یازده نفر بقیّه، از اولاد من هستند که آخرین آنها «قائم» است، جابر ادامه داد: در سه موضع از آن لوح نام محمّد، و در چهار موضع از آن نام «علیّ» دیده میشد.»
(۱) ۶- حسن بن محبوب از ابی الجارود از امام باقر علیه السّلام از جابر بن عبد اللَّه انصاریّ نقل کرده است که جابر گفت: خدمت حضرت فاطمه علیها السّلام رسیدم و در مقابل آن حضرت لوحی قرار داشت که اسامی اوصیاء در آن بود، آنها را شمردم، دوازده نام بود، آخرین آنها «قائم»، سه تن از آنان «محمّد» و چهار تن «علیّ» بود، درود بر ایشان.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۸۹
توضیح: «سند حدیث در کافی و خصال نیز به همین ترتیب است، با این حال سند قابل تأمّل است، زیرا حسن بن محبوب در سال ۱۵۱ متولّد شده است، و ابو الجارود از تابعین بوده است و خیلی بعید است که حسن بن محبوب از ابو الجارود روایت نقل کند، احتمالا حسن بن محبوب با یک واسطه از ابو الجارود نقل کرده است و آن واسطه نیز ظاهرا محمّد بن سنان بوده است». (استاد محترم آقای غفّاریّ).
(۱) ۷- و باز از طریق دیگر نقل شده است که حسن بن محبوب از ابی الجارود و او نیز از امام باقر- علیه السّلام- روایت کرده است که: «جابر گفت: خدمت حضرت زهرا علیها السّلام رسیدم. مقابل آن حضرت لوحی به چشم میخورد که اسامی اوصیاء در آن بود در آن لوح، دوازده نام شمردم که آخرین آنها قائم، سه تن از ایشان «محمّد» و چهار تن از آنان «علیّ» بود، درود بر آنها.
(۲) ۸- از سلیم بن قیس هلالی روایت شده است که گفت: از عبد اللَّه پسر جعفر طیّار شنیدم که میگفت: من و امام حسن و امام حسین علیهما السّلام و عبد اللَّه بن عبّاس
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۹۰
و عمر بن ابی سلمه و اسامه بن زید نزد معاویه بودیم. سپس صحبتی را که بین آن دو رد و بدل شده بود ذکر کرد و گفت: که به معاویه چنین گفته است: من (یعنی عبد اللَّه) از حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله شنیدم که حضرت فرمودند:
ولایت من بر مؤمنین از ولایت آنها بر خودشان بیشتر است، سپس فرمودند: بعد از من برادرم علیّ بن ابی طالب نسبت به مؤمنین ولایت دارد و ولایت او بر مؤمنین از ولایت آنها بر خودشان بیشتر است، و وقتی به شهادت رسید فرزندم حسن اولی است بر مؤمنین سپس فرزندم حسین نسبت به مؤمنین اولی است، وقتی شهید شد فرزندش علیّ بن الحسین نسبت به مؤمنین اولی است و عبد اللَّه! تو او را خواهی دید سپس فرزندم محمّد بن علیّ الباقر از مؤمنین نسبت به خودشان أولی است و تو ای حسین او را خواهی دید، و سپس تا دوازده امام کامل نمود که نه نفر آنها از اولاد حسین بودند، عبد اللَّه گوید: آنگاه امام حسن و امام حسین علیهما السّلام و عبد اللَّه بن عبّاس و عمر بن ابی سلمه و اسامه بن زید را گواه گرفتم که همگی نزد معاویه به نفع من گواهی دادند.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۹۱
سلیم بن قیس گوید: من نیز از سلمان و ابو ذر و مقداد و اسامه شنیده بودم که آنها این مطلب را از حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله و سلّم شنیدهاند.
(۱) ۹- از قیس بن عبد روایت شده است که گفت: با عدّهای که عبد اللَّه بن مسعود هم جزء آنان بود نشسته بودیم که مردی بادیهنشین آمده پرسید کدام از شما عبد اللَّه بن مسعود است؟ عبد اللَّه گفت: من عبد اللَّه بن مسعود هستم، مرد عرب سؤال کرد: آیا پیغمبر شما برایتان گفته است که بعد از او چند خلیفه خواهد بود؟ گفت: بله، دوازده خلیفه به تعداد نقباء بنی اسرائیل.
(۲) ۱۰- مسروق (بن أجدع) گوید: نزد عبد اللَّه بن مسعود نشسته بودیم و قرآنهای
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۹۲
خود را بر او عرضه میکردیم که در این موقع جوانی از او پرسید: آیا پیامبر شما به شما وصیّت نموده است که بعد از او چند خلیفه خواهد بود؟ عبد اللَّه گفت: تو نوجوان هستی و تا به حال کسی چنین سؤالی از من نکرده بود، بله. پیامبر ما به ما وصیّت نموده است که بعد از او دوازده خلیفه به تعداد نقباء بنی اسرائیل خواهد بود.
توضیح: «عبد اللَّه بن مسعود از اصحاب حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله بوده است، وی نسبت به قراءت قرآن کریم اهتمام بسیار داشته و به عنوان قارئ و معلّم قرآن کریم مشهور بوده است. عمر او را برای تعلیم قرآن به کوفه فرستاد.»
(۱) ۱۱- عتّاب بن محمّد «۱» از سه طریق حدیث زیر را از شعبی نقل کرده است (که البتّه آنچه را که اینجا آمده است، توسّط مطرّف از شعبی نقل میشود).
______________________________
(۱)- هو عتاب بن محمّد بن أحمد بن عتّاب أبو القاسم الرّازیّ الورامینیّ الحافظ الّذی ذکره الحمویّ فی معجم بلدانه عند عنوان ورامین، و قال: مات- بعد ۳۱۰٫
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۹۳
شعبی از عمویش قیس بن عبد نقل کرده است که قیس گفت: در مسجد نشسته بودیم و عبد اللَّه بن مسعود نیز همراه ما بود، بادیهنشینی آمد و پرسید: عبد اللَّه در بین شماست؟ گفت: بله من عبد اللَّه هستم، چه کار داری؟ مرد عرب گفت: آیا پیامبر شما صلی اللَّه علیه و آله و سلّم به شما خبر داده است که چند نفر خلیفه در بین شما خواهد بود؟
گفت: در باره مطلبی سؤال کردی که از موقعی که به عراق آمدهام کسی از من چنین سؤالی نکرده بود، بله، دوازده نفر، به تعداد نقباء بنی اسرائیل.
ابو عروبه، این قسمت حدیث را این گونه نقل میکند: بله، این تعداد نقباء بنی اسرائیل است و جریر از اشعث از عبد اللَّه بن مسعود و او از حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله این گونه نقل میکند: خلفاء بعد از من دوازده نفر به تعداد نقباء بنی اسرائیل هستند.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۹۴
(۱) ۱۲- جابر بن سمره گوید: «همراه پدرم، خدمت حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله و سلّم بودم، شنیدم که حضرت میفرمود: بعد از من دوازده امیر خواهد بود. سپس صدای خود را پایین آوردند، من از پدرم سؤال کردم: چه فرمودند؟ پدرم گفت: فرمودند:
همگی از قریش هستند.»
(۲) ۱۳- و نیز از جابر بن سمره نقل شده است که گفت: «خدمت حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله رسیدم و شنیدم که حضرت میفرمودند: این کار به پایان نخواهد رسید تا اینکه دوازده خلیفه حکومت کنند و سپس، مطلبی را آهسته فرمودند. به پدرم گفتم: حضرت چه فرمودند؟ گفت: فرمودند: همگی از قریش هستند.»
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۹۵
(۱) ۱۴- و نیز جابر بن سمره گوید: از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله شنیدم که میفرمود:
بعد از من دوازده خلیفه خواهد بود که همگی از قریش میباشند. وقتی به منزل برگشتند، من در موقعی که کسی حضور نداشت نزد ایشان رفتم و پرسیدم: بعد از آنها چه پیش میآید؟ فرمودند: هرج و مرج.
(۲) ۱۵- ابو بجیر گوید: مردی به نام ابو الخلد «۱» در همسایگی من زندگی میکرد که قسم میخورد و میگفت: این امّت نابود نخواهد شد تا آن زمان که دوازده خلیفه در بین آنها ظاهر شوند که همگی با منطق دین و هدایت عمل میکند.
توضیح «طبق فرموده استاد محترم، آقای غفّاریّ کسی به نام ابو الخلد در کتب رجال و یا أبو خالد شناخته نشد، و او کیست، معلوم ما نشد».
______________________________
(۱)- کذا، و لم أعثر علیه و علی راویه فی الرجال و معاجم التراجم.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۹۶
(۱) ۱۶- عمرو بکائی از کعب الأحبار چنین نقل میکند: خلفاء دوازده نفر هستند و وقتی زمان آنها سپری شود و مردم صالح بوجود آیند، خداوند عمر آنها را طولانی خواهد کرد. خداوند چنین وعدهای به این امّت داده است، سپس آیه «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا …» را (که در متن آمده است) قراءت کرد. معنی آیه چنین است: (خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردهاند و عمل صالح انجام میدهند وعده داده است که آنها را در زمین به جای پیشینیان قرار دهد کما اینکه گذشتگان را به جای پیشینیان آنها قرار داده- نور: ۵۵) کعب الأحبار ادامه داد: و خداوند متعال نسبت به بنی اسرائیل نیز این گونه رفتار فرمود. و بر خداوند دشوار نیست که این امّت را در یک روز و یا نصف روز جمع کند «وَ إِنَّ یَوْماً عِنْدَ رَبِّکَ کَأَلْفِ سَنَهٍ مِمَّا تَعُدُّونَ»- حجّ: ۴۷ (یعنی هر یک روز در نزد خداوند معادل هزار سال از سالهایی است که مردم میتوانند بشمارند یعنی معادل هزار سال دنیایی است).
شیخ صدوق گوید: طرق این اخبار را در کتاب خصال آوردهام.
توضیح: در ابواب «۱۲» از کتاب خصال.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۹۷
(۱) ۱۷- سلمان فارسیّ (ره) گوید: «خدمت حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله و سلّم رسیدم. [امام] حسین علیه السّلام بر روی ران آن حضرت بود، حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله دهان و دو چشم او را میبوسیدند و میفرمودند: تو سیّد و بزرگوار هستی، پدرت هم سیّد و بزرگوار است. تو امام هستی، پدرت نیز امام است. تو حجّت هستی، پدرت هم حجّت است. تو پدر نه حجّت خدا هستی که از نسل تو خواهند بود و نهمین آنها «قائم» آنها است».
(۲) ۱۸- امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله چنین فرموده: مژده! مژده!- سه بار- مثل امّت من، مثل باران است که انسان نمیداند اوّلش بهتر
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۹۸
است یا آخرش، و مثل امّت من مثل باغی است که یک سال، گروهی از آن اطعام میشوند و سال دیگر گروهی دیگر بهرهمند میگردند. و شاید در آخر آن، گروهی باشند با قدرت و مکنت بیشتر، و فوائد و میوههای نیکوتر.
و آیا امّتی که من و پس از من دوازده نفر سعادتمند و خردمند در آغاز آن باشیم و مسیح، عیسی بن مریم در آخر آن ممکن است هلاک شود؟ اما در این میان نسل آینده این هرج و مرج هلاک خواهند شد. آنها از من نیستند و من هم از آنان نیستم.
(۱) ۱۹- صالح بن عقبه از امام صادق علیه السّلام نقل نموده است که آن حضرت چنین فرمودند: «زمانی که ابو بکر مرد و عمر جانشین او شد، عمر به مسجد برگشت و نشست، مردی بر او وارد شد و گفت: ای امیر المؤمنین! من مردی از یهود هستم و دانشمند و علّامه یهودیان میباشم. میخواهم راجع به مطالبی از تو سؤال کنم که اگر پاسخ دادی، مسلمان میشوم. عمر گفت: آن سؤالها چیست؟ یهودی گفت: سه تا و سه تا و یکی، اگر میخواهی، از تو بپرسم و اگر
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۹۹
در بین قوم تو کسی داناتر از تو هست مرا به سوی او راهنمایی کن. (۱) عمر گفت:
به سراغ آن مرد جوان برو (منظورش حضرت علیّ بن ابی طالب علیه السّلام بود) یهودی نزد علیّ علیه السّلام آمد و سؤال کرد. حضرت فرمودند: چرا گفتی: سه تا و سه تا و یکی و نگفتی هفت تا؟ یهودی گفت: زیرا در این صورت جاهل خواهم بود، اگر سه تا را جواب ندادی به همین مقدار اکتفاء میکنم. حضرت فرمودند: اگر جواب بدهم، مسلمان میشوی؟ یهودی گفت: بله، حضرت فرمودند: بپرس. یهودی گفت: سؤال من در باره اوّلین سنگی است که بر روی زمین قرار داده شد و نیز اوّلین چشمه و اوّلین درختی که در زمین کاشته و روئیده شد؟ حضرت فرمودند:
ای یهودی! شما میگوئید: اوّلین سنگی که بر زمین نهاده شد سنگی است که در بیت المقدس میباشد در حالی که نادرست میگوئید، آن سنگ سنگی است که آدم از بهشت به زمین آورد. یهودی گفت: راست میگویی، به خدا قسم! این مطلب را حضرت موسی علیه السّلام املاء نموده و حضرت هارون علیه السّلام نوشته است، حضرت ادامه دادند: شما میگوئید اوّلین چشمهای که در زمین جوشید، چشمهای
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۰۰
است که در بیت المقدس قرار دارد در حالی که خلاف میگوئید، (۱) آن چشمه، عین الحیاه (چشمه زندگی) است که یوشع بن نون آن ماهی را در آن شست «۱» و آن همان چشمهای است که خضر از آن نوشید و هر کس که از آن بنوشد زنده میماند. یهودی گفت: راست میگوئی، به خدا قسم این مطلب را موسی علیه السّلام إملاء نموده و هارون علیه السّلام نوشته است، حضرت ادامه داد: شما معتقدید که اوّلین درختی که بر زمین روئید زیتون است، و حال آنکه نادرست میگوئید. آن درخت، درخت عجوه «۲» است و آدم علیه السّلام آن را از بهشت با خود آورد.
یهودی گفت: درست میگویی، به خدا قسم! این مطلب را حضرت موسی علیه السّلام املاء نموده و حضرت هارون علیه السّلام نوشته است، سپس گفت: سه سؤال دیگر: این امّت چند امام و هدایتکننده دارد که اگر مردم دست از یاری آنها بکشند، آن امامان، هیچ ضرر نخواهند کرد؟ حضرت فرمودند: دوازده امام. یهودی گفت: درست گفتی، به خدا قسم! این موضوع را حضرت
______________________________
(۱)- ظاهرا اشاره است به داستان حضرت موسی، یوشع بن نون و خضر علیهما السّلام مختصرا در سوره کهف آیات ۶۰ تا ۸۲ ذکر شده است.
(۲)- درخت عجوه: نوعی درخت خرمای ممتاز میباشد.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۰۱
موسی علیه السّلام املاء نموده و حضرت هارون علیه السّلام نوشته است، (۱) سپس گفت: نبیّ شما، در کجای بهشت ساکن است؟ حضرت فرمودند: در بالاترین درجه و شریفترین مکان در بهشتهای جاودانگی، یهودی گفت: درست گفتی، قسم به خدا! این مطلب را حضرت موسی علیه السّلام املاء نموده و حضرت هارون علیه السّلام نوشته است. باز سؤال کرد: چه کسانی با او هممنزلند؟ حضرت فرمودند:
دوازده امام. یهودی گفت: درست گفتی، به خدا قسم! این مطلب را حضرت موسی علیه السّلام املاء نموده و حضرت هارون علیه السّلام نوشته است، سپس گفت:
هفتمین سؤال، از شما سؤال میکنم که وصیّ او، بعد از او، چند سال عمر میکند؟ فرمود: سی سال، یهودی گفت: سپس چه اتّفاقی میافتد؟ میمیرد یا کشته میشود؟ حضرت فرمودند کشته میشود، تیغی بر فرق سرش میزنند و محاسنش را [از خونش] خضاب میکنند. یهودی گفت: درست میگوئی، به خدا قسم! این مطلب را موسی علیه السّلام إملاء نموده و هارون علیه السّلام نوشته است.»
شیخ صدوق گوید: این حدیث طرق و اسانید دیگری نیز دارد که در کتاب
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۰۲
«کمال الدّین و تمام النّعمه فی اثبات الغیبه و کشف الحیره» آوردهام. «۱»
(۱) ۲۰- تمیم بن بهلول گوید: از عبد اللَّه بن أبی الهذیل در باره امامت سؤال کردم که امامت در چه کسی حقّ است و علامت او چیست؟ او گفت: بر کسی که راهنمای بر این مطلب است و بر مؤمنین حجّت میباشد و امور مسلمین را بدست دارد و با قرآن سخن میگوید و احکام دین را میداند، همانا برادر رسول خدا و خلیفه و وصیّ او، امام بر مردم میباشد، همان کسی که ولیّ پیغمبر است و نسبت او با پیامبر، مثل نسبت هارون به موسی است، او کسی است که طبق این آیه: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» (یعنی ای مؤمنین از خدا اطاعت کنید و نیز از رسول و اولی الأمر اطاعت کنید- نساء ۵۹) اطاعتش بر همگان واجب است، همان کسی که خداوند در وصف او گفته است: «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ» (یعنی ولیّ شما، فقطّ و فقط اینها هستند: اللَّه و رسول او و آن مؤمنانی که نماز میخوانند و در حال رکوع زکات میدهند- مائده ۵۵)، همان
______________________________
(۱)- فی الباب السادس و العشرین بالرقم ۳ و فی الخصال ابواب الاثنی عشر بالرقم ۴۰٫
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۰۳
کسی که ولیّ مردم است و مردم به سوی او دعوت شدهاند، (۱) همان که در روز غدیر خمّ امامت برای او ثابت گردید بدین ترتیب که پیامبر خدا صلی اللَّه علیه و آله طبق گفته خداوند، فرمودند: آیا ولایت و سرپرستی من بر شما از خود شما بیشتر نیست؟ مردم گفتند: چرا! آنگاه حضرت فرمودند: هر کس، من ولیّ و سرپرست او هستم، علیّ، سرپرست اوست، خدایا با دوستان او دوستی و با دشمنان او دشمنی کن، هر کس او را یاری کرد، یاریش فرما و هر کس او را تنها گذاشت دست از یاریش بردار، و هر کس او را کمک کند، او را کمک کن، آن شخص، علیّ بن أبی طالب، أمیر المؤمنین و امام متّقین و پیشوای افراد نورانی و برترین اوصیاء و بهترین خلائق بعد از رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و آله میباشد، و بعد از او حسن بن- علیّ و سپس حسین هستند، دو نوه رسول خدا علیهم السّلام و دو فرزند بهترین زنان- روی زمین، سپس علیّ بن الحسین، سپس محمّد بن علیّ، سپس جعفر بن محمّد سپس موسی بن جعفر، سپس علیّ بن موسی، سپس محمّد بن علیّ، سپس علیّ بن-
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۰۴
محمّد، سپس حسن بن علیّ و بالأخره محمّد بن الحسن علیهم السّلام تا امروز، یکی پس از دیگری. (۱) اینان علیهم السّلام خاندان رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله هستند که به امامت و وصایت شناخته شدهاند، در هیچ عصر و زمانی، زمین بدون یکی از آنان نیست. که همان «عروه الوثقی» (دستگیره محکم) و أئمّه هدایت و حجّت بر اهل دنیا هستند تا آن زمان که عمر زمین و ساکنان آن بسر آید، و هر کس با آنان مخالفت کند، گمراه و گمراهکننده خواهد بود، و حقّ و هدایت را کنار زده است، آنان هستند که قرآن را بیان میکنند، و به جای رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله سخن میگویند، هر کس بمیرد و ایشان را نشناسد، به مرگ جاهلیّت مرده است، آئین و دین اینان عبارتست از: ورع و پرهیز، عفّت، راستی و راستگوئی، صلاح، اجتهاد (یعنی کوشش نمودن)، امانت داری چه برای خوبان و چه برای بدان، سجدههای طولانی، شبزندهداری، دوری از محرّمات، انتظار فرج و گشایش با پایداری نمودن، خوش رفتاری با اطرافیان و همراهان و نرمی با همسایگان.
سپس تمیم بن بهلول گفت: عین همین حدیث را، أبو معاویه از أعمش از
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۰۵
امام صادق علیه السّلام در باره امامت برایم نقل کرد.
(۱) ۲۱- أبو حمزه ثمالیّ از امام محمّد باقر علیه السّلام نقل کرده است که آن حضرت فرمودند: «خداوند- عزّ و جلّ- محمّد را به سوی جنّ و انس مبعوث فرمود و بعد از او دوازده وصیّ قرار داد، بعضی از آنان در زمان گذشته میزیستهاند، و برخی هنوز نوبتشان نشده است، و بر هر وصیّی سنّت و تقدیری خاصّ، جاری است، و اوصیائی که بعد از محمّد صلی اللَّه علیه و آله و سلّم هستند، طبق سنّت و روش اوصیاء عیسی علیه السّلام میباشند، و آنان دوازده تن بودند، و أمیر المؤمنین علیه السّلام بر سنّت مسیح علیه السّلام بود.
(۲) ۲۲- زراره بن أعین گوید: «از امام محمّد باقر علیه السّلام شنیدم که چنین میفرمودند:
ما دوازده امام هستیم، که حسن و حسین جزء آنها هستند، سپس سائر ائمّه علیهم السّلام
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۰۶
از اولاد حسین علیهم السّلام خواهند بود.
(۱) ۲۳- سماعه بن مهران گوید: من و أبو بصیر و محمّد بن عمران- مولای امام باقر علیه السّلام- در منزلی بودیم، محمّد بن عمران گفت: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که حضرت میفرمودند: ما دوازده محدّث «۱» هستیم، ابو بصیر گفت: تو را به خدا سوگند! این را از امام صادق علیه السّلام خود شنیدی؟ و یکی دو بار او را قسم داد او هم قسم خورد که از امام صادق علیه السّلام شنیده است، ابو بصیر گفت: ولی من این مطلب را از امام محمّد باقر علیه السّلام شنیدهام.
(۲) ۲۴- زراره گوید: از امام باقر علیه السّلام شنیدم که چنین میفرمودند: ما بعد از حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله دوازده امام هستیم همه از آل محمّد ص و همگی نیز محدّث هستیم و
______________________________
(۱)- محدّث یعنی کسی که صدای (فرشته) را میشنود ولی او را نمیبیند.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۰۷
و علیّ بن أبی طالب علیه السّلام جزء این دوازده امام است.
(۱) ۲۵- امام صادق از امام باقر و امام باقر از امام سجّاد و امام سجّاد از امام حسین علیهم السّلام فرمودند که: در باره این فرمایش حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله و سلّم که فرمودهاند: «من دو چیز گرانبها در بین شما باقی میگذارم کتاب خدا و خاندانم» از أمیر المؤمنین پرسیدند: که «خاندان» چه کسانی هستند؟ فرمودند: من و حسن و حسین و ائمّه نهگانه از نسل حسین که نهمین، «مهدیّ» و «قائم» آنان خواهد بود، از کتاب خدا جدا نمیشوند و کتاب خدا نیز از ایشان جدا نمیشود تا به کنار حوض «کوثر» بحضور حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله برسند.
شرح: «مراد آنست که میان کتاب خدا و أهل بیت جدائی نیست و هر دو با همند تا روز قیامت کنار حوض کوثر، تمسّک بهر یک تمسّک به آن دیگر است».
(۲) ۲۶- علیّ بن فضل بغدادیّ گوید: از ابو عمر دوست و همدم ابو العبّاس ثعلب
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۰۸
سؤال شد که در فرمایش حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله که فرموده است: «در بین شما دو چیز سنگین (گرانبها) باقی میگذارم» چرا این دو چیز، سنگین (گرانبها) نامیده شدهاند؟ گفت: زیرا تمسّک به آنها بسیار سنگین و مشکل است.
توضیح: «کلمه «ثقل» در این حدیث شریف، باید «ثَقَل» خوانده شود به معنی «شیء نفیس و گرانبها». و «ثِقل» به معنی «سنگینی» است، و ظاهرا ابو عمرو این کلمه را به غلط «ثِقل» خوانده و بر همان اساس توضیح داده».
(۱) ۲۷- امام صادق از پدرانش علیهم السّلام از أمیر المؤمنین علیه السّلام نقل نموده: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله چنین فرمودند: وقتی که مرا به آسمان (یعنی معراج) بردند، پروردگارم- جلّ جلاله- به من وحی کرده فرمود: ای محمّد! من به زمین نگریستم و تو را از آن برگزیدم و پیامبر نمودم و برای تو از اسم خودم، نامی مشتقّ کردم، من «محمودم» و تو «محمّد» سپس بار دیگر نگریستم و علیّ را برگزیدم و
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۰۹
او را وصیّ، جانشین، و داماد و پدر فرزندانت قرار دادم و برای او از نامهای خود، نامی مشتقّ کردم، (۱) من «علیّ أعلی» هستم و او «علیّ» است، و فاطمه و حسن و حسین را از نور شما خلق کردم، سپس ولایت آنان را بر ملائکه عرضه داشتم، هر کس آن را پذیرفت، نزد من از مقرّبین محسوب گردید، ای محمّد! اگر بندهای مرا عبادت کند آن گونه که بریده گردد و فقطّ استخوانی ماند و بس و از شدّت و کثرت عبادت همچون مشک کهنه شود، سپس در حال إنکار ولایت این چند نفر بمیرد، او را در بهشت خود ساکن نخواهم گردانید و در سایه عرشم قرار نخواهم داد، ای محمّد! آیا دوست داری آنها را ببینی؟ گفتم: بله، خداوند فرمود: سرت را بلند کن، من هم سر برآوردم و در این موقع با انوار علیّ، فاطمه، حسن، حسین، علیّ بن الحسین، محمّد بن علیّ، جعفر بن محمّد، موسی بن جعفر، علیّ بن موسی، محمّد بن علیّ، علیّ بن محمّد، حسن بن علیّ و حجّت بن الحسن که همچون ستارهای درخشان در میانشان بود مواجه شدم، گفتم: خداوندا! اینان چه
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۱۰
کسانی هستند؟ فرمود: اینها، أئمّه هستند، (۱) و این، قائم است که حلال و حرام را آن طور که من حلال و حرام کردهام به اجرا میگذارد، به وسیله او از دشمنانم انتقام میگیرم و او مایه آسایش و راحتی اولیاء من است، و اوست که قلوب شیعیان را از شرّ ظالمین و منکرین و کافرین آرامش میبخشد، و با انتقام گرفتن از آنها باعث خوشحالی شیعه میشود، لات و عزّی را تر و تازه از زمین خارج میکند و به آتش میکشد، و به راستی فتنه و گمراهی که توسّط آن دو در آن روز و در بین مردم ایجاد شد، از فتنه گوساله و سامریّ بیشتر خواهد بود.
توضیح: «۱- در سند این روایت «احمد بن بندار» ذکر شده است و در برخی نسخ «أحمد بن مابنذاذ» آمده، که ظاهرا بندار یا مابنذاذ جدّ این شخص است، و در تاریخ بغداد چنین آمده است: احمد بن اسحاق أبو بکر البندار، گوید: وی مورد وثوق بوده، در سال ۳۰۵ وفات نموده است. ۲- لات و عزّی در اصل نام دو بت است و در اینجا مراد دو تن از منافقین هستند بکنایه».
(۲) ۲۸- از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت شده است که: «حضرت رسول
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۱۱
فرمودند: ائمّه بعد از من دوازده نفر هستند، اوّلین نفر آنان علیّ بن أبی طالب و آخرین نفر ایشان قائم است، آنان، خلفاء، أوصیاء و أولیاء من هستند، و بعد از من حجّت خدا بر امّتم میباشند، کسی که به [امامت] آنان إقرار کند مؤمن و کسی که انکار کند کافر است.
(۱) ۲۹- علیّ بن عاصم از امام جواد علیه السّلام و آن حضرت نیز به واسطه پدران بزرگوار خود از امام حسین علیهم السّلام چنین نقل کردند که گفت: روزی به خدمت جدّم رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله رسیدم، ابیّ بن کعب نیز در آنجا بود، حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: خوش آمدی ای أبا عبد اللَّه! ای زینت بخش آسمانها و زمینها، ابیّ پرسید: چگونه ممکن است کسی غیر از شما زینت بخش آسمانها و زمینها باشد؟ حضرت فرمودند: قسم به خدائی که به حقّ مرا پیامبر فرموده
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۱۲
است، (۱) [مقام] حسین بن علیّ در آسمان بالاتر از [مقام] او در زمین است، و در طرف راست عرش الهی در باره او چنین نوشته شده است: چراغ هدایت و کشتی نجات، امام استوار، مایه عزّت و افتخار و [دریای] علم و گنجینه، و خداوند در صلب او نطفهای پاک و پاکیزه و مبارک قرار داده است، دعاهایی به او تعلیم داده شده است که اگر هر مخلوقی آنها را بخواند خداوند- عزّ و جلّ- وی را به همراه او (امام حسین علیه السّلام) محشور میفرماید و در آخرت [حسین] شفیع او خواهد بود، و خداوند ناراحتی او را برطرف خواهد کرد، و به واسطه آن دعاها دین او را اداء کرده، کارش را آسان میگرداند و راهش را روشن کرده، او را در مقابل دشمن قوی میگرداند، و عیوب او را آشکار نخواهد کرد، ابیّ سؤال کرد:
این دعاها چیست یا رسول اللَّه؟ حضرت فرمودند: بعد از اینکه از نمازت فارغ شدی در حالی که هنوز در جایت نشسته باشی، این دعاها را میخوانی: «اللّهمّ إنّی أسألک بکلماتک و معاقد عرشک- تا آخر دعایی که در متن آمده است.»
(یعنی خداوندا! به حقّ کلماتت و به حقّ آنچه عرشت را عزّت بخشیده است و به حقّ ساکنین آسمانهایت و به حقّ أنبیاء و پیامبرانت از تو میخواهم که دعای
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۱۳
مرا مستجاب کنی، (۱) زیرا که، در کارهایم سختی بر من روآورده لذا از تو میخواهم بر محمّد و آل محمّد درود فرستی و برای من در امور و کارهایم آسانی و راحتی قرار دهی) خداوند، با خواندن این دعاها، کارت را آسان میگرداند و به تو شرح صدر مرحمت میفرماید و در زمان مرگ شهادت به وحدانیّت خود (یعنی لا اله الّا اللَّه گفتن) را به تو تلقین خواهد کرد، ابیّ پرسید: یا رسول اللَّه! این نطفه که در صلب حبیب من حسین قرار دارد، چیست؟ فرمودند: مثل این نطفه، مثل ماه است، و آن، نطفه پسران و دختران است، «۱» هر کس از او پیروی کند به رشد و تعالی میرسد و هر کس از او پیروی نکند، در گمراهی افتاده، به غیّ و ضلالت میرسد، ابیّ گفت: نام او و دعای او چیست؟ حضرت فرمودند: نامش علیّ است و دعایش چنین است: «یا دائم یا دیموم- تا آخر دعایی که در متن آمده است» (یعنی: ای دائم همیشگی، ای زنده پا برجا، ای که همّ و غمّ را برطرف میکنی، ای مبعوثکننده پیامبران، ای که در وعدههایت همیشه صادق بوده و
______________________________
(۱)- فی کمال الدّین و بعض نسخ الکتاب «نطفه تبیین و بیان».
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۱۴
هستی) (۱) هر کس خدا را به این دعا بخواند خداوند- عزّ و جلّ- او را با علیّ بن- الحسین محشور میگرداند، و علیّ بن الحسین راهنما و پیشوای او به سوی بهشت خواهد بود، ابیّ پرسید: یا رسول اللَّه! آیا او وصیّ و جانشینی خواهد داشت؟
حضرت فرمودند: بله، میراث آسمانها و زمین متعلّق به اوست. ابیّ سؤال کرد:
میراث آسمانها و زمین یعنی چه؟ حضرت فرمودند: قضاوت به حقّ، حکم نمودن بر اساس دین و دیانت، تأویل أحکام و بیان کردن وقایع آینده. أبیّ گفت:
نامش چیست؟ حضرت فرمودند: اسمش محمّد است و در آسمانها، مونس ملائکه میباشد و در دعایش چنین میگوید:
«اللّهمّ إن کان لی عندک …
تا آخر دعای متن».
(یعنی: ای خداوندا! اگر از من راضی هستی و مرا دوست داری، مرا و نیز برادران و شیعیانم را که از من تبعیّت میکنند، بیامرز و آنچه را در صلب دارم، پاکیزه گردان) خداوند نیز در صلب او نطفهای با برکت و پاک و پاکیزه قرار داد و جبرئیل به من خبر داد که خداوند- عزّ و جلّ- این نطفه را پاکیزه گرداند و آن را در نزد خود جعفر نامید و او را هادی و هدایت شده و نیز راضی و
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۱۵
پسندیده گردانید. (۱) او پروردگارش را این گونه میخواند: «یا دان غیر متوان. تا آخر دعای متن» (یعنی: ای که نزدیک هستی و مسامحه نمیکنی، ای أرحم الرّاحمین، به شیعیانم، وسیلهای که با آن از شرّ آتش در أمان باشند مرحمت فرما و از آنها راضی باش و گناهانشان را بیامرز و امورشان را آسان گردان و قرضهایشان را أداء نما و زشتیهایشان را بپوشان و گناهان کبیرهای را که غیر از تو کسی از آن خبر ندارد (یا گناههای کبیرهای که مربوط به تو است و حقّ النّاس نیست) به آنها ببخش. ای که از ظلم ظالمین نمیهراسی و خواب و خواب آلودگی در تو راهی ندارد، برای من از هر سختی و مشکلی فرجی قرار ده) هر کس خدا را با این دعا بخواند «۱» خداوند او را با چهرهای نورانی با جعفر بن- محمّد به سوی بهشت محشور میفرماید، ای ابیّ! خداوند بر روی این نطفه، نطفهای پاکیزه و با برکت و پاک قرار داده و رحمت و مهربانی را بر آن نازل نموده و او را نزد خود موسی نامیده است. ابیّ گفت: یا رسول اللَّه! گویا به هم شبیه «۲»
______________________________
(۱)- یعنی هر کس چنین دعائی برای شیعیان کند. و بجای «لشیعتی» «للشّیعه» بگوید.
(۲)- این ترجمه بر اساس نسخه موجود است و در کمال الدّین به جای «کأنّهم»، «کلّهم» آمده است که در نتیجه ترجمه چنین میشود: (آنها همگی به هم شبیه هستند و یا یک دیگر را وصف میکنند) …
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۱۶
هستند (یا یک دیگر را توصیف میکنند) و از یک نسل هستند و از یک دیگر ارث میبرند و یک دیگر را توصیف مینمایند، (۱) حضرت فرمودند: جبرئیل از جانب خداوند آنها را برای من توصیف نموده است، ابیّ گفت: آیا موسی، دعایی غیر از دعای پدرانش دارد؟ حضرت فرمودند: بله، او در دعایش چنین میگوید: «یا خالق الخلق و یا باسط الرّزق. تا آخر دعای متن» (یعنی: ای آفریننده خلق، ای که رزق و روزی را گستراندهای، ای که دانه هسته را میشکافی و میرویانی، ای خالق جانداران، و زندهکننده مردگان! و ای که زندهها را میمیرانی، ای پا بر جای همیشگی، ای خارجکننده گیاه [از زمین] با من آن چنان رفتار کن که خود اهل آن هستی) هر کس خداوند را با این دعا بخواند، خدا حوائج او را بر میآورد و در روز قیامت با موسی بن جعفر محشورش مینماید، و خداوند نیز در صلب او نطفهای با برکت و پاک و پسندیده قرار داده و نامش را علیّ گذارده است. در میان خلق، از نظر علم و حکمت مورد رضایت خداوند میباشد و خدا او را برای شیعیان حجّت قرار میدهد تا در روز قیامت به (رفتار و گفتار) او
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۱۷
استدلال و احتجاج کنند (۱) و دعایی دارد که خداوند را به آن دعا میخواند:
«اللّهمّ أعطنی الهدی
– تا آخر دعای متن» (یعنی: خدایا به من هدایت عطا کن و مرا بر آن ثابت قدم بدار، و مرا با امن و أمان در حالی که بر هدایت هستم محشور کن همچون کسی که هیچ ترس و حزن و جزع و فزعی ندارد، تو أهل تقوی و أهل آمرزش هستی) و خداوند در صلب او نطفهای پر برکت، پاک و پاکیزه و پسندیده قرار داده و او را محمّد بن علیّ نامیده است، او شفیع شیعیان خود و وارث علم جدّش میباشد و دارای علامت و حجّتی ظاهر و آشکار است. زمانی که متولّد شود میگوید:
«لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»
صلی اللَّه علیه و آله و سلّم، و در دعایش میگوید:
«یا من لا شبیه له و لا مثال- تا آخر دعای متن»
(یعنی: ای که هیچ مثل و مانندی نداری تو همان خدایی هستی که معبودی و خالقی جز تو وجود ندارد، تو مخلوقین را فنا میکنی و خود باقی هستی، تو از نافرمانها درمیگذری و رضایت خاطر تو در آمرزش است) (۲) هر کس که این دعا را بخواند محمّد بن علیّ علیهما السّلام در روز قیامت شفیع او
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۱۸
خواهد بود. و خداوند متعال در صلب او نطفهای قرار داده است که نه اهل بغی و ظلم است و نه اهل طغیان و نافرمانی، نیکوکار، مبارک و پاکیزه، آن را در نزد خود علیّ بن محمّد نامیده و لباس سکینه و وقار بر او پوشانیده و علوم و اسرار پنهان را در او به ودیعت نهاده است. هر کس او را ملاقات کند و در سینه چیزی [مخفی] داشته باشد، او را به آن مطلب خبر میدهد و از دشمنش بر حذر میدارد و در دعایش چنین میگوید: «یا نور یا برهان- تا آخر دعای متن» (یعنی: ای نور و ای برهان، ای نورانی و ای آشکار، ای پروردگار من، خودت مرا از شرّ شرور و آفات روزگار حفظ کن و از تو میخواهم در روزی که صور دمیده میشود مرا از اهل نجات قرار دهی).
هر کس که این دعا را بخواند علیّ بن محمّد علیهما السّلام شفیع و پیشوای او به سوی بهشت خواهد بود. و خداوند تبارک و تعالی در صلبش نطفهای قرار داد که او را نزد خود حسن نامید وی را همچون نوری در شهرها قرار داد، در زمینش خلیفه گرداند و مایه عزّت امّت جدّش نمود و هادی و راهنمای شیعیانش کرده نزد پروردگارش او را شفیع آنان نمود. خداوند او را مایه نقمت و عذاب مخالفین قرار داد و برای دوستانش و کسانی که او را امام خود بدانند، حجّت و
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۱۹
برهان گرداند. (۱) او در دعایش چنین میگوید: «یا عزیز العزّ فی عزّه- تا آخر دعای متن». (یعنی ای که در عزّت خود عزیزی چقدر عزیز است کسی که در عزّت خود عزیز است! مرا با عزّت خود عزیز گردان و با یاریت تأیید کن، و با قدرت خویش وسوسههای شیطانی را از من دور گردان، و مرا حفظ کن و از بهترین خلق خود قرار ده، یا واحد! یا أحد! ای موجود یکتا و بیهمتا! و ای بینیاز!).
هر کس خدا را با این دعا بخواند، خداوند با او (حسن) محشورش مینماید و اگر آتش هم بر او واجب و لازم شده باشد، از آتش میرهاندش. و خداوند، تبارک و تعالی، در صلب حسن نطفهای با برکت، پاک و پاکیزه و طاهر و مطهّر قرار داده است که هر مؤمنی، که خداوند از وی برای ولایت پیمان گرفته است، به او راضی و خشنود خواهد شد و هر انسان منکری به او کافر میشود، او امامی است با تقوی، پاک، نیکوکار، پسندیده، هدایتگر و هدایت شده، به عدل حکم میکند و به عدالت دستور میدهد، خداوند را تصدیق میکند و قبول دارد و خداوند نیز او را در گفتارش تصدیق مینماید، از تهامه «۱» در زمانی که دلائل و
______________________________
(۱)- محلّی است در عربستان حدّ فاصل ساحل دریای سرخ تا کوههای حجاز.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۲۰
علامات آشکار شده باشد، خروج میکند. (۱) او دارای گنجهایی است ولی نه از طلا و نقره بلکه از اسبهایی تام الخلق و قوی و پیاده نظامی با علامتهای مشخّص (و یا تامّ الخلق و قوی). خداوند- تبارک و تعالی- از دورترین شهرها به تعداد أهل بدر یعنی سیصد و سیزده نفر برای او سپاه گرد آورد. او نوشتهای در دست دارد که لاک و مهر شده و در آن تعداد و اسامی اصحاب او و نیز نسب شهرهای آنها و خلق و خوی، وضع ظاهری، چهره و قیافه و نیز کنیه آنان ثبت شده است. این نفرات جنگاور بوده، در اطاعت و فرمانبرداری از او کوشا هستند و مجدّانه عمل میکند.
ابیّ سؤال کرد: علائم و نشانههای او چیست؟ حضرت فرمودند: وقتی زمان قیام او برسد، آن پرچم خود بخود باز میشود و خداوند آن را به سخن میآورد سپس پرچم، او (حضرت مهدیّ آل محمّد) را صدا میکند و میگوید: «ای ولیّ خدا! قیام کن و دشمنان خدا را بکش». و این دو (یعنی باز شدن پرچم و نطق او) دو علامت و نشانه برای او هستند. و نیز شمشیری غلاف شده دارد، که وقتی زمان قیامش فرا رسد آن شمشیر از غلاف خود خارج میشود و خداوند آن را به
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۲۱
سخن میآورد شمشیر صدا میزند و میگوید» (۱) ای ولیّ خدا بپا خیز که دیگر برای تو جائز نیست از پیکار با دشمنان خدا باز ایستی» پس، حضرت قیام میکند و دشمنان خدا را- در هر جا به دست آورد- میکشد و حدود الهی را برپا کرده، اجرا میکند، به حکم خداوند حکم میکند. در حالی که جبرئیل علیه السّلام در سمت راست آن حضرت و میکائیل در سمت چپ ایشان خواهند بود، این مطلب را که برایتان گفتم- و لو بعد از مدّتی- خواهید دانست و کارهایم را بر عهده خدا میگذارم.
ای ابیّ: خوشا «۱» به حال کسی که او را ملاقات کند، خوشا به حال کسی که او را دوست بدارد، و خوشا به حال کسی که به او معتقد باشد، خداوند، به خاطر وی و به خاطر إقرار و اعتقاد به خدا و رسول و همگی ائمّه، آنها را از هلاکت نجات میدهد، خدای منّان درهای بهشت را برای آنها باز میکند. مثل آنها در زمین، مثل مشک است که دائم از خود بوی خوش ساطع میکند ولی تغییری در او حاصل نمیشود. و مثل آنها در آسمان مثل ماه نورانی است که هیچ گاه نورش خاموش نمیشود.
______________________________
(۱)- یعنی بالفارسیه: خجستگی و فرخندگی باشد برای او.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۲۲
(۱) ابیّ عرض کرد: أحوالات این ائمّه، از طرف خداوند چگونه بیان شده است؟ حضرت فرمودند: خداوند، دوازده صحیفه بر من نازل فرمود که اسم هر امامی داخل قسمت مهرشده مربوط به آن امام است «۱» و وصف [و احوال] او در صحیفه مربوط به خود اوست.
توضیح: أوّلا بدان که این حدیث را در اینجا از «ابو الحسن علیّ بن ثابت دوالیبیّ» نقل شده است. ولی عین همین حدیث را در کتاب «کمال الدّین و تمام النّعمه» ص ۲۶۴ از «احمد بن ثابت دوالیبیّ» نقل شده است، که ظاهرا از اشتباهات نسّاخ و راویان بعدی یکی از این دو کتاب میباشد، و به هر حال نام «احمد بن ثابت دوالیبیّ» در کتب رجال ذکر نشده است، و همچنین راوی بعدی، یعنی «علیّ بن عبد الصّمد کوفیّ» امّا علیّ بن عاصم: اگر مراد «علیّ بن عاصم بن- صهیب الواسطیّ» باشد، این شخص بنا بر نقل علماء رجال در سال ۲۰۱ هجری وفات نموده است، و امّا امام جواد علیه السّلام (که علیّ بن عاصم این حدیث را از ایشان نقل کرده است) ظاهرا در سال ۲۰۳ هجری (و تقریبا در سنّ ۷ سال و اندی یا کمی بیشتر) به امامت رسیدهاند. یعنی او امامت امام جواد علیه السّلام را درک نکرده است و بعید مینماید که این حدیث را ۲ سال قبل از امامت آن بزرگوار یعنی در حدود سنّ ۵ یا ۶ سالگی آن حضرت، از ایشان نقل کرده باشد. و اگر «علیّ بن- عاصم» شخص دیگری غیر از شخص فوق الذّکر باشد که در این صورت او نیز مجهول و ناشناخته بوده، در کتب رجال نامی از او به میان نیامده است. ولی به هر حال متن حدیث مذکور با اخبار دیگری تأیید میشود.
______________________________
(۱)- أی الخاتم المنسوب إلیه، و ذلک أن الصّحیفه الّتی أتی بها جبرئیل علیه السّلام علیها اثنا عشر خاتما کلّ خاتم باسم إمام و تحته أسماؤهم و ما یعملون و ما یجری علیهم مدّه أعمارهم.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۲۳
ثانیا در متن حدیث در باره حضرت سجّاد علیّ بن الحسین علیهما السّلام چنین آمده است:
«و هی نطفه بنین و بنات»
یعنی آن نطفه، نطفه پسران و دخترانی میباشد، که ظاهرا به این معنی است که نسل امام حسین علیه السّلام از حضرت سجّاد علیه السّلام خواهد بود، ولی در کتاب «کمال الدّین» و نیز بعضی دیگر از نسخههای همین کتاب، این عبارت به صورت «نطفه تبیین و بیان» آمده است که ظاهرا یکی از این دو، از اشتباهات نسّاخ بعدی است، به هر حال معنی جمله بر اساس این عبارت چنین خواهد بود: این نطفه، نطفه تبیین کردن و بیان نمودن است، که معنای روشنی نخواهد داشت.
ثالثا در متن حدیث، در دعای امام جعفر صادق علیه السّلام این عبارت آمده است:
«یا دان غیر متوان»
«دان» در اصل «دانی» و از ریشه «دنوّ» و به معنی «نزدیک و قریب» میباشد و طبق قواعد نحوی باید یا «دانیا» خوانده میشد، زیرا «دانی» در این حال، «منادای شبیه به مضاف» خواهد بود. ولی در «کمال الدّین» به جای «یا دان» یا «دیّان» آمده است، به معنای «قهّار»، «غالب و چیره» و نیز «حاکم» و «قاضی». (با راهنمائی استاد غفاری) (۱) ۳۰- عبد اللَّه بن عبّاس گوید: از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله و سلّم شنیدم که چنین فرمود:
«من و علیّ، حسن و حسین و نه نفر از اولاد حسین، مطهّر و معصوم هستیم».
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۲۴
(۱) ۳۱- از عبد اللَّه بن عبّاس چنین نقل شده است: که «حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: من سیّد و سرور پیامبران هستم و علیّ بن أبی طالب، سیّد و سرور أوصیاء است. و أوصیاء بعد از من، دوازده نفر هستند اوّلین نفر آنان علیّ بن- أبی طالب و آخرین آنان قائم میباشد». عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ج۱ ۱۲۴ باب ۶ نصوص و تصریحات در باره امامت حضرت رضا در ضمن دوازده امام علیهم السلام ….. ص : ۷۵
۲) ۳۲- امام صادق از قول پدرانش از امیر المؤمنین علیهم السّلام نقل کرده که: «حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: خداوند به دوازده نفر از اهل بیت من، فهم و علم و حکمت مرا عطا فرموده و آنها را از طینت (گل) من آفریده است.
وای بر کسانی که بعد از من، آنها را إنکار کنند و ارتباط و نسبت بین من و آنان را نادیده بگیرند. چه میشود آنها را! خدا شفاعت مرا به آنها نرساند!».
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۲۵
(۱) ۳۳- از زید بن علیّ از پدرش امام سجّاد علیه السّلام و ایشان از امام حسین علیه السّلام نقل کردهاند که حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: «چگونه هلاک میشود امّتی که من و علیّ و یازده نفر از اولاد من- که همگی از اولو الألباب و عقلاء هستند- در آغاز آن و مسیح بن مریم در آخر آن باشد و لیکن در این میان کسانی که از من نیستند و من هم از آنها نیستم، هلاک خواهند شد».
(۲) ۳۴- از امام سجّاد از پدرش از جدّش از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: «ائمّه بعد از من، دوازده نفر هستند، ای علیّ اوّلین نفر از ایشان تو هستی و آخرین آنان قائم است که خداوند متعال با دست او شرق و غرب عالم را فتح مینماید».
(۳) ۳۵- از حضرت جواد علیه السّلام روایت کردهاند که فرمود: روزی امیر مؤمنان علیه السّلام
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۲۶
به همراه فرزندشان حسن بن علیّ علیهما السّلام و سلمان فارسی، در حالی که به دست سلمان تکیه داده بودند، به مسجد الحرام وارد شدند، در این موقع مردی خوش هیئت و خوش لباس خدمت حضرت آمد و سلام کرد. حضرت سلام را جواب دادند. مرد نشست سپس گفت: یا امیر المؤمنین! من از شما سه سؤال دارم، اگر جواب دادید، خواهم فهمید که مردم در باره شما به کاری مرتکب شدهاند که یقینا در دنیا و آخرت در امان نخواهند بود اما اگر از عهده جواب برنیامدید خواهم دانست که شما و دیگران یکسان هستید. حضرت فرمودند: هر چه میخواهی بپرس. مرد گفت: بفرمائید وقتی انسان میخوابد، روحش بکجا میرود و انسان چگونه مطلبی را بیاد میآورد، و چگونه فراموش میکند، و چه میشود که فرزند انسان شبیه به دائی یا عمویش میشود؟ امام، حسن را فرمود: تو پاسخ گوی،
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۲۷
(۱) او گفت: امّا در مورد اینکه پرسیدی وقتی انسان میخوابد روحش بکجا میرود؟ جوابش این است که تا زمانی که انسان در خواب است، روح با ریح مرتبط است و ریح با هواء، وقتی خداوند اجازه میدهد که آن روح نزد صاحبش برگردد آن روح ریح را جذب کرده، به سمت خود میکشد و آن ریح نیز هواء را جذب میکند. در این موقع روح برمیگردد و در بدن صاحب خود قرار میگیرد. و اگر خداوند اجازه بازگشت روح را به بدن صاحبش ندهد، هواء ریح را جذب میکند و ریح نیز روح را به سمت خود میکشد و روح تا وقت برانگیخته شدن در قیامت به بدن صاحبش برنمیگردد.
امّا سؤالت در باره فراموشی و یادآوری، جوابش این است که قلب انسان در حقّه و جعبه کوچکی قرار دارد و در روی آن جعبه یک طبق قرار گرفته است. اگر انسان صلوات کاملی بفرستد طبق از روی جعبه کنار میرود و قلب روشن میشود و انسان آنچه را فراموش کرده بیاد میآورد اما اگر صلوات نفرستد
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۲۸
(۱) و یا صلوات ناقص بفرستد آن طبق کاملا بر آن جعبه منطبق و بسته میشود و قلب در تاریکی فرو میرود و انسان آنچه را به یاد داشته (یا بیاد آورده بود) فراموش میکند.
و امّا سؤالت در باره شباهت کودک به عموها و دائیهایش، جوابش این است که اگر انسان با دلی آسوده و عروق و رگهای آرام و بدنی غیر مضطرب نزدیکی کند نطفه در درون رحم قرار میگیرد و نوزاد شبیه به پدر و مادر خویش میشود ولی اگر با دلی ناراحت و عروق غیر آرام و بدن مضطرب نزدیکی کند، نطفه نیز مضطرب و ناآرام شده و با این حال بر یکی از عروق قرار میگیرد، حال اگر بر روی رگی از رگهای عموها قرار گیرد نوزاد شبیه عموهایش میشود و اگر بر روی رگهای دائیها قرار گیرد، شبیه دائیها میشود.
مرد گفت: شهادت میدهم به وحدانیّت خدا، و قبلا نیز وحدانیّت خدا را قبول داشتم. و شهادت میدهم به رسالت محمّد بن عبد اللَّه صلی اللَّه علیه و آله و در گذشته نیز
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۲۹
بر این اعتقاد بودم (۱) و شهادت میدهم که شما وصیّ پیامبر و جانشین او هستید و به أمیر المؤمنین علیه السّلام اشاره کرد- و قبلا نیز این مطلب را قبول داشتم، و شهادت میدهم که شما وصیّ و جانشین او هستید- و به امام حسن علیه السّلام اشاره کرد. و شهادت میدهم که حسین بن علیّ بعد از شما وصیّ و جانشین پدر شما است «۱» و شهادت میدهم که علیّ بن الحسین جانشین حسین است و شهادت میدهم که محمّد بن علیّ جانشین علیّ بن الحسین است و شهادت میدهم که جعفر بن محمّد جانشین محمّد بن علیّ است و شهادت میدهم که موسی بن جعفر جانشین جعفر بن محمّد است و شهادت میدهم که علیّ بن موسی جانشین موسی بن جعفر است و شهادت میدهم که محمّد بن علیّ جانشین علیّ بن موسی است و شهادت میدهم که علیّ بن محمّد جانشین محمّد بن علیّ است و شهادت میدهم که حسن بن علیّ جانشین علیّ بن محمّد است (۲) و شهادت میدهم که مردی از فرزندان
______________________________
(۱)- فی بعض النّسخ
«أشهد أن الحسین بن علی علیه السّلام وصیّ أخیه بنصّ أبیه، و القائم بحجّته بعدک»
.
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۳۰
حسن بن علیّ که گفتن نام و کنیه او تا زمانی که ظهور نکرده است جائز نیست و وقتی ظهور کند زمین را پر از عدل میکند در حالی که که پر از جور شده باشد، جانشین حسن بن علیّ است. و سلام و رحمت و برکات خدا بر تو ای امیر المؤمنین. سپس برخاست و رفت.
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: یا أبا محمّد! دنبال او برو و ببین کجا میخواهد برود؟ امام مجتبی علیه السّلام به دنبال او رفت و گفت: همین که پایش را از مسجد بیرون گذاشت دیگر نفهمیدم به کجا رفت و به خدمت امیر المؤمنین علیه السّلام برگشتم و حضرت را مطّلع کردم. پدرم فرمودند: او را شناختی؟ گفتم: خدا و رسولش و امیر المؤمنین بهتر میدانند. حضرت فرمودند: او خضر علیه السّلام بود.
(۱) ۳۶- امام حسین علیه السّلام فرمودند: در بین ما، دوازده نفر مهدیّ [و هدایت شده الهی] وجود دارد اوّل آنها، أمیر المؤمنین علیّ بن أبی طالب علیه السّلام است و آخرین
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۳۱
نفر آنان، نهمین نفر از نسل من میباشد و اوست قائم بالحقّ، خداوند زمین مرده را توسّط او زنده میگرداند و دین حقّ را- علی رغم میل مشرکین- بدست او بر سایر أدیان پیروزی و برتری میدهد. او غیبتی دارد که گروهی در طول آن مرتدّ میشوند و گروهی نیز ثابت قدم باقی میمانند و مورد اذیّت و آزار واقع میشوند.
به آنها گفته میشود: اگر راست میگوئید، این وعده الهی، کی انجام میشود؟
کسی که در زمان غیبت، اذیّت و تکذیب مردم را تحمّل کند و صبر نماید مانند کسی است که در رکاب رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله و سلّم پیکار کند.
(۱) ۳۷- امام صادق علیه السّلام فرمودند: در بین ما، دوازده نفر مهدیّ وجود دارد.
که شش نفر از آنان رفته و شش نفر دیگر باقی ماندهاند و خداوند در مورد ششمین نفر آنچه که دوست داشته باشد انجام میدهد.
شیخ صدوق گوید: اخباری را که در این مورد برایم روایت کردهاند، در کتاب «کمال الدّین و تمام النّعمه فی اثبات الغیبه و کشف الحیره»، آوردهام و
عیون أخبار الرضا علیه السلام/ترجمه ،ج۱،ص:۱۳۲
خداوند- تعالی- داناتر است.
برگرفته از کتاب عیون اخبار الرضا نوشته: شیخ صدوق ترجمه: حمیدرضا مستفید، علیاکبر غفاری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *