امامت و رهبری، حاکمان زمان

موقعیت دشوار مامون زمان امام رضا

علاوه بر این، خراسانیان نیز که خود، مامون را به عرش قدرت و حکومت رسانده بودند، اکنون
از او بر گشته، خطری برای او به شمار می رفتند.
در این میان، علویان نیز از فرصت برخورد میان مامون و برادرش به نفع خود بهره برداری کرده، به صف آرایی و افزودن فعالیتهای خود پرداختند. حال شما خوب می توانید وضع دشوار مامون را در نظر مجسم کنید، به ویژه آنکه فهرستی از شورشهای علویان را نیز که در گوشه و کنار کشور برخاسته بود، مورد توجه قرار دهید:
شورشهای علویان ابوالسرایا که روزی در میان حزب مامون جای داشت، در کوفه سر به شورش برداشت.
لشگریانش با هر سپاهی که روبرو می شدند آن را تار و مار می کردند و به هر شهری که می رسیدند، آنجا را تسخیر می کردند.
می گویند:
در نبرد ابوالسرایا دویست هزار تن از یاران خلیفه کشته شدند، در حالی که از روز قیام تا روز گردن زدن وی بیش از ده ماه طول نکشید.
حتی در بصره، که تجمع گاه عثمانیان بود، علویان مورد حمایت قرار گرفتند، به طوری که زید النار قیام کرد. در مکه و نواحی حجاز محمد بن جعفر، ملقب به «دیباج»، قیام کرد که «امیر المومنین» خوانده می شد. در یمن، ابراهیم بن موسی بن جعفر بر خلیفه شورید. در مدینه، محمد بن سلیمان بن داوود بن حسن قیام کرد. در واسط که
بخش عمده ی مردم آن مایل به عثمانیان بودند، قیام جعفر بن زید بن
علی، و نیز حسین بن ابراهیم بن حسن بن علی، رخ داد.
در مدائن، محمد بن اسماعیل بن محمد قیام کرد.
خلاصه سرزمینی نبود که در آن یکی از علویان، به ابتکار خود یا به تقاضای مردم، اقدایم به شورش بر ضد عباسیان نکرده باشد، حتی کار به جایی کشیده شده بود که اهالی بین النهرین و شام که به تفاهم با امویان و آل مروان شهرت داشتند، به محمد بن محمد علوی، همدم ابوالسرایا، گرویده ضمن نامه ای به وی نوشتند که در انتظار پیکش نشسته اند تا فرمان او را ابلاغ کند (۲۷
راه حل چند بُعدی
مامون در یافته بود که برای رهایی از این ورطه، باید چند کار را انجام دهد: ۱ فرو نشاندن شورشهای علویان. ۲ گرفتن اعتراف از علویان مبنی بر اینکه حکومت عباسیان حکومتی مشروع
است.
۳ از بین بردن محبوبیت و احترامی که علویان در میان مردم از آن برخوردار بودند.
۴ کسب اعتماد و مهر اعراب نسبت به خویش.
۵ دوام تایید و مشروع شمرده شدن حکومت وی از طرف اهالی خراسان و تمام ایرانیان.
۶ راضی نگه داشتن عباسیان و هواخواهان شان.
۷ تقویت حس اطمینان مردم نسبت به شخص مامون، چه، او بر اثر کشتن برادر، شهرت و حس اعتماد مردم را نسبت به خود سست کرده بود.
۸ و بالاخره ایجاد مصونیت برای خویشتن در برابر خطری که او را از سوی شخصیتی گرانقدر تهدید می کرد، آری مامون از شخصیت با نفوذ امام رضا علیه السلام بسیار بیم داشت و می خواست خود را از این خطر در امان نگاه دارد.
بدین ترتیب با ولیعهدی امام رضا علیه
السلام و شرکت او در حکومت، این هدفها تامین می شد، زیرا با شرکت آن حضرت که در راس علویان قرار داشت در حکومت، علویان خلع سلاح می شدند و شعارهایشان از دستشان گرفته می شد و محبوبیتی که در اثر قیام در بین مردم داشتند، از بین می رفت.
از سوی دیگر، مامون از طرف خراسانیان و عموم ایرانیان که طرفدار اهل بیت بودند، مورد تایید واقع می شد و نیز چنین وانمود می کرد که اگر برادر خویش را کشته، هدفش تفویض حکومت به اهل آن بوده است.
از همه ی اینها گذشته، با آوردن امام رضا علیه السلام به مرو و کنترل فعالیتهای او، از خطر او ایمن می شد. تنها اعراب و عباسیان می ماندند که مامون می توانست که آن هم به کم ایرانیان و علویان در برابر آنان مقاومت کند.
نقد و بررسی
قرائن و نشانه های روشنی در دست است که صداقت و اخلاص مامون را در طرح ولایت عهد امام رضا علیه السلام کاملا مشکوک می سازد:
راستی اگر مامون صادقانه و از روی عقیده و ایمان می خواست خلافت را به علی بن موسی علیه السلام منتقل کند:
۱ چرا همان طور که امام علیه السلام در مدینه بود، این کار را نکرد و آن حضرت را با اکراه تحت نظر مامورین به مرو آورد، درحالی که می توانست در مرو به نام امام علیه السلام خطبه بخواند و خطّه ی ایران را به نمایندگی از طرف حضرت نگهداری کند و امام علیه السلام هم در مدینه، در پایگاه «نبوت»، خلافت پیامبر را به عهده بگیرد؟
۲ چرا دستور داد امام علیه السلام را از طریق بصره و اهواز و فارس که اتفاقاً راهی سخت و گرم و ناراحت
کننده دارد، و احتمالاً از میان کویر لوت به خراسان و مرو می رسد، عبور دهند و از کوفه و قم عبور نکنند؟ در حالی که در کوفه و قم از امام علیه السلام استقبال بیشتری می شد و موقعیت برای هدف ظاهری مامون آماده تر می گشت؟
۳ چرا در نخستین دور مذاکرات که پیشنهاد خلافت را به امام می داد، خود را ولیعهد قرار داد، در صورتی که می بایست ولایت عهد بعد از حضرت رضا علیه السلام را به امام جواد علیه السلام واگذارد و یا لااقل به اختیار امام بگذارد؟
۴ ولیعهد بودن امام علیه السلام آنهم با آن شرط که امام در هیچ کار حکومتی دخالت نکند چه مقدار امت اسلامی را به واقع و حقیقت نزدی می کرد؟ با توجه به این که عمر امام علیه السلام در حدود ۲۰سال بیشتر از مامون از بود و طبعاً روی حسابهای عادی پیش بینی می شد که امام علیه السلام زودتر از مامون از دنیا رحلت کند و در نتیجه هرگز خلافت به آل علی نمی رسید.
۵ مامون اگر از روی اعتقاد و ایمان اقدام می کرد، چرا وقتی مواجه با امتناع امام علیه السلام شد، دست به تهدید زد و حضرت را با جبر و اکراه به قبول ولایتعهد وادار کرد؟
۶ چرا وقتی حضرت علی بن موسی الرضا به هر سبب به شهادت رسید، مامون که همان ارادت را به امام جواد علیه السلام اظهار می کرد، مقام ولایت عهد را به آن حضرت تفویض نکرد؟
۷ چرا مامون در جریان مشهور نماز عید حضرت را از راه باز گردانید و نخواست توجه توده ی مردم به آن حضرت جلب شود؟
۸ چرا وقتی مامون
از مرو به طرف بغداد حرکت کرد نگذارد که حضرت در مرو بماند؟ اگر حقیقتاً حضرت ولیعهد بود چه مانعی داشت که در مرو باشد و این قسمت از کشور را تحت نظر داشته باشد؟
اینها سوالاتی است که شاید ابتدااً سهل و ساده به نظر برسد، ولی دقت در آنها می تواند بخوبی روشن سازد که مامون در این اقدام مخلص و راستگو نبود، بلکه موجبات دیگری در میان بود که او را بدین کار وامی داشت (۲۸
برگرفته از کتاب دانستنی های امام رضا علیه السلام(دانستنی های رضوی۱)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *