اخلاق و فضائل

فضائل امام رضا علیه السلام

فضائل امام رضا علیه السلام
این از چیزهایی است که تمام مورخان درباره آن اتفاق نظر دارند.
کوچکترین مراجعه به کتابهای تاریخی این نکته را بخوبی روشن می گرداند. حتی مامون بارها خود در فرصتهای گوناگون آن را اعتراف کرده می گفت: رضا علیه السلام دانشمندترین و عابدترین مردم روی زمین است. وی همچنین به رجاء بن ابی ضحاک گفته بود:
(… بلی ای پسر ابی ضحاک، او بهترین فرد روی زمین، دانشمندترین و عبادت پیشه ترین انسانهاست… )
/پاورقی ۱- بحار / ۴۹ / ص ۹۵ – عیون اخبار الرضا / ۲ / ص ۱۸۳ و سایر کتابها./
مامون به سال ۲۰۰ که بیش از سی و سه هزار تن از عباسیان را جمع کرده بود، در حضورشان گفت:
(. . . من در میان فرزندان عباس و فرزندان علی رضی الله عنهم بسی جستجو کردم ولی هیچیک از آنان را با فضیلت تر، پارساتر، متدینتر، شایسته تر و سزاوارتر به این امر از علی بن موسی الرضا ندیدم ).
/پاورقی ۲- مروج الذهب / ۳ / ص ۴۴۱ – الکامل، ابن اثیر / ۵ / ص ۱۸۳ – الاداب السلطانیه / ص ۲۱۷ – طبری / ۱۱ / ص ۱۰۱۳ (چاپ لندن) – مختصر تاریخ الدول / ص ۱۳۴ – تجارب الامم / ۶ / ص ۴۳۶٫/

موقعیت و شخصیت امام رضا علیه السلام
این موضوع از مسائل بسیار بدیهی برای همگان است. تیره گی روابط بین امین و مامون به امام این فرصت را داد تا به وظایف رسالت خود عمل کند و به کوشش و فعالیت خویش بیفزاید. شیعیانش نیز این فرصت را یافتند که مرتب با او در تماس بوده از راهنماییهایش بهره ببرند. پس در نتیجه، امام رضا از مزایای منحصر به فردی سود می جست و توانست راهی را بپیماید که به تحکیم موقعیت و گسترش نفوذش در قسمتهای مختلف حکومت اسلامی بیانجامد حتی روزی امام به مامون که سخن از ولایتعهدی می راند، گفت: (. . . این امر هرگز نعمتی برایم نیفزوده است. من در مدینه که بودم دستخطم در شرق و غرب اجرا می شد. در آن موقع، استر خود را سوار می شدم و آرام کوچه های مدینه را می پیمودم و این از همه چیز برایم مطلوبتر می نمود. . . ).
/پاورقی ۳- بحار / ۴۹ / ص ۱۵۵، ۱۴۴ – الکافی / ۸ / ص ۱۵۱ – عیون اخبار الرضا / ۲ / ص ۱۶۷٫/
در نامه ای که مامون از امام تقاضا می کند که اصول و فروع دین را برایش توضیح دهد، او را چنین خطاب می کند: (ای حجت خدا بر خلق، معدن علم و کسی که پیروی از او واجب می باشد. . . )
/پاورقی ۴- نظریه الامامه / ص ۳۸۸٫/
مامون او را (برادرم ) و (ای آقای من ) خطاب می کرد.
در توصیف امام، مامون برای عباسیان چنین نگاشته بود: (. . . اما اینکه برای علی بن موسی بیعت می خواهم، پس از احراز شایستگی او برای این امر و گزینش وی از سوی خودم است. . . اما اینکه پرسیده اید آیا مامون در زمینه این بیعت بینش کافی داشته، بدانید که من هرگز با او بیعت نکرده مگر با داشتن بینایی کامل و علم به اینکه کسی در زمین باقی نمانده که به لحاظ فضیلت و پاکدامنی از او وضع روشنتری داشته و یا به لحاظ پارسایی، زهد در دنیا و آزادگی بر او فزونی گرفته باشد. کسی از او بهتر جلب خشنودی خاص و عام را نمی کند و نه در برابر خدا از وی استوارتر کسی دیگر یافت می شود. . . ).
/پاورقی ۵- متن عربی این نامه در پایان اصل کتاب آمده است./
از یادآوری این مطالب به وضوح به خصوصیات امام، موقعیت و منش وی پی می بریم، مگر نگفته اند که: (فضیلت آن است که دشمنان بر آن گواهی دهند)؟
باز از چیزهایی که دلالت بر بزرگی و شوکت امام دارد، روایتی است که گزارش کننده چنین نقل می کند: (من در معیت امام بر مامون وارد شدم. مجلس مملو از جمعیت بود، محمد بن جعفر را گروهی از طالبیان و هاشمیان احاطه کرده بودند و فرماندهان نیز حضور داشتند. به مجرد ورود ما، مامون از جا برخاست، محمد بن جعفر و تمام افراد بنی هاشم نیز بر پا شدند. آنگاه امام و مامون در کنار هم نشستند، ولی دیگران همچنان ایستاده بودند تا امام همه را اذن جلوس داد. آنگاه ساعتی بگذشت و مامون همچنان غرق توجه به امام بود. . . ).
/پاورقی ۶- مسند الامام الرضا / ۲ / ص ۷۶ – بحار / ۴۹ / ص ۱۷۵ – عیون اخبار الرضا / ۲ / ص ۱۵۶/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *